سایت انفجار هات بت : چه کسی حق را در “چیزهای درست” قرار می دهد؟


سایت انفجار هات بت hot bet

من به طور کلی طرفدار راه اندازی مجدد نیستم. من نیازی به نسخه به روز شده از فراخوان کل، و من خوب خواهم شد اگر دیگر لازم نباشم پدر و مادر بروس وین را ببینم تا او بزرگ شود و بتمن شود. احساس من این است: اگر قصد دارید به مطالب آشنا برگردید ، حداقل با روشی تازه - مانند مورد دوم - به آن بپردازید Battlestar Galactica، یا مانند هر مریخ نورد جدیدی که ناسا به مریخ می فرستد.

خوشبختانه ، اقتباس تلویزیونی از چیزهای درست (دو قسمت اول آن که به تازگی از طریق دیزنی + منتشر شده است) بیش از کنگره کنجکاوی است فراخوان کل 2012. همانطور که عنوان به شما می گوید ، سری جدید از کتاب محبوب تام ولف به همین نام در 1979 استفاده می کند ، که هنوز هم یکی از واضح ترین گزارش های طلوع عصر فضا است. این کتاب ، به نوبه خود ، اقتباسی از فیلم 1983 را دنبال می کند ، که پیروان خاص خود را دارد. اما از 37 سال به بعد تغییرات زیادی در آن صورت گرفته است.

در آخرین تجسم خود ، چیزهای درست به عنوان یک فصل پخش 8 قسمته ساخته شده است. ساختار اپیزودیک آن و افزایش بسیار زیاد مدت اجرا باعث می شود سریال به جزئیاتی از تاریخ و شخصیت بپردازد که به سادگی نمی توانست در یک فیلم سینمایی جای بگیرد. زمینه فرهنگی نیز بسیار متفاوت از سال 1979 یا 1983 است. در آن زمان ، برنامه شاتل فضایی شروع به کار می کرد ، نویدبخش روح ماجراجویانه ناسا. امروز ، ناسا عناوین اصلی و تحسین های عمومی را با استارتاپ های خصوصی ، از جمله برجسته SpaceX الون ماسک ، به اشتراک می گذارد.

چیزهای درست در نتیجه کاملا متفاوت بازی می کند و به نظر می رسد سازندگان آن به خوبی از این امر آگاه هستند. به نظر می رسد که آنها همچنین آگاه هستند که تماشای جریان فیلم در خانه در حالی که منتظر یک بیماری همه گیر هستید ، تجربه بسیار متفاوتی از حلقه زدن با نثر گونزو تام ولف یا پاپ کورن های خیلی کره ای در سالن سینما دارد. بله ، اکنون جا برای وجود دارد مردان دیوانهدلتنگی سبک از همه مهمتر ، سری جدید با استفاده از زمان طولانی خود برای بررسی دقیق وقایع و شخصیتهای پشت سرگذاشتن پروژه پیروزی ناسا برای عطارد ، از یک سبک دقیق مهندس استفاده می کند ، هم در زمینه تصاویر و هم در روایت.

وقتی با تیم پشتیبان صحبت کردم این رویکرد منطقی بود چیزهای درست من سطح غیرمعمولی از دسترسی (یک اثر جانبی مثبت نادر ، با انجام این مصاحبه ها در زمانی که بسیاری از مردم درگیر بیماری همه گیر هستند) را دریافت کردم ، که به نوبه خود به من اجازه داده است یک پشتوانه غیرمعمول گسترده داشته باشم صحنه ها به روند بازآفرینی تولد عصر فضا نگاه می کنند. در آن سوی هیئت ، علاقه وسواسی سازندگان به پیشگامان پرواز در فضا برای انسان جذاب و تحت تأثیر قرار گرفتم.

من از این مصاحبه ها آنقدر تفسیر کردم که آنها را در دو پست جداگانه ارائه خواهم داد. در این بخش ، من مکالمه خود را با خلبان Carl S. Pascarell به اشتراک می گذارم ، که به طراحان نمایش و تیم جلوه های بصری توصیه کرده است که به آنها کمک کنند توالی پرواز را درست انجام دهند.

فضانوردان عطارد 7 ، کنفرانس مطبوعاتی 9 آوریل 1959 - ناسا

فضانوردان واقعی عطارد 7 در 9 آوریل 1959. چپ به راست: دکه اسلیتون ، آلن شپارد ، والی شیررا ، گاس گریسوم ، جان گلن ، گوردون کوپر و اسکات کارپنتر. (اعتبار: ناسا)

Pascarell خودش یک پسر کاملاً درست است. وی بیش از 41000 ساعت پرواز را به عنوان خلبان غیرنظامی در 727 ، 737 و DC-9 انجام داده است. به عنوان خلبان حمله نیروی دریایی ایالات متحده ؛ و به عنوان یک آزمایش آزمایشی برای شرکت های مختلف و شما هرگز همه اینها را فقط از طریق صحبت با او نمی دانید. او در رفتارهایش شاد ، ساده گفت و کاملاً قدیمی است. نظرات Pascarell در اینجا برای سبک و وضوح به راحتی ویرایش می شوند.

چگونه به عنوان مشاور پرواز درگیر شدید؟ چیزهای درست؟

ارتباط من پسری بود به نام بود دیویسون. اگر این نام آشنا به نظر می رسد ، به این دلیل است که وی تهیه کننده اجرایی پدر جنیفر دیویسون است. من و بود سالها در دنیای هواپیمایی غیرنظامی دوست بودیم. من اغلب در خانه او بودم ، و جنیفر کوچک را هنگامی که فقط 11 ساله بود ملاقات کردم - 11؟ 12؟ ببینم ، شاید 30 سال بعد از من با جنیفر تماس گرفتند: "سلام من در حال فیلمبرداری صحنه ای برای یک ویژه برنامه NatGeo در اورلاندو هستم ، آیا دوست داری به دیدن مجموعه بروی؟"

من از این موضوع کاملاً هیجان زده شدم. من از کار فیلم یا مجموعه فیلم ها چیزی نمی دانستم. من گفتم: "شما شرط می بندید!" دیدار بسیار خوبی بود. من به آنجا رانندگی کردم ، با مردم آشنا شدم و یک میلیون سوال داشتم. سپس من بازی صحنه کوچک را تماشا کردم و در مورد موارد هواپیمایی گرا نظراتی ارائه کردم. در اواخر روز ، جنیفر پرسید که آیا من مایل هستم به طور مداوم در مورد پروژه مشورت کنم و من گفتم: "هک آره!" اینگونه درگیر شدم.

روند مشاوره واقعی در یک نمایش مانند این چگونه بود؟ COVID حتماً آن را بسیار پیچیده کرده است.

بیشتر مشاوره ها در مورد بزرگنمایی ، تماشای صحنه های مقدماتی بیرون آمدن از جلوه های تصویری افراد ، صحبت با افراد جلوه های بصری بوده است. به نظرم جذاب بود نه فقط برای من [and the aviation details]، بلکه خود داستان نیز هست. من کاملاً بی اطلاع بودم که آنها چطور عمیق این کار را انجام می دهند [spaceflight history].

به عنوان یک خلبان حتماً با تاریخچه عمومی فضانوردان عطارد 7 و روزهای اولیه ناسا آشنا بوده اید. چقدر از جزئیات خاص در تعجب کردید چیزهای درست؟

صادقانه بگویم ، بسیار لعنتی تعجب کرد. همانطور که می گویید ، همه روکش داستان را می دانند ، اما من از همه ماشینکاری های سیاسی که ادامه داشت بی اطلاع بودم. آنچه واقعاً مرا مجذوب خود کرد نحوه برخورد آنها با شخصیت ها بود. آنها ساخته شده اند که ابرقهرمان هستند [in public during the 1950s and 1960s]، و آنها به یک معنا بودند ، اما آنها همچنین افرادی منظم با تمام زگیل ها و قابل لغزش و مشکلاتی بودند که افراد عادی دارند. باز بودن از این قبیل مسئله بسیار خوبی بود.

