سایت انفجار : “Nerd TV” یک ترند است. اینها افرادی هستند که مسئول آن هستند.


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

مردم غالباً فریاد می زنند که جهان رو به کم و کاست می رود ، اما اگر به آنچه در تلویزیون است توجه کنید ، ممکن است متوجه یک روند دلگرم کننده شده باشید که برعکس می شود. رشد کانال های کابل ممتاز و به دنبال آن موفقیت چشمگیر سرویس های پخش جریانی ویدئویی ، به طور پیوسته کیفیت درام های تلویزیونی نوشتاری را بر هم زده است. آنچه امروز در دسترس است ، بسیاری از پارسك ها بالاتر از آن چیزی است كه در عصر تلویزیون های سه شبکه بزرگ پخش می شد. (اگر آنقدر بزرگ شده اید که بخاطر آورید چه موقع قایق عشق و جزیره فانتزی در ابتدا پخش شد ، شما دقیقاً می دانید منظور من چیست.)

این روند افزایشی ژانر کامل را به همراه آورده است که به سختی قبلاً وجود داشته است ، یعنی درام علمی تاریخی. من با علاقه از این نمایش ها به عنوان تلویزیون nerd یاد می کنم. برخی از نمونه های برجسته اخیر شامل این موارد است نبوغ (در مورد زندگی آلبرت انیشتین) و منهتن (در مورد ، بله ، پروژه منهتن). به آن لیست اضافه کنید چیزهای درست ، پخش جریانی از دیزنی + ، که در روزهای ابتدایی برنامه فضایی ایالات متحده مرور می کند ، در کتاب نام تام ولف گسترش می یابد.

من در مورد برخی از جنبه های فنی قابل توجه نوشتم چیزهای درست در پست قبلی من این بار ، من می خواستم به طور گسترده تر نمایش های الهام گرفته از علم را جستجو کنم: چه کسی آنها را ایجاد می کند ، و چگونه آنها دور هم جمع می شوند. من به ویژه می خواستم با مارک لافرتی صحبت کنم ، که نویسنده و تهیه کننده سه نمایش بود که من نام بردم. او همچنین مجری برنامه (مدیر خلاقیت) است چیزهای درست. علاوه بر این ، من فرصتی پیدا کردم تا با برخی از بازیگران نمایش ، همراه با مورخ فضایی قابل بحث ، جیمز آر. هانسن ، که به عنوان مشاور خدمت می کرد ، مصاحبه کنم.

شاید دلگرم کننده ترین اقدام این گفتگوها این باشد که دیوارها بین علم و سرگرمی فرو می ریزند. یا شاید آنها هرگز برای شروع واقعاً آنجا نبوده اند و افراد زیادی سفر بین دو طرف را انجام نداده اند؟ به هر حال شنیدن اینکه چقدر انواع خلاق به علم احترام می گذارند و افراد طرف علم چقدر مشتاق هستند که داستان های خود را بیان کنند بسیار دلگرم کننده بود. بیایید امیدوار باشیم که تبادل ادامه داشته باشد و در نتیجه همه ما کمی هوشمندانه عمل کنیم.

مصاحبه های زیر برای وضوح و سبک به آرامی ویرایش شده اند.


در ابتدا ، من با اعضای بازیگران The Right Stuff ، همراه با نویسنده / تهیه کننده مارک لافرتی صحبت کردم.

قبل از شروع کار علاقه مندان به فضا بودید؟ چیزهای درست؟

جاش کوک (بازیگر روزنامه نگار) لودون وین رایت ، جونیور): من نبودم. این بخشی از خانواده من نبود که بزرگ می شد. نمی دانم چرا پدر من یک معمار بود و فکر می کنم بیشتر به چیزهای روی زمین علاقه داشت! [laughs] من نمی دانم. اما قطعاً بیشتر علاقه مند شده ام. وقتی دخترم به ملاقات آمد [on the set of The Right Stuff]، شگفت انگیز بود. من مجبور شدم او را به ناسا و همه اینها برسانم. من فکر می کنم آن را فقط فقط ذهن آور ، کل برنامه فضایی است.