همین باعث تعجب من شد: چقدر طبیعی است [the astronauts] در زندگی روزمره بودند ، و با این وجود موفقیت های آنها چقدر باشکوه بود Time-LIFE زندگی ، همانطور که بود. [Note: LIFE magazine was the primary outlet that told the officially sanctioned version of the astronauts' stories.] آلن شپرد به نوعی یک چرخ و فلک زنانه بود. این نوع رفتار باید تا حدودی پنهان باشد از طرف دیگر ، جان گلن هیچگونه تظاهراتی در مورد خواستن این محصول نکرد [attention of the] دوربین. او می خواست رهبر شود.

اینها مواردی است که شما در تاریخ استاندارد عطارد 7 نمی بینید. عالی بود که [The Right Stuff] به عمق درباره این افراد پرداخت - به طرز خوبی! - برای نشان دادن اینکه این شخصیت های معروف اساساً افراد عادی با مشکلات عادی بودند.

1960 فضانوردان عطارد 7 - ناسا

عکس نمادین ناسا در سال 1960 از فضانوردان عطارد 7 ، به نظر مناسب و آماده برای پیروزی در مسابقه فضایی. (اعتبار: ناسا)

آیا این پرتره های زگیل و همه را تشخیص داده اید؟ آیا آنها شخصیت های خلبان دیگری را که با آنها روبرو شده اید به شما یادآوری کردند؟

کاملا. یکی از [cocky] جنبه تصویر آنها بسیار کلیشه ای بود. می توانم بگویم ، اوه من 10،000 خلبان را می شناسم. شاید همه خلبانان آزمایشی کمی اینگونه رفتار کنند. فکر می کنم ، بله ، من آن شخص را می شناسم ، من آن شخص را هزار بار دیده ام. اما دوباره ، این فقط یک جنبه از شخصیت آنها است که یک رشته مشترک در بین افراد هواپیمایی با خطر بالاتر است.

از نقش خود به عنوان مشاور فنی بگویید. چه نوع مشکلی را مشاهده کردید و چگونه برطرف شد؟

سوال عالی! بسیاری از آنها چیزهای کوچکی هستند. [The visual effects team] از من سال می کند: به ما بگویید چه اشکالی دارد ، به ما بگویید چه چیزی درست به نظر نمی رسد ، به ما بگویید چه چیزی نادرست است. من به روشی نزدیک شدم که اگر این فیلم را می دیدم. من بسیار انتخابی هستم ، اگر درست نباشد همه چیز را جدا می کنم.

این ممکن است چیزی به سادگی مراجعه به a باشد C-131 [military transport plane] به عنوان "131" ، زیرا یک خلبان باتجربه چنین چیزی نمی گوید. چند جمله وجود دارد که شبیه آن است. یا وقتی که آنها به F-100 [fighter jet] به عنوان "هون" که [nickname] واقعاً تا بعداً در زندگی F-100s اتفاق نیفتاده بود ، بنابراین دقیقاً از نظر عصر کافی نبود. در خود هواپیما نیز تابلو باید متناسب با دوران باشد.

فراتر از آن ، من می خواستم [actors playing the] خلبانان برای راحتی در اطراف هواپیما. اینکه اینگونه به نظر نرسند برای آنها بیگانه است. انجام این کار برای بازیگران کار بسیار دشواری است ، زیرا آنها این کار را انجام می دهند نه راحت در اطراف هواپیما. اما من می خواستم که آنها ظاهری طبیعی داشته باشند - از آنها بخواهید که یک هواپیمای سبک را قبل از پرواز انجام دهند و به نظر برسد که قبلاً هزار بار این کار را انجام داده بودند. یا می خواستم به آنها نشان دهم که چگونه در کابین خلبان وارد و خارج شوند و به نظر برسد که آنها این کار را برای همیشه انجام داده اند. این ایده ای بود که سعی می کردم از آن استفاده کنم.

مجموعه Hangar S - نشنال جئوگرافیک / دیزنی +

Hangar S ، مرکز فضایی سرنشین دار اصلی ناسا ، برای فیلمبرداری "چیزهای مناسب" با دقت در اورلاندو ، فلوریدا بازآفرینی شد. (اعتبار: نشنال جئوگرافیک / دیزنی +)

چند سکانس بزرگ اقدام هوایی در وجود دارد چیزهای درست. شما چه نوع ورودی در آنجا داشتید؟

یک صحنه خاص وجود داشت: بیشترین اطلاعات من مربوط به این صحنه سقوط F-104 بود [based on a real F-104 crash that involved Chuck Yeager]. صحنه بسیار زیادی دارد. بسیاری از تصاویر به راحتی نادرست تشخیص داده می شوند و به راحتی برطرف می شوند. به آنها می گفتم: "به نظر نمی رسد که وقتی ترک شد ، به نظر می رسد این"

تلاش برای توصیف آن با کلمات برای من جالب بود. زوم کمک کرد و مثل هر خلبان جنگنده ای از دستانم استفاده کردم. در آخرین بازدیدی که از آن صحنه دیدم ، بسیار خارق العاده است. کاملاً کار کرد. زبان درست است ، صحنه ها درست است. من از تمام جلوه های بصری بسیار تحت تأثیر قرار گرفته ام.

چه نوع کارهایی را اشتباه انجام داده اند؟ من تعجب می کنم که یک خلبان چه چیزی را متوجه می شود که ممکن است بقیه از دست بدهیم.

چند چیز ساده وجود داشت. یک صحنه در داخل [F-104] از کابین خلبان غافل شده است تا یکی از دسته های پرتاب را نشان دهد. دو دسته تخلیه ، زرد و راه راه وجود دارد. آنها در نزدیکی جایی که سر خلبان قرار دارد ، بیرون می آیند و یکی از آنها گم شده است. پاسخ تیم جلوه های بصری این بود: "اگر آنجا بود ، خنده دار به نظر می رسید ، زیرا به نظر می رسد خلبان گوش خرگوش گرفته است." این تصمیمی است که آنها باید بگیرند. من فقط می گویم ، در واقع دو دسته وجود دارد.

نکته دیگر مانور خارج از کنترل بود که منجر به سقوط شد ، درست بعد از اینکه هواپیما اجازه داد و زمین خورد. توضیح آن دشوار است [the issue] بدون استفاده از دستان من ، اما هواپیما در ابتدا به نظر نمی رسید که ظاهراً چگونه است. من فریم به فریم با جلوه های جلویی می رفتم و می گفتم: "در اینجا ، شما نیازی به نشان دادن انحراف aileron ندارید ، و این نقشی ندارد. در اینجا ، هواپیما بیش از آنچه شما آن را صدا می کنید ، باید بلند شود. بالا بروید ، و سپس بلافاصله شروع به خمیازه کشیدن و غلتاندن کنید. "

وای ، این فوق العاده خاص است! و هنرمندان جلوه های بصری واقعاً تمام نظرات شما را به کار گرفته اند؟

مسلح به این اطلاعات ، آنها برمی گردند و یک کاهش مجدد را به من نشان می دهند. من می گویم ، "این خیلی خوب است ، اما این باید سرعت سریع تری داشته باشد." من چیزهای زیادی برای انتخاب بیننده دارم. برای یک بیننده متوسط ​​، اولین برش خوب بود اما برای هر کسی که در مورد [piloting a jet]، یک پرچم برافراشته می کرد.

صحنه های پرنده در فیلم ها بسیار زیاد است ، بعضی از آنها باید شما را آجیل کنند. آیا فیلم هایی دارید که مثلاً فقط برای متنفر بودن از تماشای آنها لذت ببرید توپ برتر؟

اوه خدا ، من از آن متنفرم. من از آن متنفرم! [Top Gun] برای من یک مجموعه… غیر واقعی بود! هیجان انگیز بود ، اشتباه نکنید یک فرد معمولی احتمالاً آن را دوست داشته است و این عالی است. از نظر دقت ، فیلم های هوانوردی بسیار کمی هستند که من آنها را دوست دارم.

کدام یک انجام دادن دوست داری؟ کدام فیلم ها پرواز را به طور دقیق نشان می دهند؟

من به شما یک زن و شوهر. دوست داشتم ساعت 12 بالا است، نسخه اصلی با Gregory Peck. افسانه انجام شد نبرد انگلیس، برخی از بهترین عکس های هوایی در هر فیلم. احمقانه ای که به نظر من بسیار دقیق بود فلفل والدو بزرگ با رابرت ردفورد هیچ ارتباطی با نوع پروازی که ما در مورد آن صحبت می کنیم ندارد ، اما لعنت دقیق بود ، بسیار خوب بود. [Note: Waldo Pepper is a fictional 1920s barnstormer.]

یک نوع فیلم مبهم وجود دارد که بسیار خوب است ، به راحتی نامیده می شود خلبان. در آن کلیف رابرتسون بازی می کند که در تمام طول بازی درجه یک است. این در مورد یک خلبان هواپیمایی است که الکلی است. این دهه 1960 است. این کار بسیار خوب انجام شده بود ، دقیق از نظر هواپیمایی ، احتمالاً به این دلیل که رابرتسون یک هواپیمابر باتجربه بود ، بنابراین می توانست به عنوان مشاور هواپیمایی خودش عمل کند.

قبل از رفتن ، من باید از شما در مورد نسخه فیلم قدیمی س askال کنم چیزهای درست: حکم شما چیست؟

من دوست دارم چیزهای درست فیلم ، آن را بسیار دوست دارم. اما چیزی که من در مورد این درمان جدید دوست دارم [the material from the book] این است که عمیق تر از نظر شخصیت می رود. این چیزی است که یک سریال اجازه می دهد یک فیلم اجازه ندهد. شما برای ساخت این شخصیت ها 3 ساعت فیلم وقت دارید. با استفاده از این سریال ، شما واقعاً می توانید به کسانی که بودند ، بروید.


برای دریافت اخبار بیشتر علمی و تفسیر ، من را در توییتر دنبال کنید: coreyspowell



بازی انفجار هات بت
بازی انفجار hotbet
سایت بازی انفجار شرط بندی

سایت انفجار هات بت : Cardlogix Corvus Biometrics را به راه حل های هویت اضافه می کند


سایت انفجار هات بت hot bet

CardLogix ، تأمین کننده کارتهای هوشمند و نرم افزارهای ایجاد شناسنامه ، دارای ایستگاه های ثبت نام بیومتریک و نرم افزار از Corvus Integration به عنوان بخشی اصلی از سیستم عامل مدیریت هویت خود است. این سیستم عامل از کارت های هوشمند و بیومتریک برای ثبت نام پرسنل ، پردازش داده های بیوگرافیک و بیومتریک آنها و صدور شناسنامه معتبر استفاده می کند. با این گواهینامه ، دولت و تجارت می توانند افراد را شناسایی ، مدیریت و حمایت کنند. این تقریباً در هر جنبه ای از کار و زندگی روزمره اعمال می شود ، از جمله برنامه های کاربردی در شناسنامه ملی ، کارمند / پردیس ، بهداشت ، اولین پاسخ دهنده و اجرای قانون.

محصولی که در این پلتفرم ارائه می شود شامل مجموعه کارت توسعه CardLogix MOST Toolz® کارت هوشمند ، خانواده کارت های ریز پردازنده MOST® ، نرم افزار Corvus Raven و ایستگاه های مختلف ثبت نام هویت Corvus از جمله ایستگاه Microbooking است. ایستگاه های ثبت نام با دوربین Iris / ضبط اثر انگشت در یک کیف قابل حمل و ناهموار کامل می شوند. محصولات Corvus در فروشگاه وب CardLogix در دسترس است http://www.cardlogix.com/products/biometrics/.

مدیریت هویت: یک نیاز رو به رشد

کارت های هوشمند و فناوری های ضبط بیومتریک به یک نیاز بی سابقه در سراسر جهان برای تأمین هویت می پردازند ، زیرا دولت و تجارت برای شناسایی و محافظت از پرسنل تلاش می کنند. علاوه بر این ، یک شناسنامه معتبر اجازه دسترسی امن به داده ها و امکانات ، مدیریت موثر خدمات و ایمن سازی مناطق پویا ، مانند مناطق جنگی و صحنه های جرم را می دهد. به گفته Global Industry Analysts، Inc. ، (GIA) این نیاز صنعت بیومتریک در جهان را به بیش از 16 میلیارد دلار درآمد تا سال 2017 می رساند.

بروس راس ، مدیرعامل CardLogix می گوید: "این مشارکت به نیاز روزافزون جهانی به مدیریت هویت غیرقابل انکار پاسخ می دهد". مشاغل و دولت ها به سرعت به دزدی هویت ، تروریسم و ​​نیاز به مدیریت بهتر خدمات با هویت قابل تأیید به عنوان اساسی ترین نقطه شروع پاسخ می دهند. بیومتریک و کارت های هوشمند در سرتاسر جهان امری عادی است و اکنون به اندازه کافی پیشرفته و با یک قیمت قابل استفاده در بسیاری از برنامه های در حال ظهور هستند. "راس افزود که طیف گسترده ای از محصولات را می توان در وب سایت CardLogix و در سراسر جهان از طریق نمایندگان ارائه دهنده تخصص ادغام

بازی انفجار هات بت
بازی انفجار hotbet
سایت بازی انفجار شرط بندی

سایت انفجار هات بت : ریزش گرما از سیبری سقوط یخ دریای قطب شمال را به دومین میزان کمترین میزان ثبت رساند


سایت انفجار هات بت hot bet

نزدیک به اواخر تابستان ، کشتی تحقیقاتی Polarstern در وضعیتی کنایه آمیز - و گویا قرار گرفت: هنگامی که به یک قرار ملاقات تاریخی با قطب شمال نزدیک می شد ، یخ شکن آلمانی یخ جامد نسبتاً کمی برای شکستن یافت.

اگرچه آنها در آن زمان نمی توانستند از آن اطلاع داشته باشند ، اما وضعیت پیش فرض یک اعلامیه امروز توسط مرکز ملی داده های برف و یخ: یخ دریای قطب شمال به دنبال ذوب شدن چشمگیر اوایل سپتامبر ، احتمالاً به دومین کمترین میزان ثبت شده رسیده است.

حتی قبل از آن ذوب شدن در مقیاس وسیع ، پلنرنرنس در حال گذر از شرایط یخی بسیار سبک در منطقه ای بالاتر از شمال گرینلند بود که معمولاً پوشیده از یخ غلیظ دریا است. مقصد کشتی: قطب شمال.

مارکوس رکس ، رهبر اعزامی ، گفت: "ما در چند روز سریع پیشرفت کردیم." گفت آسوشیتدپرس. "این نفس گیر است - در بعضی مواقع تا جایی که چشم می توانست آب باز داشته باشیم."

اعضای خدمه کشتی در 19 آگوست سال 2020 به قطب رسیدند ، اعضای آب کشتی نیمه آب باز به همراه یخ ضعیف و ضعیف پوشیده شده در بسیاری از نقاط با حوضچه های ذوب یافتند.

پلرزرن تا دیروز به عنوان بخشی از مفصل ترین اکسپدیشن قطب شمال که تاکنون انجام شده است دور از قطب (حدود 130 مایل دریایی) باقی مانده است: رصدخانه چند رشته ای برای مطالعه آب و هوای قطب شمال ، یا MOSAiC.

هجوم گرم سیبری

برای نزدیک به یک سال ، دانشمندان MOSAiC در حال مطالعه تعاملات بین یخ دریا ، اقیانوس و جو بودند تا درک بهتری از تغییرات آب و هوایی در منطقه ای داشته باشند که سه برابر سریعتر از میانگین جهانی گرم شود. و در حالی که آنها مراحل آخر کار خود را در اواخر ماه اوت و اوایل سپتامبر انجام می دادند ، هوای گرم ریخته شده از سیبری با سرعت بسیار زیادی شروع به ذوب شدن یخ ها به سمت جنوب آنها ، به سمت روسیه کرد.

هر روز بین 31 اوت و 5 سپتامبر ، منطقه ای از یخ دریا تقریباً به اندازه ماین ناپدید می شد. این میزان ضرر بیش از آن بود که در آن دوره شش روزه در هر سال دیگری مشاهده شده بود.