اریک لادین (در حال بازی کریس کرافت، رئیس کنترل ماموریت ناسا): من در هوستون ، نزدیک به ناسا بزرگ شدم و به سفرهای میدانی می روم ، بنابراین [space exploration] چیزی بود که موضوعی کاملاً منظم بود ، مطمئناً هر زمان که شلیک شود. متأسفانه برای من ، اولین خاطره واقعی من فاجعه چلنجر بود. بدیهی است که این یک نقطه عطف بزرگ در برنامه بود. اما ناسا همیشه مرا شیفته خود می کرد. من مطمئناً لحظه ای را داشتم که داشتم فکر می کردم ، “فضانورد بودن ، عالی خواهد بود”. اما این به سرعت کمرنگ شد. انجام تحقیقات برای چیزهای درست و تصویربرداری نمایش ، دیدن اینکه تا کجا جذاب بوده است [the space program] آمده است. ما در اواخر دهه 1950 بازگشتیم. در حال حاضر ، تماشای الون ماسک که مردم را به فضا می فرستد ، همان [SpaceX] انجام آن ، بسیار متفاوت است.

پاتریک فیشلر (بازی باب گیلروت، مدیر مرکز فضاپیماهای سرنشین دار ناسا): نه ، من هرگز علاقه مند فضا نبودم. [laughs] من یک علاقه مند هستم اکنون از نمایش ما ، اما من هنوز علاقه چندانی به فضا ندارم.

مارک لافرتی (تهیه کننده ، نویسنده و مجری برنامه چیزهای درست): پدرم خلبان بود و من در دانشگاه مجوز خلبانی گرفتم. من در نزدیکی موفت فیلد زندگی می کردم و در شمال کالیفرنیا بزرگ شدم. من همیشه با چیزهای مربوط به فضا احاطه شده ام. این چیزی است که فقط بخشی از مکالمه منظم بود. من هیچ فضانوردی در خانواده ام نداشتم ، اما [spaceflight] چیزی است که همیشه وجود دارد ، حلق آویز در اتر است.

من کتاب تام ولف را وقتی دبیرستان بودم و دوباره در دانشگاه خواندم. من عاشق بزرگ شدن فیلم بودم. چه زمانی جغرافیای ملی در مورد آن به من رسید ، در ابتدا من واقعا دلهره داشتم ، زیرا [developing a show based on the book] چیزی نبود که من به راحتی آن را بگیرم این چیزی بود که من از آن احترام می گذاشتم و ایده تلاش برای بازگویی آن داستان – مطمئن نبودم که چیزی برای آوردن داشته باشم. اما در خواندن دوباره کتاب ، من مرتباً می فهمیدم که این کبریت های کوچک توسط چیزهایی روشن می شود که تام ولف مجال کشف آنها را ندارد ، و یا اینکه فیلم فرصتی برای کاوش عمیق ندارد.

داشتن یک سریال دراماتیک به شما این امکان را می دهد تا زمان و محدوده کاری را داشته باشید تا به جای تلاش علمی فقط وارد زندگی این شخصیت ها شوید. من فکر می کنم که [scientific] با ارائه سه بعدی زندگی این شخصیت ها ، تلاش عمیقی داده می شود ، چیزی که امیدوارم به آن اضافه کنیم.

لحظه ای پرتنش با مدیر عملیات پرواز ناسا کریس کرافت (با بازی اریک لادین ، ​​مرکز میانی) و مربی اش ، باب گیلروت (با بازی پاتریک فیشلر ، مرکز میانه) در قسمت 2 "چیزهای درست" (اعتبار: NatGeo)

لحظه ای پرتنش با مدیر عملیات پرواز ناسا کریس کرافت (با بازی اریک لادین ، ​​مرکز میانی) و مربی اش ، باب گیلروت (با بازی پاتریک فیشلر ، مرکز میانه) در قسمت 2 سریال “چیزهای درست”. (اعتبار: NatGeo)

اگر مجبور بودید شخصی را که در او تصویر می کنید خلاصه کنید چیزهای درست در یک کلمه ، چه خواهد بود؟

اریک لادین: عزم راسخ! پسر [Chris Kraft]، او بی امان بود. شکست برای او یک گزینه نبود ، نمی توانست باشد. وقتی زندگی در خطر بود ، دیگر جایی برای آن نبود. ما این را از او دیدیم. او پسری نبود که ببینی لوس می شد [note: I love this term for “showing off”]، اما پسری که از لحظه ورود به آنجا تا لحظه ترکش همه شغل داشت.