حداقل یخ دریای قطب شمال 15 سپتامبر 2020

میزان یخ شناور دریای قطب شمال در 15 سپتامبر سال 2020 ، در مقایسه با لبه یخ متوسط ​​، مشخص شده توسط خط قرمز ، برای دوره 1981-2010. حدود یك میلیون مایل مربع یخ "گمشده" وجود دارد. (اعتبار: استودیوی تجسم علمی ناسا)

نتیجه: تا 15 سپتامبر سال 2020 ، درب شناور یخ دریا قطب شمال آنقدر کوچک شده بود که فقط در سال 2012 با کمترین میزان مشاهده شده در رکورد نظارت مستمر ماهواره 42 سال رقابت کرد. طبق مرکز ملی داده های برف و یخ ، در آن تاریخ ، یخ های دریایی 1.44 میلیون مایل مربع از قطب شمال را پوشانده است - کمی خجالتی از یک میلیون مایل مربع زیر پوشش طولانی مدت یخ.

این منطقه از یخ "گمشده" تقریباً برابر با اندازه کل آن است غرب آمریکا، که تقریباً یک سوم از 48 ایالت مجاور را تشکیل می دهد.

از آن زمان ، رسیدن دمای خنک کننده پاییز باعث گسترش یخ های دریا شده است. NSIDC احتیاط می کند ، با این حال ، "تغییر باد یا ذوب اواخر فصل هنوز هم می تواند باعث کاهش یخ قطب شمال شود ، همانطور که در 2005 و 2010 اتفاق افتاد." بنابراین برای صحبت نهایی در مورد فصل ذوب قطب شمال ، باید تا اوایل ماه اکتبر صبر کنیم ، زمانی که مرکز قصد دارد یک تجزیه و تحلیل کامل را منتشر کند.

گرم شدن ناشی از انسان و سایر عوامل

سپتامبر ماهی است که یخ های دریای قطب شمال به دنبال گرمای تابستان به حداقل سالانه خود می رسد. در اثر دویدن ریه ، تغییرات آب و هوایی ناشی از انسان باعث شده است که حداقل این میزان کاهش یابد. اما چه عواملی خاص به ویژه در میزان کم امسال موثر بوده است؟

در 17 اکتبر در نامه الکترونیکی ، از مارک سرز ، مدیر NSIDC ، خواستم که ماهیت تکامل یخهای دریا را توصیف کند - از تجمع به حداکثر و در حال حاضر ذوب به حداقل. جواب او این بود:

الگوی گردش هوا در زمستان گذشته - کاملاً مثبت نوسان قطب شمال - در بهار در امتداد ساحل سیبری با یخ های نازک زیادی روبرو شد ، که در تابستان ذوب می شود. "موج گرما سیبری'منجر به ذوب اولیه در امتداد ساحل سیبری شد. تابستان به طور کلی گرم بود. ما می دانستیم که مقدار زیادی یخ از دست خواهیم داد و تنها س wasال این بود که در کجای حداقل فصلی ماه سپتامبر در کتاب رکوردها بنشینیم. "

حالا ما می دانیم

من همچنین از Serreze پرسیدم که او از آب باز ، حوضچه های ذوب و یخ های نازکی که Polarstern و خدمه اعزامی MOSAiC آن در قطب شمال با آن مواجه شدند ، در 19 اوت ساخته است.

"آنچه در سال 2020 می بینیم کاملاً مشخص خواهد بود که در قطب شمال آینده شاهد آن خواهیم بود. احتمالاً در طی 30-20 سال آینده یخهای تابستانی را از دست خواهیم داد. آنچه را که بوده ایم ترکیب کنید دیدن قطب شمال با امواج گرما ، آتش سوزی های گسترده و طوفان ها و سال 2020 ممکن است در پایان تاریخ به عنوان پایان تمام انکارهای قابل قبول که گرم شدن کره زمین بسیار واقعی است و به طور گسترده ای وجود دارد ، ثبت شود. "

(افشای کامل: علاوه بر اجرای ImaGeo در اینجا در Discover ، من استاد دانشگاه کلرادو هستم ، که محل NSIDC است. این باعث می شود من و مارک سرز همکار باشیم. اما نه او ، نه NSIDC و نه دانشگاه هیچ کنترلی ندارند بیش از گزارش من.)

The Polarstern به خانه می رود

در 20 سپتامبر 2019 بود که Polarstern وزن خود را لنگر انداخت و از بندر Tromsø ، نروژ در قطب شمال راهی شمال شد تا مأموریت MOSAiC یک ساله را آغاز کند. در اوایل ماه اکتبر ، کشتی به لبه یخ دریای قطب شمال رسید ، و سپس خدمه کشتی خود را به یک یخ بستند.

هدف: رانش با آن در شمال قطب شمال برای انجام مشاهدات علمی که قبلاً هرگز تاکنون در شمال زمستان انجام نشده بود.

الگوی گردش جوی توصیف شده توسط مارک Serreze پیچیده است و آنها را به سرعت در قطب شمال حمل می کند ، و آنها را زودتر از برنامه ریزی شده در ماه جولای از یخ بیرون می اندازد. اندکی پس از آن ، آنها تصمیم گرفتند که به قطب شمال بروند و سپس یک شناور جدید پیدا کنند تا خود را در آن یخ بزنند.

خورشید قطبی

مارکوس رکس ، رهبر اکسپدیشن MOSAiC ، در 13 سپتامبر سال 2020 این عکس را از خورشید با هاله دور آن گرفته است. این حلقه ها در اثر شکست و انعکاس نور خورشید توسط بلورهای یخ در ابرهای سیروس ایجاد می شوند. در این مرحله ، کشتی تحقیقاتی اعزامی در یك شناور یخ در نزدیكی قطب شمال منجمد شد و قبل از عزیمت به خانه ، مرحله آخر تحقیقات خود را انجام می داد. (اعتبار: با مجوز از مارکوس رکس / آلفرد-وگنر-انستیتو)

آنها موفق شدند و این شناور بود که وقتی اواخر ماه آگوست گرما از سیبری بیرون می آمد ، به آنها متصل می شد و باعث می شد یخ های جنوب آنها به سرعت خرد شود.

سپس ، در تاریخ 20 سپتامبر سال 2020 - پنج روز پس از رسیدن یخ دریای قطب شمال و دقیقاً یک سال پس از ترک ترومسو - خدمه برای آخرین بار باند را بالا کشیدند و سفر خود را به خانه آغاز کردند.

از نظر Serreze ، آنچه در این سال در شمال مرتفع دیده شد ، واقعاً تعجب آور نبود:

"آنچه در قطب شمال و جاهای دیگر اتفاق می افتد مطابق با آنچه دانشمندان آب و هوا سالها پیش بینی می کردند ، است. ما متنفر هستیم که بگوییم ما به شما چنین گفته ایم ، اما ما به شما چنین گفته ایم."


به دنبال کشف کردنسالانه سالانه علوم در ژانویه ، که در آن داستانی درباره سفر MOSAiC وجود دارد.

بازی انفجار هات بت
بازی انفجار hotbet
سایت بازی انفجار شرط بندی

سایت انفجار هات بت : Astronomers Spy Phosphine on Venus, a Potential Sign of Life


سایت انفجار هات بت hot bet

On Monday, an international team of astronomers exhaustively showed the cloud tops of Venus contain traces of phosphine — a toxic, rancid gas that is produced by microbial life (and some industrial processes) on Earth. What’s more, they say, the chemical’s presence is a mystery. No known non-biological processes can create phosphine in the conditions found on Venus.

If the find is confirmed, it raises the tantalizing possibility that the hellish world may harbor alien life in its weird and mysterious clouds. Alternatively, the phosphine could turn out to be the result of some unknown chemical process, which would be enticing in its own right.

The researchers behind the discovery sought to project a mix of both enthusiasm and restraint when they announced their find during a Zoom press conference on September 14.

“There is a chance we have detected some kind of living organism in the clouds of Venus,” Jane Greaves, an astronomer at Cardiff University who led the observations, said during the conference. “This is very exciting and was really very unexpected.”

“We are not claiming we have found life on Venus,” MIT planetary scientist and study co-author Sara Seager emphasized a few minutes later. “We are claiming a confident detection of phosphine gas whose existence is a mystery.”

The research wasn’t published until Monday in Nature Astronomy, but word of the news quickly spread through the field during the previous week after the embargoed paper was distributed to journalists.

The discovery puts a spotlight on the prospect of life in the venusian clouds, which was once considered a fringe idea. In addition to igniting much debate, the detection of unexplained phosphine in the clouds of Venus has already spurred more research and unofficial proposals about how future Venus missions could hunt for more signs of alien life.

“What’s exciting about the phosphine discovery is that it demands follow-up,” Bethany Ehlmann, a planetary scientist at Caltech who was not part of the discovery team, tells Astronomy. “The top three destinations to look for life in the solar system are Mars, Enceladus, and Europa — and now we should perhaps add Venus to the list.”

An Aerial Ocean

venuscloudsglobal

The thick clouds that obscure Venus’ surface are visible in this artist’s concept. (Credit: ESO/M. Kornmesser & NASA/JPL/Caltech)

Although the surface of Venus is hot enough to melt lead — nearly 900 degrees Fahrenheit, or 480 Celsius — Carl Sagan and Harold Morowitz proposed in 1967 that life could thrive in its clouds. After all, some 10 miles (16 km) above the surface, temperatures and pressures are much more Earth-like.

But that was before scientists discovered just how extreme Venus is. The planet’s clouds are made of at least 80 percent sulfuric acid — a corrosive, deadly compound that’s thousands of times more acidic than battery acid. The idea that life could persist in those conditions, which many have doubted in the past, fell even further out of favor, astrobiologist David Grinspoon of the Planetary Science Institute (LPN) in Houston tells Astronomy. In fact, he adds, “it had kind of almost been forgotten about”

But in recent years, the notion of venusian life has made something of a comeback.

In the early 1990s, NASA’s Magellan probe mapped the surface of Venus with radar, revealing belching volcanoes that feed the world’s sulfuric clouds. These clouds also interact with sunlight, linking the surface, the atmosphere, and the sun through chemistry and creating a rich cycle of activity that has no other analog in the solar system except Earth. The energy and minerals stirred up in these clouds could provide a temperate niche that’s rich in the nutrients necessary for life, says Grinspoon, who advanced this argument in his 1997 book Venus Revealed.

“The clouds are like the ocean of Venus,” he says.

More recently, scientists have also learned that microbes are more adaptable than once thought. So-called extremophiles can survive and thrive in environments previously considered uninhabitable. Plus, modern climate models have also shown that early in Venus’ history, the planet was a much more inviting, with stable, long-lived oceans on its surface.

“You get this picture where these two habitable — and maybe inhabited — worlds [Earth and Venus] are right next door to each other for billions of years, who knows, exchanging life or evolving in parallel,” says Grinspoon. So, when a runaway greenhouse effect finally overcame Venus and sterilized its surface, perhaps life took refuge in the clouds.

In a paper published last month, Seager and her colleagues proposed a hypothetical life cycle that would allow venusian microbes to survive at altitudes between 30 to 37 miles (48 to 60 kilometers) above the surface. The idea depends on the microbes hibernating as “spores” cocooned inside sulfuric acid cloud droplets, episodically falling to lower cloud layers as acid rain, before later surfing back skyward on updrafts of air.

Venusfloatingmicrobes

The proposed life cycle for microbes surviving in the acid clouds of Venus is seen in this illustration. (1) Dehydrated microbes survive in a vegetative state in Venus’ lower haze layer. (2) The spores are lifted by updrafts into the habitable cloud layer. (3) Once encapsulated by liquid, the spores become metabolically active. (4) These microbes divide, and the droplets grow through coagulation. (5) The droplets grow large enough that they sink through the atmosphere, where they begin to evaporate due to higher temperatures, prompting microbes to transform into spores that float in the lower haze layer. (Credit: Seager et al. (2020))

Finding Phosphine

Intrigued by the potential for cloud-dwelling life on Venus, in 2016, Greaves set out to search for evidence. She began her quest by researching what chemicals could be detected by radio telescopes. “She dug through the literature and found this very obscure gas that would be a unique biosignature,” Seager said during the conference, referring to phosphine. “It’s so obscure — no one cares about it.”

In June 2017, Greaves obtained time on the James Clerk Maxwell Telescope (JCMT), a radio telescope on Mauna Kea in Hawaii, training it on Venus, which naturally emits radio waves. She hoped to find a dip in brightness at a specific wavelength of light that cloud-borne phosphine would absorb.

“It took about 18 months [of analysis] to convince ourselves there was a signal,” said Greaves. They then followed up in March 2019 with the powerful Atacama Large Millimiter/submillimeter Array (ALMA) in Chile, which uncovered the same phosphine signal at a higher resolution.

Venusphosphinesignal

Spectral data from both the Atacama Large Millimeter/submillimeter Array in Chile (white) and the James Clerk Maxwell Telescope in Hawaii (grey) is superimposed on this image of Venus taken by ALMA. Astronomers claim the dip in signal strength is due to phosphine in the clouds of Venus absorbing radio waves. (Credit: ALMA (ESO/NAOJ/NRAO), Greaves et al. & JCMT (East Asian Observatory))

These independent detections — at a level of about 20 parts per billion — from two different facilities gave the team confidence that the phosphine signal was real. Twenty parts per billion may not seem like a lot, but because phosphine easily breaks down when exposed to the ultraviolet sunlight, the researchers say something must be replenishing it.

So where could phosphine come from?

On Earth, phosphine is generated by microbes in oxygen-free environments that are rather unpleasant by human standards — inside the guts of penguins, for example. Absent of life, the production of phosphine requires great temperatures and pressures, and typically a source of hydrogen to react with. But the team doesn’t think Venus can provide all three. However, phosphine has been detected in the hydrogen-rich atmospheres of Jupiter and Saturn, where it’s generated deep inside the gas giants in conditions far more extreme than those found on Venus.

“The presence of phosphine is telling us something interesting,” Ehlmann tells Astronomy. “Either there’s something about the chemistry of Venus’ atmosphere we don’t understand, or — the far more extraordinary claim — maybe there’s a biological source.”

A Great Debate

Some researchers are skeptical of the detection itself; perhaps the signal is from another chemical masquerading as phosphine.

The paper was initially rejected by the journal Science by referees who objected to the data analysis, says Seager. But, she adds, the techniques the team used were standard to radio astronomy. (It’s worth noting that a journal rejection in and of itself arguably says little, as the list of papers rejected by prestigious journals that eventually won Nobel Prizes is rather extensive.)

Compounds typically absorb at numerous wavelengths, and together, they create a unique, recognizable chemical fingerprint. However, the team has identified phosphine by absorption at only a single wavelength — one that is also shared by sulfur dioxide.

This gives some researchers pause.

“As a geochemist, I always worry about detection from one peak,” says Justin Filiberto, a geochemist at LPI. “A single line is a coincidence, not a detection,” adds Kevin Zahnle, an astrobiologist at NASA Ames Research Center in Mountain View, California.

The team behind the new find agrees that more phosphine lines should be sought to confirm its presence. But they also argue they can rule out sulfur dioxide based on their current observations. If it were a signal from sulfur dioxide, they say, other spectral lines should have been present, which they did detect.

This is convincing to some. However, “I’m told there has been much skepticism, including from journal referees, about the detection,” tweeted Chris Lintott, an astrophysicist at the University of Oxford and host of the BBC’s program The Sky at Night. “JCMT and ALMA were not made to look at things as bright as Venus and this is a difficult observation.”

But Greaves and radio astronomers Anita Richards of the University of Manchester “know JCMT and ALMA very well,” Lintott added. “I’d bet the detection is real.”

Modeling Mysteries

venussurface

The temperature on Venus’ surface is 900 degrees Fahrenheit (465 degrees Celsius), but some suspect its clouds could play host to some acid-loving microbes. (Credit: ESO/M. Kornmesser)

If the phosphine detection is confirmed, could there be some non-biological process that’s missing from the team’s models that could explain it?

The researchers tried modeling the complex atmospheric chemistry of Venus to see if they could explain the levels of phosphine they detected. But they could only reproduce a signal about a thousandth as strong as what they observed. More exotic ideas fell short, too, including lightning and meteorites. (The details of their full modeling analysis, led by MIT’s Williams Bains and Janusz Pekowski, are being published in a separate paper currently going through peer review.)

The team also argues that observed volcanic activity on Venus can’t account for all the phosphine. However, Filiberto thinks that conclusion may be premature.

He has co-authored two papers in the last year reporting evidence of fresh lava flows on Venus’ surface. That would mean the planet “is a lot more volcanically active than we thought,” he says. “And we don’t know what gases are coming out of those volcanoes.” (An independent team at ETH Zurich and the University of Maryland reported further evidence of venusian volcanism in July.)

These volcanoes could be pumping phosphine directly into the atmosphere, Filiberto says. They could also be belching hydrogen, which might allow phosphorus acid from the atmosphere to react and form phosphine, thanks to the high temperatures near the surface. “I don’t think we can discredit this at this point and say it can’t be volcanoes, or at least that there can’t be a volcanic contribution,” he says.

There’s also the intriguing possibility that the chemistry of Venus is simply stranger than expected.

“The team, I think, did a nice job in kind of presenting a set of first-order models,” says Ehlmann. “But now we can dig a little deeper and consider weird chemistry.” For instance, she says, perhaps the modeled chemical reactions behave differently in Venus’ extremely acidic environments, or maybe air moves between atmospheric layers in unexpected ways.

Then again, maybe the chemistry isn’t even really that strange, given how little we know about surface conditions on Venus. “Phosphine is easy to make,” tweeted Lee Cronin, an inorganic chemist at the University of Glasgow. “Rocks [could] get thrown into the air by some process and react in the atmosphere,” he added. “There are just so many…possible options.”

There’s also the possibility the phosphine is coming from a totally unknown source. Sarah Hörst, a planetary scientist at Johns Hopkins University, likewise took to Twitter to point out that in the early 1980s, astronomers detected carbon monoxide on Saturn’s moon Titan. Models failed to explain that find for decades. Then in 2008, the Cassini mission discovered that another Saturnian moon, Enceladus, had cracks on its surface that were spraying water into space, effectively injecting it into Titan’s atmosphere. Researchers hadn’t included that possibility in their models.

“The less you know about an atmosphere,” Hörst tweeted, “the harder it is to use a model to draw conclusions about it, and the more careful you have to be about how you use it.”

For now, the team behind the phosphine detection is letting the rest of the community digest their work, as well as waiting to see if someone else can explain it.

“When I first heard about it, honestly, I was very skeptical too,” says Seager. When the team’s models failed to find a non-biological explanation for the phosphine, she admits to having mixed feelings. “Dare I even say, we wanted it to go away,” she says. “Like, no one wants to be out there claiming there’s life.”

“And when we got better data,” Seager adds, “eventually I had to [say], ‘Wow, this is real.'”

Now that the work is out there, the team is prepared — even eager — for other researchers to challenge their assumptions. But so far, Seager thinks many of the critiques being raised are already addressed by the team in their analysis.

“The team has had years … to digest this, and to criticize, and to work through our self-criticism,” she says. “We’ve had reviewers take months to give us more criticisms. So, we’ve had a long time to sort of cycle through all these. It’s been interesting, watching everybody trying to digest this in a day or two, right? All their questions are legit and natural, but they do need to read the paper.”

Mission to Venus?

veritasmissionconcept

The Venus Emissivity, Radio Science, InSAR, Topography, and Spectroscopy (VERITAS) spacecraft, seen here in this artist’s concept, is a proposed mission for NASA’s Discovery-class program. (Credit: NASA/JPL-Caltech)

Many scientists argue the most straightforward way to definitively confirm phosphine is to go to Venus and sample it. And fortunately for Venus exploration advocates, a flurry of potential mission are already being planned.

NASA has funded a team to study the concept of a flagship mission to Venus that would include balloons that float through the atmosphere, similar to the European/Russian Vega missions in 1985. The team’s mission concept will be considered as part of the ongoing Planetary Science and Astrobiology Decadal Survey — a once-a-decade process that outlines the field’s consensus on funding priorities for the next 10 years. A strong recommendation from the Decadal Report, due out by March 2022, is the surest path for NASA to greenlight a Venus mission.

The space agency is also currently considering two proposals that target Venus as part of its low-budget Discovery-class mission program: an orbiter called VERITAS and an atmospheric probe called DAVINCI+. Fillberto, who is a member of the DAVINCI+ team, says the probe could directly detect phosphine as it descends through the dense venusian atmosphere.

NASA administrator Jim Bridenstine also seemed to throw his weight behind Venus exploration on Monday, tweeting “It’s time to prioritize Venus.” Bridenstine went on to call the discovery of phosphine on Venus “the most significant development yet in building the case for life off Earth.”

But it’s not just NASA and academia who have their sights set on Venus; private organizations do, too. Breakthrough Initiatives, a foundation focused on the search for extraterrestrial life created by Russian tech magnate Yuri Milner, announced on Tuesday it was funding a team led by Seager (including Ehlmann and Grinspoon, among others) to investigate the possibility of sending a new mission to Venus.

The effort is still in the earliest of stages, with a formal kickoff meeting set for September 18. And although the team members signed up for this mission development project a while back, Seager says she couldn’t tell them about the phosphine paper until just before it was published.

Seager’s team also has been talking to the private space company Rocket Lab, which had been independently pursuing their own missions to Venus, with ambitions to launch as soon as 2023. When Rocket Lab got word of the phosphine detection, the company and its CEO Peter Beck even offered to give Seager’s team a lift there.

Rocket Lab’s booster is designed for small satellites, so their spacecraft would be smaller in scale than a NASA flagship mission. But a fast, cheap, and targeted mission could beat the NASA missions by years.

And besides, Ehlmann says, “you don’t need a Cadillac spacecraft to do good Venus science.”

While detecting venusian life itself would be challenging, detecting organic molecules — a strong indicator of life — “is actually not that tricky. You can do that measurement relatively straightforwardly. You just need sufficient time in the Venus atmosphere.”

Grinspoon, however, is reluctant to push phosphine as the sole motivation for a mission to Venus before the detection has undergone more scrutiny.

“But, certainly if it does stand up,” he says, “then hell yeah, we gotta go and see what’s going on there.”



بازی انفجار هات بت
بازی انفجار hotbet
سایت بازی انفجار شرط بندی

سایت بازی انفجار : آیا اثر پروانه وجود دارد؟ شاید ، اما نه در قلمرو کوانتومی

سایت معتبر بازی انفجار
بازی انفجار هات بت
بازی انفجار حضرات

در “صدای تندر” ، داستان کوتاه ری برادبری ، شخصیت اصلی به زمان خود برای شکار دایناسورها سفر می کند. او پروانه ای را که در زیر جنگل ماقبل تاریخ قرار دارد در زیر جنگل پیش از تاریخ خرد می کند و وقتی به زمان حال بازگشت ، دنیایی که می شناسد تغییر یافته است: احساس هوا ، نشانه در یک دفتر ، انتخاب رئیس جمهور آمریکا. پروانه “چیز کوچکی بود که می توانست تعادلها را ناراحت کند و خطی از دومینو های کوچک و سپس دومینو های بزرگ و سپس دومینو های غول پیکر را به هم بزند. در تمام طول سال.”

این “اثر پروانه” که برادبوری نشان داده است – جایی که تغییر کوچکی در گذشته می تواند اثرات عظیمی در آینده داشته باشد – مختص داستان نیست. همانطور که ریاضیدان مشهور و هواشناسی ادوارد لورنز به طور تصادفی کشف کرد ، سیستم های طبیعی وجود دارند که تغییرات جزئی در شرایط اولیه می تواند منجر به نتایج بسیار متغیر شود. این سیستم ها ، از جمله آب و هوا و حتی نحوه ترکیب مایعات – شناخته شده است بی نظم. سیستم های هرج و مرج معمولاً در قلمرو فیزیک کلاسیک درک می شوند ، این روشی است که ما برای پیش بینی چگونگی حرکت اشیاء به میزان مشخصی از دقت (درک حرکت ، نیرو یا نیرو از کلاس علوم دبیرستان خود استفاده می کنیم) درک می شود.

اما یک مطالعه جدید نشان می دهد که این اثر در حوزه کوانتومی کار نمی کند. دو محقق در آزمایشگاههای ملی Los Alamos در نیومکزیکو ، یک شبیه سازی را ایجاد کردند که در آن یک qubit ، یک بیت کوانتومی ، به عقب و جلو در زمان “بر روی یک کامپیوتر کوانتومی حرکت می کرد. علی رغم اینکه آسیب دیده است ، qubit اطلاعات اصلی خود را حفظ کرد – به جای اینکه مانند جهان مسافر زمان پس از کشته شدن پروانه ، ناشناخته شود. در این تحقیق ، فرایند مورد استفاده برای شبیه سازی سفر با زمان به جلو و عقب به عنوان “تکامل” شناخته می شود.

“از نظر فیزیک کلاسیک ، این خیلی غیرمنتظره است زیرا فیزیک کلاسیک پیش بینی می کند که تکامل پیچیده اثر پروانه ای دارد ، به طوری که تغییرات کوچک در اعماق گذشته منجر به تغییرات عظیمی در جهان ما می شود.” یکی از محققانی که این مطالعه را انجام داده است.

این یافته به درک ما از سیستم های کوانتومی کمک می کند و همچنین دارای کاربردهای بالقوه ای در تأمین امنیت سیستم های اطلاعاتی و حتی تعیین “کوانتومی” پردازنده کوانتومی است.

کاملاً یک دنیای جایگزین نیست

قوانین قلمرو کوانتومی ، که توضیح می دهد که چگونه ذرات زیر اتمی حرکت می کنند ، می توانند واقعاً ذهن آزار باشند زیرا آنها با منطق سنتی مخالفت می کنند. اما به طور خلاصه: ذرات به اندازه الکترون ها و پروتون ها فقط در یک نقطه از فضا وجود ندارند ، آنها می توانند بسیاری از زمان ها را اشغال کنند. چارچوب ریاضی مکانیک کوانتومی سعی دارد حرکت این ذرات را توضیح دهد.

قوانین مکانیک کوانتومی همچنین می توان در رایانه های کوانتومی استفاده کرد. اینها با رایانه هایی که امروزه از آنها استفاده می کنیم بسیار متفاوت است و می توانند برخی از مشکلات بطور نمایی سریعتر از کامپیوترهای معمولی را حل کنند زیرا آنها به این قوانین کاملاً متفاوت فیزیک پایبند هستند. یک کامپیوتر استاندارد از بیت هایی با مقدار 0 یا 1 استفاده می کند. یک کامپیوتر کوانتومی از کوبییت ها استفاده می کند ، که می تواند به نوعی حالت ترکیبی از 0 یا 1 برسد ، یک ویژگی منحصر به فرد سیستم های کوانتومی – به عنوان مثال ، یک الکترون – به نام “ابرقابل”. “

حفظ اطلاعات

در یک سیستم کوانتومی ، تغییرات کوچک در کبیتها – حتی نگاه کردن یا اندازه گیری آنها – می تواند اثرات عظیمی داشته باشد. بنابراین ، در مطالعه جدید ، محققان می خواستند ببینند که چه اتفاقی می افتد وقتی که آنها به بازگشت به موقع یک کوبی شبیه سازی می شوند و در عین حال به آن آسیب می رسانند. محققانی که آزمایش های کوانتومی را انجام می دهند ، اغلب برای نشان دادن روند تئوریک خود از “آلیس” و “باب” استفاده می کنند. در این حالت ، آنها اجازه می دهند آلیس qubit خود را به موقع برگرداند ، و اطلاعات را به عنوان بخشی از آنچه آنها “تکامل معکوس” می نامند ، تقسیم می کند. هنگامی که در گذشته ، باب ، یک متجاوز ، qubit آلیس را اندازه می گیرد و آن را تغییر می دهد. آلیس کوبیت خود را به موقع پیش می برد.

اگر اثر پروانه ای نگه داشته می شد ، اطلاعات اصلی در qubit آلیس به صورت تصاعدی تغییر می یافت. اما در عوض ، تکامل به موقع به آلیس اجازه داد تا اطلاعات اولیه را بازیابی کند ، حتی اگر باب نفوذ همه ارتباطات بین کوبیت و دیگران را که با او سفر می کردند نابود کرده بود.

جوردن کیاریاکییدس ، متخصص محاسبات کوانتومی و فیزیکدان سابق در دانشگاه دالوشی در نوا اسکوشیا می گوید: “بنابراین به طور معمول ، بسیاری معتقدند که اگر به موقع برگردید و اطلاعات را تلاوت کنید ، این اطلاعات برای همیشه از دست می رود.” “آنچه در این مقاله نشان داده اند اینست که برای سیستم های کوانتومی ، تحت شرایط خاص ، اگر به موقع برگردید ، می توانید اطلاعات اصلی را بازیابی کنید ، حتی اگر شخصی سعی کند آنرا روی شما بچرخاند.”

فلپ بال پروانه ای؟

بنابراین آیا این بدان معنی است که اثر پروانه به هیچ وجه وجود ندارد؟ شماره سینیتسین و همکار وی ، بن یان ، نشان دادند که به طور خاص در قلمرو کوانتومی وجود ندارد.

اما این امر پیامدهایی برای مشکلات دنیای واقعی دارد. یکی رمزگذاری اطلاعات است. رمزگذاری دو اصل مهم دارد: باید آنقدر پنهان شود که هیچ کس نتواند به آن دست پیدا کند ، اما کسی که برای آن در نظر گرفته شده است باید بتواند با اطمینان از آن رمزگشایی کند. به عنوان مثال ، Kyriakidis توضیح می دهد ، اگر هکر سعی کند کدی را مخفی کند که اطلاعات را در دنیای امروز پنهان می کند ، ممکن است هکر نتواند به آن دسترسی پیدا کند ، اما می تواند به طور جبران ناپذیری به آن آسیب برساند و از خواندن پیام اصلی هرکسی جلوگیری می کند. این مطالعه ممکن است روشی برای جلوگیری از این امر با محافظت از اطلاعات ، حتی پس از آسیب دیدن باشد ، بنابراین گیرنده در نظر گرفته شده می تواند آن را تفسیر کند.

و از آنجا که این اثر (یا غیر اثر) مخصوص سیستم های کوانتومی است ، از لحاظ تئوری می توان از آن برای تست یکپارچگی یک کامپیوتر کوانتومی استفاده کرد. اگر کسی بخواهد پروتکل یان و سینیتسین را در یک کامپیوتر کوانتومی تکثیر کند ، طبق این مطالعه ، تأیید می کند که این سیستم با اصول کوانتومی واقعاً کار می کند. از آنجا که رایانه های کوانتومی بسیار مستعد خطا هستند ، ابزاری که می تواند به راحتی آزمایش کند که چقدر خوب کار می کنند دارای ارزش زیادی هستند. یک کامپیوتر کوانتومی قابل اعتماد می تواند مشکلات بسیار پیچیده ای را که کاربردهای آن وجود دارد ، حل کند علم شیمی و دارو به ترافیک جهت و مالی استراتژی

محاسبات کوانتومی فقط در بدو تولد است – اما اگر ماشین زمان کوانتومی یان و سینیتسین بتوانند در قلمرویی که معمولاً برای ذرات زیر اتمی ذخیره می شود وجود داشته باشند ، خوب ، این امکانات می تواند بی پایان باشد.

بازی انفجار
بازی انفجار شرطی

سایت بازی انفجار : چرا افراد ناشنوا با استفاده از ویرایش ژن برای “درمان” ناشنوایی مخالف هستند

سایت معتبر بازی انفجار
بازی انفجار هات بت
بازی انفجار حضرات

من به عنوان کسی که ناشنوا به دنیا آمد ، نگران آخرین کاربرد یک ابزار ویرایش ژن به نام CRISPR 2.0 هستم. و من تنها نیستم. در ماه ژوئن ، محققان بیمارستان کودکان بوستون ، هاروارد و MIT اعلام کردند که با استفاده از موش ها ، آنها چگونگی استفاده از این فناوری را برای کشف موقتی فهمیدند. جهشی در ژن TMC1 را “صحیح” کنید ، که می تواند باعث ناشنوایی در نوزادان شود. این کار یک گام مهم در جهت برگشت ناشنوایی ارثی در افراد با تزریق واحد است. با توجه به گفته های تحقیقات در سال 2007 تکمیل شد.

CRISPR 2.0 نسخه دقیق تری از ابزار ویرایش ژن CRISPR-Cas9 است که مانند یک جفت قیچی مولکولی کار می کند. دانشمندان از آن برای بریدن رشته های DNA استفاده می کنند. این قیچی ها از مکانیسم های دفاعی باکتری ها ساخته شده اند که DNA ویروس ها را خرد کرده و از بین می برند تا از تهاجم آنها جلوگیری شود. در این مطالعه اخیر ، آنها توانستند از قیچی کوچکتر CRISPR 2.0 ایجاد شده در آن استفاده کنند 2017 – به موچین فکر کنید – برای تغییر دقیق جهش منفی که باعث می شود موش های بارینگو در 4 سالگی ناشنوا واقع شوند ، ویرایش دقیق کنید. نتایج ، که در آن موشهای یک روزه بطور موقت 50 درصد بیشتر شنوایی به دست آوردند ، نشان می دهد که دانشمندان به طور بالقوه می توانند از همان ابزار برای شنیدن بیولوژیکی برای افرادی که تا به حال نداشته اند ، استفاده کنند.

اما همه اینها بر این فرض تأثیر می گذارد که ناشنوایی به درمان نیاز دارد. انجام نمیدهد. گرچه نگاه فرهنگی غالب ما درباره ناشنوایی نیاز به اصلاح دارد.

Crispr Gene Edition Illustration Concept Illustration - Shutterstock

(اعتبار: Panuwach / Shutterstock)

مدل پزشکی در مقابل دیدگاه اجتماعی

بیشتر افراد ناشنوایی و سایر ناتوانی ها را با استفاده از الگوی پزشکی مشاهده می کنند که از طریق آن هرگونه انحراف از هنجار ، مشکلی تلقی می شود که باید از آن خارج شود. اما ما ناشنوایان خود را از طریق الگوی اجتماعی می بینیم که در آن موانع اجتماعی منشأ معلولیت است. ما خودمان را بخشی از یک گروه اقلیت پویا فرهنگی و زبانی با زبان امضای آمریکایی ، Cued American English می دانیم (از طریق سخن گفتن) و اشکال دیگر ارتباط تصویری در مرکز آن.

این مطالعه جدید CRISPR 2.0 ، که ظاهراً با استفاده از دیدگاه پزشکی پزشکی ناشنوایی انجام شده است ، یک مسئله گسترده تر در تحقیقات علمی را نشان می دهد. مطالعه بعد از مطالعه ، ناشنوایی را به بسیاری از موضوعات ذهنی و اقتصادی از جمله پیوند می دهد افسردگی، اضطراب، زوال عقل، هزینه های مراقبت های بهداشتی بالاتر و مراجعه مکرر و بستری در بیمارستان. اما همبستگی علیت نیست. به عنوان نویسنده ناشنوا سارا نوویچ توضیح می دهد برای خط بهداشت، این مطالعات مسائل اجتماعی سیستمی را در ریشه خود در نظر نمی گیرند.

درک این تمایز به دانشمندان کمک می کند تا به جای آسیب رساندن ، از معلولان هنگام انجام برنامه های بالقوه CRISPR حمایت کنند. ترزا بلانکایر بیرک ، استاد ناشنوایان فلسفه و زیست شناس در دانشگاه گالودت ، تنها کالج هنرهای لیبرال برای دانشجویان ناشنوا و سخت شنوایی است ، گفت که آنها حتی می توانند نقش مهمی در پرداختن به این موضوعات اجتماعی داشته باشند.

وی گفت: “شنیدن افراد بدون امضاء و امضای ناشنوایان برداشت های بسیار متفاوتی از این ضرر دارد – بر خلاف اکثر فرضیات شنونده بدون امضاء ، آسیب جامعه ای که غیرقابل دسترسی ، شنوا و تبعیض آمیز است تأثیر به مراتب تری در زندگی افراد ناشنوا دارد. از ظرفیت شنوایی ، “او گفت. (Audism اعتقاد بر این است که افراد دارای توانایی شنیدن یا تقلید کسانی که می توانند بشنوند برتر هستند.) “تحولات اجتماعی بسیار سخت تر است ، اما باید بخشی از یک پاسخگویی جامع به سیاست برای پرداختن به تنوع جهان باشد.”

درک ناشنوایان

برخی تحقیقات خارج از تحقیقات CRISPR وجود دارد که شروع به پرداختن به مزایای مرتبط با ناشنوایی می کند. اینها نشان می دهد که افراد مسلط به زبان اشاره آمریکایی می توانند چهره های دقیق تری را تشخیص دهند ، از زمان واکنش بینایی سریعتر و تبعیض حرکت حرکتی نسبت به کسانی که نیستند ، دقیقتر باشند. یک مطالعه نشان داده است که پروتئین از یک ژن جهش یافته که باعث ناشنوایی ارثی ، Cx26 می شود ، با تشویق بهبود زخم ، افراد را از عفونت محافظت می کند. و افراد ناشنوا که به دو زبان در ASL و انگلیسی نیز ممکن است در برابر آلزایمر محافظت شوند.

این مطالعات با مفهوم “افزایش ناشنوایی” ساخته شده توسط H-Dirksen Bauman ، که شنیده می شود ، و جوزف موری ، ناشنوا ساخته شده است. این دو استاد در دانشگاه گالودت ، زبان امضایی و مطالعات ناشنوایان آمریكایی را آموزش می دهند. از دیدگاه ناشنوایان ناشنوایان ، ناشنوایی یک تفاوت بیولوژیکی است و نه کسری. این مفهوم باعث شده است تا از متخصصان علوم اعصاب ، زبانشناسی ، تاریخ ، سیاست های عمومی و موارد دیگر نیز کمک گرفته شود ، که بسیاری از آنها در کتاب Bauman و موری با همکاری و نویسندگی جمع آوری شده است. ناشنوایان: افزایش سهام برای تنوع انسانی.

باومان به من گفت ، نادیده گرفتن ناشنوایی به عنوان یک سود برای جامعه می تواند به محققان CRISPR کمک کند تا درک کنند که چگونه تفاوت ها در “تنوع زیست فرهنگی” نقش دارند. این به تنوع نه تنها گیاهان و حیوانات بلکه زبانها و فرهنگهای انسانی و نحوه ارتباط همه اینها اشاره دارد.

وی گفت: “این به عنوان یک اهرم برای تغییر پارادایم بزرگتر از آنچه سلامت و رفاه را تشکیل می دهد ، خدمت می کند.” وی افزود: اگر محققان CRISPR موفق به کاهش تعداد ناشنوایان در جهان شوند ، ممکن است دریابند که کاهش “تنوع شناختی ، فرهنگی و خلاقانه” باعث ایجاد آسیب به جامعه می شود. مطالعات در حال حاضر نشان می دهد که تنوع زیستی کاهش یافته با سیستم های اجتماعی و زیست محیطی مقاومت کمتری دارد.

به گفته راشل كلب ، یك كارشناس ارشد در انجمن هواداران هاروارد كه از بدو تولد ناشنوا بوده ، خود علم نیز نیاز به ورودی بیشتری از جامعه ناشنوایان دارد. کولب به من گفت: “برای جوامع مردم مهم است که درباره تحقیقات علمی تأثیر بگذارند.” “من بیشتر محققان علمی دوست دارم که در کنار افراد ناشنوا بنشینند و غنای و پیچیدگی تجربه آنها را قبل و حتی هنگام انجام این نوع کارها درک کنند.”

از آنجایی که کاربردهای CRISPR در انسان بدون خطر نیست ، امیدوارم که محققان در مطالعات آینده رویکردی ظریف تر داشته باشند که توسط این پژوهش در حال رشد آگاه می شوند.

بازی انفجار
بازی انفجار شرطی