پاتریک فیشلر: صبر. باب گیلروت فوق العاده صبور بود و من هم نیستم. شیرجه رفتن در شخصی که بسیار بسیار سرگرم کننده بود بسیار سرگرم کننده بود نه من کی هستم ، و سپس سعی کنید شباهت ها را پیدا کنید. این [path to creating an American human space program] روندی سخت و طولانی بود. من فکر می کنم باب توانایی این را داشت که بفهمد که این همه اتفاق نمی افتد که به سرعت اتفاق بیفتد.

جاش کوک: من در مورد آن فکر کردم ، سعی کردم یک کلمه پیدا کنم. نمی دانم فقط به دلیل ماهیت رابطه ای که داشت می توانم ، آیا می توانم [to the Mercury program]. لودون تنها کسی بود که هر دو دنیای این فضانوردان را دید. او در داخل برنامه فضانورد بود و زندگی فضانوردان و همه اتفاقاتی که در آنجا رخ داده از جمله برخی بی احتیاطی ها را می دید. او همچنین به شناخت همسران فضانوردان می پردازد و از زندگی خانوادگی آنها نیز آگاهی دارد. او تنها کسی بود که تمام اطلاعات را داشت ، اما نمی توانست آن را به اشتراک بگذارد. لودون نیز توسط وی مهار شد زندگی معاملات مجله [which required him to write only positive stories]. وظیفه او به عنوان یک روزنامه نگار ، ایجاد یک تصویر و گفتن حقیقت بود ، اما پس از آن به او اجازه داده نشد که تصویر را به طور دقیق نقاشی کند یا واقعیت را به طور کامل بیان کند.

شاید حرف او “ناامیدی” بود؟ خیلی تاریک است اما او قطعاً یک بند طناب برای راه رفتن داشت.

مارک ، سوال آخر به شما می رسد. شما نیروی خلاق بسیاری از نمایش هایی بوده اید که من “nerd TV” را در نظر می گیرم منهتن، متوقف کردن و گرفتن آتش، و اکنون چیزهای درست. چه چیزی شما را به سمت این نوع مطالب مبتنی بر علم سوق می دهد؟

مارک لافرتی: این چیزی است که من از نویسندگی دوست دارم: وقتی با یک چیز تاریخی روبرو می شوید ، باید چیزهای زیادی را یاد بگیرید که در مورد چیزی نمی دانید ، حتی اگر فکر شما چیزی در مورد آن می دانید برای من [working on The Right Stuff] بهانه خوبی برای یادگیری بیشتر در مورد چیزی بود که از قبل به آن علاقه داشتم و به هر حال دوست داشتم بیشتر بدانم. اینطور بود که “اوه ، من برای این کار یک فیش حقوقی دریافت کردم؟”

فرو رفتن در هر موضوعی در ، همانطور که می گویید ، “nerd TV” فروتنانه است – اصطلاحی که من قطعاً آن را تعریف می کنم! این انیشتین بود [in season one of Genius] یا سیلیکون ولی در دهه 1980 با Halt & Catch Fire، من خیلی چیزها یاد گرفتم که در غیر این صورت از پالت من خارج می شد. فقط یک لذت بود که آن قسمت از مغز من گسترش یافته است.

کریس کرافت واقعی (چپ) و باب گیلروث در مرکز کنترل ماموریت ناسا در حین پرواز آزمایشی آپولو 5 در سال 1968 (اعتبار: ناسا)

کریس کرافت واقعی (چپ) و باب گیلروث در مرکز کنترل ماموریت ناسا در حین پرواز آزمایشی آپولو 5 در سال 1968 (اعتبار: ناسا)


من به طور جداگانه با مورخ پیشکسوت صحبت کردم جیمز آر. هانسن، که به طور گسترده ای در مورد تاریخ برنامه فضایی ایالات متحده نوشت. کتاب او اولین انسان: زندگی نیل آرمسترانگ در فیلم 2018 به نام ساده اقتباس شده است اولین انسان. هانسن همچنین به عنوان مشاور در این زمینه کار می کرد چیزهای درست ، نگاهی حرفه ای به تفریحات تاریخی نمایش. کنجکاو بودم که بشنوم چگونه می توانم نتیجه را درجه بندی کنم.

شما زندگی خود را غرق در داستان اکتشافات فضایی آمریکا گذرانده اید. چطور اتفاق افتاد؟

من وقتی آلن شپارد در سال 1961 بالا رفت کلاس 2 بودم ، همه بچه ها را به سالن ورزشی آوردند. کفشهای خود را در آوردیم و روی زمین نشستیم و همه چیز را از شمارش معکوس تا پاشش پایین تماشا کردیم. من بخشی از نسلی بودم که همه اینها را تجربه کردم. سپس من به طور کلی به عنوان مورخ علم و فناوری آموزش دیدم ، اما خارج از مدرسه ناسا مرا مجبور کرد که کتابی درباره ناسا-لنگلی ، جایی که پروژه عطارد آغاز شد ، بنویسم. اکنون من 40 سال است که تاریخ ناسا و برنامه فضایی را می نویسم و ​​تحقیق می کنم و مطالعه می کنم.

با توجه به این سابقه ، آیا متوجه شدید که مجبورید تحصیلات زیادی را در زمینه نویسندگان و تهیه کنندگان انجام دهید چیزهای درست؟

کار من این بود که تمام تلاشم را انجام دهم تا مطمئن شوم که یک داستان خوب با سابقه خوب درگیر شده است. من فکر نمی کنم که این دو از هم جدا باشند. از نظر ضروری ، یک فیلمساز مجبور است با واقعیت های تاریخ سازش کند ، اما وقتی تهیه کنندگان و کارگردانان و بازیگرانی را در اختیار دارید که در واقع به اهمیت رسیدن به حد امکان در چارچوب داستان پردازی اهمیت می دهند ، پس ادبیات داستانی لازم نیست فخرفروش باش مارک لافرتی از من خواسته بود که در اوایل تولید به LA بروم. من با همه نویسندگان نشستم و اجازه دادم هر سوالی دارند از من بپرسند. آنها س greatالات بسیار خوبی داشتند. در این زمان ، آنها در تحقیقات خود عمیق بودند.

سپس من هر نسخه از هر اسکریپت را بررسی و نظر دادم. رویکرد من این بود که هر نظر ممکن را به آنها بدهم. من ترجیح می دهم بیش از حد کم به آنها بدهم – حتی چیزهایی که فکر می کردم بی اهمیت به نظر می رسند و چندان مرتبط نیستند ، مانند نوع نوشیدنی اسکاچ آلن شپارد.

جواب چیست؟ چه چیزی نوشید؟

جانی واکر بلک! با دانستن اینکه چه نوع اسکاچ می نوشد ، مهم به نظر نمی رسید ، اما آنها بسیاری از این موارد را در خود گنجانده بودند [into the show]. از آنجا که نمی دانستم چه چیزی برای آنها مفید است ، هرچه در توان داشتم به آنها دادم. من مطمئن هستم که من در پایان خیلی بیشتر از آنچه که آنها خواسته و خواسته اند به آنها می دهم. آنها همچنین از من س questionsالات خاصی می پرسیدند که نمی توانند پاسخ دهند. چند بار فکر کردم ، اوه لعنتی ، من هم جواب آن را واقعاً نمی دانم و احتمالاً باید هم می دانستم. تاریخچه بسیار مفصل و پیچیده ای است! سپس من می خواهم به یک شبکه از همکاران و دوستان.

آیا تا به حال مستقیماً با بازیگران تعامل داشته اید؟

من تقریباً 100 درصد در سطح نوشتن سر و کار داشتم. برخی از س questionsالاتی که از طریق تهیه کننده اجرایی به من برگشتند ، س questionsالاتی بود که بازیگران می پرسیدند. غیر مستقیم داشتم جواب می دادم. اما نه مکالمات رو در رو.

بیایید تعقیب کنیم: واقع بینی کلی را چگونه ارزیابی می کنید چیزهای درست؟ وقتی آن را تماشا می کنید ، احساس می کنید که تاریخ را زنده می کنید؟

من چنین احساسی دارم. این به ویژه مهم است زیرا شما باید سن من ، 65 یا 70 ساله باشید ، تا این تاریخچه را به خاطر بسپارید. و این یک دوره بسیار مهم است ، سالهای اولیه عصر فضا. مهم است که افراد درگیر – نه فقط فضانوردان بلکه همه افراد مرتبط با برنامه ، از جمله همسران و خانواده ها – تا حد ممکن سه بعدی شوند. نه اینکه فقط با آنها به عنوان چهره های شاخص رفتار شود. این سریال واقعاً عمیقاً در شخصیت ها فرو رفته است. شما با درک بسیار بهتری از درگیری ها و چالش های آنها روبرو می شوید.


برای دریافت اخبار بیشتر علمی و تفسیر ، من را در توییتر دنبال کنید: coreyspowell


بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار