سایت انفجار : آیا واقعیت مجازی می تواند همدلی را آموزش دهد؟


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

هرکسی که بعد از تماشای یک فیلم قدرتمند یا خیره شدن به یک نقاشی پر جنب و جوش احساس قدردانی بیشتری از دیگران می کند ، می فهمد که چگونه رسانه می تواند همدلی را برانگیزد. در حالی که کارهای خلاقانه مدتهاست که به ما کمک می کند کسانی را که با خودمان متفاوت هستند – راجر ابرت درک کنیم شرح داده شده فیلم به عنوان “دستگاهی که باعث ایجاد همدلی می شود” – محققان دریافتند که یک رسانه نسبتاً جدید ممکن است به ویژه در الهام بخشیدن به افراد برای دیدن جهان از چشم دیگران م realityثر باشد: واقعیت مجازی.

تحقیقات متعددی نشان داده است که چگونه واقعیت مجازی می تواند به تشویق همدلی بیشتر بین افراد کمک کند – خواه برای درک بهتر زندگی یک فرد بدون خانه ، درک تجربیات افراد مسن یا درک فرهنگهای دیگر ، به نام برخی از آنها.

مگان بریدون ، متخصص برنامه های کاربردی PACS در مرکز بهداشت IWK در هالیفاکس ، نوا اسکوشیا می گوید: “ما دریافتیم که VR قادر به ایجاد همدلی در محیط های مختلف است.” او نویسنده اصلی کتاب a بود نظرسنجی تحقیقاتی جدید منتشر شده در مجله علوم پزشکی و تصویربرداری پزشکی ، که نشان داد VR می تواند به متخصصان پزشکی کمک کند تا همدلی بیشتری را برای بیماران خود پرورش دهند.

در این بررسی هفت مطالعه مورد بررسی قرار گرفت که در آن محققان از VR برای تشویق رفتار همدلانه در مراقبین استفاده کردند. آنها در برخی موارد همراه با بیمارانی که بیماری هایی مانند سرطان سینه ، آسیب های عصب جمجمه و زوال عقل تشخیص داده اند ، نقش پزشک را ایفا کردند.

مثلا، در یک مطالعه 2018، افراد از عینک ، دستکش و هدفون مخصوصی استفاده کردند که درک آنها را هنگام انجام کارهای روزانه برای شبیه سازی زندگی با زوال عقل تغییر داد. که در مطالعه دیگری ، موضوعاتی که روی سر قرار گرفته اند تا دید بیمار با علائم سرطان سینه را در نظر بگیرند.

حتی با استفاده از طیف وسیعی از رویکردها ، مطالعات به طور مداوم به افزایش رفتار همدلی پس از تجربه VR اشاره داشتند. از نظر بریدون ، این نتایج ثابت به پتانسیل واقعیت مجازی به عنوان یک ابزار آموزشی برای متخصصان پزشکی اشاره می کند.

بریدون می گوید: “اگر می خواهید در مورد جمعیت خاصی اطلاعات کسب کنید یا اطمینان حاصل کنید که واقعاً آماده ارائه خدمات هستید ، به نظر می رسد واقعیت مجازی می تواند برخی از این موارد را تسهیل کند.” “این برای توسعه حرفه ای یا تشویق حساسیت فرهنگی – تنوع ، برابری ، و شمول یا آشتی ارزش دارد.”

VR برای DEI

جرمی بیلنسون موافق است که واقعیت مجازی به عنوان ابزاری برای آموزش DEI عمل می کند – حوزه ای که به گفته وی به سرعت از این فناوری استقبال می کند. بیلنسون به عنوان استاد ارتباطات در دانشگاه استنفورد و مدیر موسسه آزمایشگاه تعامل انسانهای مجازی ، از دهه 1990 VR را به عنوان ابزاری برای همدلی مورد بررسی قرار داده است.

او Walmart را مثال می زند ، که یک نرم افزار آموزشی به نام استریور به هزاران کارمند آزمایشگاه بیلنسون همچنین با لیگ ملی فوتبال همکاری کرد تا شبیه ساز مصاحبه VR را برای پیشاهنگان بسازد تا سوالات نژادی یا جنسی را در سوالات خود شناسایی کند.

بیلنسون می افزاید: “من فکر می کنم VR یک راه عالی برای تغییر گفتگو در اطراف DEI است.” “پس از گذراندن یک تمرین دیدگاه در VR ، که به طور احساسی تحریک کننده است ، روش جدیدی برای نزدیک شدن به مواد سنتی تر DEI وجود دارد-به عنوان مثال ، مطالعه در مورد مطالعات موردی و تمرینات اساسی تر.”

اگرچه واقعیت مجازی می تواند به مبارزه با تبعیض محل کار کمک کند ، اما برخی از منتقدان هشدار دهید که کافی نیست که آدرس دهی کنید تفاوت های نژادی قابل توجه شرکت های بزرگ آمریکا.

در آزمایشگاه بیلنسون در استنفورد ، تیم آزمایشات واقعیت مجازی را از سال 2003 انجام داده است که به پیش داوری هایی مانند سن و نژادپرستی نزدیک می شود. این پروژه ها همچنین چگونگی کمک به افراد دارای معلولیت جسمانی را بررسی کرده اند.

محققان همچنین برای تحریک حساسیت به نگرانی های زیست محیطی به VR پرداخته اند. ایجاد کرده اند شبیه سازی که در آن افراد به عنوان گاو برای تشخیص بی رحمی مزارع کارخانه شرکت می کنند. این برنامه همچنین “غرق شده“کاربران در صخره های اقیانوسی از اسیدی شدن ناشی از تغییرات آب و هوایی رنج می برند.

در دسترس قرار دادن همدلی

در حالی که واقعیت مجازی هنوز عمدتاً به عنوان یک فناوری نوین که نیاز به تجهیزات پرهزینه و دانش تخصصی دارد دیده می شود ، Bailenson تأکید می کند که کار با گروه های بزرگ همزمان به طور فزاینده ای در دسترس و آسان تر می شود. محققان با ابزارهایی که به سختی پیچیده تر از ابزارهای دو دهه قبل هستند نتایج قدرتمندی را مشاهده کرده اند.

مارته رول ، محقق عصب روانشناسی شناختی و بنیانگذار BeAnotherLab ، یک گروه علمی و هنری که تحقیقات و نمایش عمومی از پتانسیل VR را انجام می دهد ، می گوید: “تا آنجا که فناوری پیشرفت کرده است ، وضوح بهتر یا بالاتر لزوماً آنچه ما نیاز داریم نیست.” به عنوان یک وسیله همدلی

از همان روزهای اولیه پروژه ، تیم ویدیوهایی با کیفیت تصویر نسبتاً اولیه تولید کرده است. رول می گوید: “این برای افراد کافی بود تا یک تجربه معنادار را تجربه کنند.” “من فکر نمی کنم در مورد وضوح تصویر باشد ، بلکه در مورد پویایی است که بسته به تنظیمات خاص ایجاد می شود. و کاری که ما انجام می دهیم بیشتر مربوط به خود واقعیت مجازی نیست ، بلکه زمینه و نحوه همراهی آن است. ”

یکی از پروژه های امضای BeAnotherLab: آزمایش “تعویض بدن” که از رویکرد “آینه مجازی” پیروی می کند ، مشابه آنچه در آزمایشگاه بیلنسون به کار گرفته شد.

در این شبیه سازی ، دو فرد با یکدیگر روبرو می شوند و احساس می کنند در بدن یکدیگر زندگی می کنند. این برنامه به آنها دستور می دهد حرکات خود را همزمان کنند ، به ضبط “افکار” طرف مقابل گوش دهند و در نهایت بدن خود را طوری مشاهده کنند که گویی متعلق به شخص جداگانه ای است. رول توضیح می دهد: “به این ترتیب شما نه تنها به دیدگاه بصری نمی رسید و نه تنها این شخص دیگر را تجسم نمی کنید ، بلکه به روایت آن شخص نیز نزدیک می شوید.”

کار BeAnotherLab از یک محدوده خانوادگی (اجازه دادن به مادربزرگ و نوه برای “درک بهتر تجربیات یکدیگر”) تا یک کار جهانی (ایجاد یک شبیه سازی که شامل اسرائیلی ها و فلسطینی ها می شود ، یا یکی از کودکان و مقامات دولتی در کارتل مکزیک) مناطق تحت سلطه)

واقعیت در مقابل واقعیت مجازی

نتیجه گیری رول – که زمینه یک تجربه VR بیش از فناوری مهم است – با آن همسو است یافته های اخیر منتشر شده در رایانه ها در گزارش های رفتار انسانی که تأثیر شبیه سازی های مجازی را با “تجربیات تجسم یافته” واقعی مقایسه کرد.

این مطالعه پاسخ به a را تجزیه و تحلیل کرد تجربه VR که در آن دیدگاه یک دختر 13 ساله در اتیوپی بود که باید روزانه چندین مایل برای جمع آوری آب راه برود. گروه متفاوتی در یک فعالیت واقعی شرکت کردند که در آن افراد به مدت 10 دقیقه کوزه های آب را به داخل می کشیدند.

محققان نمرات همدلی دو گروه و درصد پول اهدا شده به خیریه را مقایسه کردند (شرکت کنندگان در ابتدای آزمایش 10 دلار دریافت کردند و می توانستند بخش دلخواه خود را اهدا کنند).

اندرو هارگروو ، نویسنده اصلی این تحقیق و دکترای جامعه شناسی ، می گوید: “ما دریافتیم که در واقع تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر” آیا یکی بیشتر از دیگری همدلی یا کمک مالی ایجاد می کند؟ “وجود ندارد. نامزد دانشگاه ایالتی نیویورک در استونی بروک.

او فکر نمی کند که یافته ها ارزش VR را به عنوان ابزاری برای ایجاد همدلی کاهش می دهد ، اما راه دیگری را برای تقویت درس های VR معرفی می کند.

“تحقیقات ما تلاش نمی کند VR را به عنوان” ماشین همدلی نهایی “خنثی کند. هارگرو می گوید ، این تلاش می کند دانش ما را در مورد آنچه ممکن است بیشتر کند. ” “علم یک فرایند مشارکتی است و طی چند دهه گذشته ، و در چند دهه آینده ما به درک بسیار بهتری از آنچه VR انجام می دهد و توانایی آن چیست ، خواهیم رسید.”

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : اسرار ابر Oort در لبه منظومه شمسی ما


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

ابر Oort نشان دهنده لبه های منظومه شمسی ما است. مجموعه نازک و پراکنده مواد یخی تقریباً 200 برابر دورتر از خورشید از پلوتو شروع می شود و در نیمه راه به نزدیکترین همسایه پرستاره خورشید ما ، آلفا قنطورس کشیده می شود. ما در مورد آن بسیار کم می دانیم که وجود آن نظری است - ماده ای که این ابر را تشکیل می دهد هرگز حتی توسط قدرتمندترین تلسکوپ های ما نیز به چشم نمی خورد ، مگر در مواردی که برخی از آنها آزاد شوند.

سخنگوی ناسا می گوید: "برای آینده قابل پیش بینی ، اجساد موجود در ابر Oort بسیار دور هستند و نمی توانند مستقیماً تصویربرداری شوند." "آنها کوچک هستند ، ضعف دارند و به آرامی حرکت می کنند."

گذشته از مدل های نظری ، بیشتر آنچه در مورد این منطقه اسرارآمیز می دانیم از بازدیدکنندگان گفته می شود که گاهی اوقات هر 200 سال یا بیشتر راه ما را تغییر می دهد - دنباله دارهای دوره طولانی. "[The comets] اطلاعات بسیار مهمی در مورد منشا منظومه شمسی داشته باشید. "، خورخه کوریا اوتو ، دانشمند سیاره ای شورای ملی تحقیقات علمی و فنی آرژانتین (CONICET) می گوید.

ابر ضعیف ، در تئوری

اعتقاد بر این است که لبه داخلی ابر Oort تقریباً 1000 تا 2000 واحد نجومی از خورشید ما آغاز می شود. از آنجا که یک واحد نجومی به فاصله زمین و خورشید اندازه گیری می شود ، این بدان معناست که حداقل هزار برابر از خورشید فاصله دارد. تصور می شود که لبه خارجی تا 100000 واحد نجومی فاصله دارد که در نیمه راه آلفا قنطورس قرار دارد. سخنگوی ناسا می گوید: "بیشتر دانش ما در مورد ساختار ابر Oort از مدل سازی نظری شکل گیری و تکامل منظومه شمسی ناشی می شود."

در حالی که نظریه های زیادی در مورد شکل گیری و وجود آن وجود دارد ، بسیاری بر این باورند که ابر اورت زمانی ایجاد شده است که بسیاری از سیارات منظومه شمسی تقریباً 4.6 میلیارد سال پیش تشکیل شده اند. مشابه راه کمربند سیارک بین مریخ و مشتری ابر Oort به احتمال زیاد نمایانگر موادی است که از شکل گیری سیارات عظیم مانند مشتری ، نپتون ، اورانوس و زحل به جای مانده است. حرکات این سیارات هنگامی که برای اشغال موقعیت های فعلی خود در آمدند ، این مواد را از مدار نپتون عبور داد.

مطالعه اخیر دیگری بر این باور است که برخی از مواد موجود در ابر Oort ممکن است به عنوان خورشید ما جمع شوند "دنباله دارها را می دزد" که به دور ستاره های دیگر می چرخد. اساساً ، این نظریه این است که ستاره های دنباله دار با فاصله بسیار زیاد در اطراف ستاره های همسایه ما وقتی به طیف نزدیکتر به خورشید ما نزدیک می شوند ، منحرف می شوند و در این زمان در ابر اورت می چسبند.

تصور می شود که ترکیب اجسام یخی که ابر Oort را تشکیل می دهند شبیه کمربند کویپر است ، منطقه ای مسطح و به شکل دیسک فراتر از مدار نپتون که ما بیشتر درباره آن می دانیم. کمربند کویپر همچنین از اجسام یخی مانده از تشکیل سیاره در اوایل تاریخ منظومه شمسی تشکیل شده است. پلوتو احتمالاً مشهورترین شی در این منطقه است ، اگرچه کاوشگر فضایی New Horizons ناسا توسط یک جسم دو لوب دیگر در سال 2019 به نام آروکروت - طبق گفته ناسا ، در حال حاضر دورترین شی در منظومه شمسی ما از نزدیک کاوش شده است.

سخنگوی ناسا می گوید: "اجسام موجود در ابر Oort ، کمربند Kuiper و منظومه شمسی داخلی همه با هم تشکیل شده اند و پویایی گرانشی در منظومه شمسی برخی از آنها را بیرون رانده است."

بازدید کنندگان از Edge سیستم خورشیدی ما

ارنست Öpik ، فیلسوف استونیایی ابتدا این نظریه را مطرح كرد كه دنباله دارهای طولانی مدت ممكن است از ناحیه ای در لبه منظومه شمسی به وجود آیند. سپس ، منجم هلندی ، یان اورت ، وجود ابر خود را در دهه 1950 پیش بینی کرد تا پارادوکس ستاره های دنباله دار طولانی مدت را بهتر درک کند.

نظریه اورت این بود که ستاره های دنباله دار در نهایت با خورشید یا یک سیاره برخورد می کنند و یا در صورت نزدیکتر شدن با مدار قوی یکی از آن اجرام بزرگ از منظومه شمسی خارج می شوند. بعلاوه ، دمهایی که روی ستاره های دنباله دار می بینیم از گازهای ساخته شده در اثر تابش خورشید ساخته شده اند. اگر آنها بیش از حد زیاد به خورشید عبور می کردند ، این مواد می سوخت. بنابراین آنها نباید تمام وجودشان را در مدارهای فعلی خود گذرانده باشند. سخنگوی ناسا می گوید: "گاهی اوقات ، اجسام ابر Oort احتمالاً به دلیل فعل و انفعالات گرانشی با دیگر اجسام ابر Oort از مدار خارج می شوند و از منظومه شمسی به عنوان دنباله دار بازدید می کنند."

Correa Otto می گوید که جهت دنباله دارها از شکل کروی ابر Oort نیز پشتیبانی می کند. اگر شکل آن بیشتر شبیه دیسک باشد ، شبیه کمربند کویپر ، دنباله دارها جهت قابل پیش بینی تری را دنبال می کنند. اما دنباله دارهایی که از کنار ما رد می شوند از جهات تصادفی می آیند. به این ترتیب ، به نظر می رسد ابر Oort بیش از دیسک مانند کمربند کوئیپر ، پوسته یا حبابی در اطراف منظومه شمسی است. این دنباله دارهای طولانی مدت شامل C / 2013 A1 Siding Spring ، که در سال 2014 از مریخ گذشت و تا 740،000 سال دیگر دیگر دیده نخواهد شد.

"هیچ شیئی در خود ابر دوردست Oort مشاهده نشده است ، و فعلاً آن را مفهومی نظری باقی می گذارد. اما همچنان پذیرفته ترین توضیح در مورد منشأ دنباله دارهای طولانی مدت است. " ناسا می گوید.

ابر Oort ، اگر واقعاً وجود داشته باشد ، احتمالاً مختص منظومه شمسی ما نیست. Correa Otto می گوید برخی از ستاره شناسان معتقدند این ابرها در اطراف بسیاری از منظومه های شمسی وجود دارند. مشکل این است که ما حتی هنوز نمی توانیم سیستم خودمان را ببینیم ، چه رسد به سیستم های همسایه. فضاپیمای ویجر 1 به آن سمت حرکت می کند - پیش بینی می شود طی تقریباً 300 سال به لبه داخلی ابر Oort ما برسد. متأسفانه مدت هاست که وویجر دیگر کار نکرده است.

"حتی اگر اینطور بود [still work]، نور خورشید بسیار ضعیف است و فواصل آن چنان گسترده است که بعید است به اندازه کافی نزدیک به چیزی پرواز کند تا بتواند آن را تصویر کند »، سخنگوی ناسا می گوید. به عبارت دیگر ، حتی اگر در درون آن درست باشید ، تشخیص اینکه در ابر Oort هستید دشوار خواهد بود.

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : ماه آبی: آیا لندر قمری جف بزوس فضانوردان را به ماه بازگرداند؟


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

تنها در طی چند سال کوتاه ، یک سفینه فضایی که به نظر می رسد چیزی شبیه به یک برج آب پرنده باشد ، در قطب جنوب قمری قرار خواهد گرفت و فضانوردان را برای اولین بار از زمان برنامه Apollo ناسا به سطح ماه حمل می کند. البته فقط در صورتي كه همه چيز به روش جف بزوس برود. اما دوباره ، این روزها ، آنها معمولاً این کار را می کنند.

فضاپیمای ماه آبی یک فرودگر ماه است که برای حمل بار و به طور بالقوه افراد به سطح ماه در مأموریت های آینده طراحی شده است. در حال حاضر توسط شرکت موشکی بنیانگذار آمازون ، جف بزوس ، Blue Origin در حال توسعه است. پس از اتمام ، ماه آبی باید بتواند تقریباً 10 هزار پوند (4500 کیلوگرم) را به ماه برساند. در مقایسه با، ماژول ماه آپولو ناسا، “LM” برای حمل تا 11000 پوند (5000 کیلوگرم) طراحی شده است.

ظرفیت بارگیری چشمگیر ماه آبی ، همراه با فناوری روز ، می تواند چیزهای رویایی علمی-تخیلی را قادر سازد. فضاپیما نه تنها می توانست باری را که برای ساخت پایگاه های ماه یا تلسکوپ در ماه لازم است ، ببرد ، بلکه ممکن است بسیاری از فضانوردان را با خیال راحت روی سطح ماه فرود آورد.

استیو اسکوایرس ، دانشمند ارشد Blue Origin ، در مصاحبه ای گفت: “آنچه ما در تلاش هستیم انجام دهیم ، آینده ای است که در آن مردم می توانند بر روی ماه زندگی و کار کنند. با ستاره شناسی سال گذشته

سیستم فرود انسان چیست؟

Blue Origin – به همراه شرکای خود لاکهید مارتین ، نورثروپ گرومن و دراپر – در سال 2020 برای ساخت “سیستم فرود انسان” برای برنامه آرتمیس ناسا یک قرارداد 579 میلیون دلاری مشترک کسب کردند. اگرچه مهندسان از سال 2016 روی کاوشگر ماه کار می کردند ، اما این امر تا سال 2019 برای عموم آشکار نشده بود.

جیم بریدنشتاین ، مدیر سابق ناسا هنگام اعلام جایزه گفت: “این اولین بار از زمان آپولو است که ناسا بودجه مستقیم برای سیستم فرود انسان را در اختیار دارد و اکنون ما شرکت هایی با قرارداد داریم که کار برای برنامه آرتمیس را انجام می دهند.”

با این حال ، بودجه Blue Origin فقط برای مطالعه اولیه “دوره پایه” کافی بود که در پایان آوریل 2021 منقضی می شود. بعلاوه ، شرکت و شرکای آن هنوز در حال رقابت برای قرارداد نهایی فرود ماه هستند. این رقابت نیز سخت است ، در حالی که Blue Origin در برابر SpaceX و Dynetics قرار دارد ، دومی یک شرکت پرواز فضایی در آلاباما است. هنوز هم تاکنون ، پروژه های SpaceX و Dynetics نسبتاً کمتر از تلاش Blue Origin سود کسب کرده اند.

با انقضا بودجه دوره پایه برای توسعه فرود ماه در حال کار ، فقط دو پروژه از سه پروژه به مرحله بعدی راه می یابند. و انتظار می رود ناسا خیلی زود قراردادها را به دو نامزد نهایی اعطا کند ، با توجه به گزارش توسط SpaceNews.

اگر Blue Moon چراغ سبز دریافت کند ، این فقط یک پیروزی برای Blue Origin نخواهد بود ، بلکه یک نقطه عطف مهم برای شرکای آنها خواهد بود. دلیل این امر این است که ماه آبی بدون چندین م additionalلفه اضافی فضاپیما که توسط سایر پیمانکاران ساخته شده است ، نمی تواند به سطح ماه برسد.

هنگامی که همه چیز کنار هم قرار گرفت ، تیم چند شرکتی سفینه فضایی Human Landing System خود را با نام Integrated Lander Vehicle (ILV) فراخوانی می کنند که شامل عناصری برای انتقال ماه و همچنین فرود و صعود خواهد بود.

ناسا مراحل اولیه توسعه را از سیستم Blue Landing و شرکای آن که فضانوردان را روی ماه قرار می دهد ، روی سیستم فرود انسان تأمین کرد. (اعتبار: ناسا)

پیمانکاران – که در مجموع تیم ملی نامیده می شوند – مسئولیت های فردی خود را در چهار زمینه جدا کردند.

Blue Origin عنصری به اصطلاح نزولی سفینه فضایی ILV را ایجاد می کند. این خود ماه آبی است – فرودگری که در واقع سطح ماه را لمس می کند.

نورثروپ گرومن مسئول عنصر انتقال ILV است. این یک سفینه فضایی جداگانه است که با قرار دادن ماه آبی در مدار ماه برای قرار دادن فرود در مسیر سطح ماه قرار ملاقات می گذارد.

لاکهید در حال طراحی م componentلفه صعود ILV است. وسیله نقلیه صعود با دو صنعت دیگر جفت خواهد شد تا همه آنها بتوانند به عنوان یک واحد منسجم با هم بنشینند. اجزای صعود بر روی اجزای دیگر قرار می گیرد و به فضانوردان اجازه می دهد تا از سطح ماه پرواز کنند و با یک فضاپیمای مداری دوباره متحد شوند.

سرانجام ، آزمایشگاه های Draper هواپیمایی پرواز را برای هدایت وسیله نقلیه فرود و موارد دیگر فراهم می کند. هر چهار شرکت مسئولیت طراحی و ساخت اجزای خود را دارند. اما Blue Origin از ادغام این جنبه های مختلف در یک سیستم فرود منسجم که برای قرار دادن چکمه ها روی ماه و بازگرداندن آنها به سلامت به مدار ساخته شده ، استفاده خواهد کرد.

در اطراف ماه ، ILV همچنین می تواند با کپسول Orion ناسا یا حتی با Lunar Gateway ، یک ایستگاه فضایی مدار مدار ماه ، پهلو بگیرد. این فضاپیما می تواند با یک موشک United Launch Alliance Vulcan Centaur پرتاب شود ، یا می تواند سوار بر New Glenn Blue Origin شود – هر چند این دو وسیله پرتاب بالابر سنگین هنوز در دست توسعه هستند.

https://www.youtube.com/watch؟v=xRaGIKqnDpA

فرود آرتمیس روی ماه

با این حال ، ILV در واقع تمام فضانوردان را از زمین تا ماه حمل نخواهد کرد. در عوض ، ایده این است که فضانوردان با فضاپیمای Orion ناسا به ماه سفر می کنند ، جایی که می توانند با دروازه قمری قرار ملاقات بگذارند یا مستقیماً به ILV بپردازند.

از آنجا ، ماه آبی فضانوردان برنامه آرتمیس را به سطح ماه و عقب منتقل می کند. این در تضاد با Starship HLS SpaceX است – رقابت ماه آبی – که در واقع می تواند فضانوردان را از زمین پرتاب کند و آنها را به ماه برساند.

علی رغم تهدید بسیار واقعی از دست دادن در مقابل SpaceX ، پیشنهاد ارزش تیم ملی برای ناسا این است که Blue Origin و شرکای آن دهه ها تجربه در پرواز با انسان ، موشک ، پیشرانه ، ناوبری و فرود بین سیاره ای و همچنین مأموریت های در اعماق فضا دارند.

این تیم در مواد مطبوعاتی گفت: “این شرکاgether با هم ، آپولو را راهنمایی کردند ، حمل بار معمول در مدار را برقرار کردند ، تنها سفینه ماه امروز خدمه را توسعه دادند و با استفاده از هیدروژن مایع / وسایل نقلیه اکسیژن مایع پیشگام فرود سیاره شدند.”

در صورت موفقیت ، Blue Moon و وسایل نقلیه بزرگتر یکپارچه Lander می توانند خدمه خدمه را به سطح ماه که بیش از هر آنچه در دوران آپولو دیده شده است ، دوام آورند. ظرفیت حمل بار Blue Moon همچنین آن را مانند قطار باری قابل استفاده مجدد به سطح ماه می کند. با این حال ، قبل از اینکه این صنعت ارزش خود را به اثبات برساند ، Blue Origin و بقیه اعضای تیم ملی نیاز به افزایش قابل توجهی در بودجه ناسا برای خارج شدن از برزخ توسعه دارند.

بزوس در سخنرانی آشکار اولیه ماه آبی گفت: “به ما هدیه داده شد ، این بدن در نزدیکی آن ماه نامیده می شود.” “وظیفه این نسل است که جاده ای به فضا بسازد ، به طوری که نسل های آینده بتوانند خلاقیت خود را گسترش دهند.”

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : آنچه قدیمی ترین نقاشی شناخته شده غار درباره انسانهای اولیه نشان می دهد (و چه چیزی)


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

در سال 2018 ، محقق ماکسیم اوبرت و خدمه اش در یک دره مخفی حدود یک ساعت پیاده روی از نزدیکترین جاده جزیره عنکبوتی مانند اندونزی سولاوسی فرو رفتند. آنها تازه در ایوان مزرعه برنج یک خانواده محلی بعد از چند لیوان بالو ، یک الکل نخل قند تخمیر شده که منطقه به آن معروف است ، خوابیده بودند.

درست در آن سوی دره ، اوبرت ، باستان شناس و زمین شناس در دانشگاه گریفیت در کوئینزلند ، استرالیا ، می تواند نگاهی اجمالی به غار Leang Tedongnge داشته باشد. این تیم پس از شنیدن گزارشات از بصران برهان ، باستان شناس اندونزیایی ، برای دیدن آن سفر کردند. اوبرت ، که هنر غار باستان را مطالعه می کند ، قبلاً آنچه را که احتمالاً قدیمی ترین نمونه های ساخته شده بشر در جهان بوده است ، مطالعه کرده است تا 44000 سال پیش - اما ، همانطور که بعداً یاد گرفت ، هنر اینجا در Leang Tedongnge حتی بیشتر از این قدمت دارد.

اندکی بعد ، اوبرت و همکارانش وارد غار Leang Tedongnge شدند ، که توسط خانواده نزدیک برای ذخیره سازی تجهیزات مزرعه مورد استفاده قرار گرفت. درست بالای یک تاقچه کوچک داخل ، آنها نقاشی سه خوک را که با رنگ قرمز اخراش رنگ آمیزی شده بود ، پیدا کردند که با مقدار زیادی مو و زگیل نشان داده شده است. بالای خوکها دو استنسیل دست مردم ظاهر شد. اوبرت می گوید ، این تصویر ممکن است درگیری را به تصویر کشیده باشد.

ساکنان منطقه حتی از وجود آنها اطلاع نداشتند. در واقع ، آنها فکر می کردند کسی باید یک شبه خود را فرو برده و برخی از دیوار نویسی ها را ترک کرده باشد. او می گوید: "هنر راک درست در پشت شالیزار برنج کسی وجود دارد." "فقط چیزهای زیادی وجود دارد."

اوبرت درست به اندازه خود تصاویر جذاب ، كلسیتی را كه روی پاهای یكی از خوكها جمع شده بود از نزدیک مشاهده كرد. قدمت ایزوتوپ سری اورانیوم از کلسیت نشان داد که قدمت آن حداقل 45500 سال است - و آن را به قدیمی ترین هنر غار انسانی جهان که تاکنون کشف شده است تبدیل کرده است.

این افشاگری تعجب آور بود زیرا محققان قبلاً بیشترین هنر غارنوردی را در اروپا پیدا کرده بودند. سایت هایی مانند غار Chauvet 30 هزار ساله فرانسه به دلیل همپوشانی اسب ها ، گروه کرگدن ها و دسته های دیگر حیوانات مشهور هستند. در سالهای اخیر ، اوبرت و سایر باستان شناسان با آغاز سالهای اخیر با کشف بسیاری از آثار برجسته در اندونزی ، ساعت آغاز هنر بشر را برگردانده اند.

اگرچه به محض یافتن ، تفسیر نقاشی های غار می تواند مشکل باشد زیرا ورود به ذهن هنرمندان اصلی غیرممکن است. اما محققان تعدادی نظریه توضیحی ارائه داده اند ، از جمله همه چیز ، از توسعه داستان سرایی اولیه تا ریشه های معنویت. قدمت با این هنر همچنین می تواند یک جدول زمانی از توسعه فرهنگی اولیه اجداد ما را نشان دهد ، یکی از ویژگی های اصلی که بعداً به وجود آمد اجازه داد گونه های ما موفق شوند. اوبرت می گوید: "هنر راک دریچه ای صمیمانه به گذشته است."

دودل یا روایت باستان؟

تعیین اهمیت زودرس دشوار است هنر غار: ما نمی توانیم به سر افرادی که آن را ساخته اند وارد شویم و آنها در اطراف ما نیستند تا به ما بگویند.

برخی شواهد نشان می دهد که نئاندرتال ها ممکن است از غارهای اسپانیایی استنسیل دستی گرفته اند حدود 65000 سال پیش، اگرچه اوبرت می گوید این قدمت بحث برانگیز است و ممکن است خیلی جوان تر باشد و اصلاً از نئاندرتال ها نباشد. و قدیمی ترین ابله شناخته شده به شکل زیگزاگ ممکن است از انسان های امروزی نبوده بلکه اجداد ما باشند ، انسان راست قامت، روی پوسته صدفی حدود 500000 سال پیش اما اینکه هنر دقیقاً چه چیزی را تشکیل می دهد همچنان یک سوال باز باقی مانده است.

ایین دیویدسون ، استاد بازنشسته باستان شناسی در دانشگاه نیوانگلند در استرالیا ، می گوید: "پاسخ احتمالاً در ابتدای هنر ، مردم نمی دانستند که چه کاری انجام می دهند."

بیشتر طرحهای باستانی در اروپا و اندونزی شامل پستانداران بزرگ یا شابلونهای دستی است. ممکن است گونه اول نمایانگر برخی از گونه هایی باشد که مردم شکار می کنند ، اما بسیاری دیگر از حیوانات طعمه ای که در ذخایر باستان شناسی یافت می شوند در این تصاویر موجود نبودند. اوبرت می گوید ، بنابراین این اشکال خاص ممکن است از نظر معنوی مهم بوده باشند. همچنین ، اثرات دستی می تواند راهی باشد که افراد زمانی خود را شناسایی می کردند.

حدوداً 20000 سال پیش ، در اوج آخرین حداکثر یخبندان ، بیشتر انسان در نقاشی ظاهر شد. اگرچه دلیل آن مشخص نیست ، اوبرت می گوید که حتماً یک عامل جهانی برای این امر وجود داشته است ، احتمالاً شامل تغییرات آب و هوایی است.

اولین صحنه روایت ممکن است با Leang Bulu 'Sipong 4 ، غاری که در سال 2017 کشف شده است و Aubert از آن برخوردار است ، رسیده باشد. تحصیل کرده. این هنر که در سولاوسی نیز واقع شده است ، حداقل 43،900 سال قدمت دارد و مجموعه ای از چهره های ترکیبی حیوان و انسان را نشان می دهد که در حال شکار خوک هستند. اوبرت می گوید: "این اولین مدرک قصه گویی است." "صحنه روایت خاص بود زیرا من هرگز نظیر آن را ندیده ام."

او این را با دیگر چهره های اولیه انسان مانند مقایسه می کند مرد شیر شیر شکل تراش عاج قدمت آن بین 35000 و 40،000 سال پیش است که در غار هولنشتاین-استدل در آلمان پیدا شده است. این به ما نشان می دهد که هنرمندان در این زمان نه تنها قصه می گفتند ، بلکه چیزهایی را تصور می کردند که در واقع در دنیای واقعی وجود نداشت. اوبرت می گوید: "این ریشه تفکر دینی است."

برخی از محققان ادعا می کنند که این ارقام ترکیبی حیوان و انسان نمایانگر عقاید شامی است. اما دیویدسون معتقد است که هنگام بررسی نقاشی های انسان گرا نمی توانید از چنین فشار قلم موی گسترده ای استفاده کنید و همه چیز نباید کاملاً کلی باشد. از نظر او ، چهره هایی مانند شیر کنده کاری می توانند تشریفات را نشان دهند ، مانند افرادی که هنگام شکار لباس حیوانات را می پوشند. هنوز هم ، او می گوید ، گفتن به طور قطعی دشوار است.

بیشتر برای کشف؟

به طور کلی ، در مورد گسترش هنر غار ، دو روش تفکر وجود دارد. یکی اینکه از یک منطقه واحد آغاز شده و به تدریج به قاره های دیگر گسترش یافته است. اگر اکتشافات فعلی نمایانگر قدیمی ترین نسخه ها باشد ، این بدان معناست که هنر غار حداقل 45000 سال پیش در اندونزی پدید آمده و طی 10 هزار سال آینده به اروپا راه یافته است.

در مقابل ، برخی از باستان شناسان فکر می کنند که هنر غار ممکن است به طور مستقل در چندین منطقه به طور همزمان رشد کرده باشد. دیویدسون با اعتقاد به این عقیده ، پیشنهاد می کند که سنت های مختلف در اندونزی و فرانسه بدون هیچ گونه ارتباطی شکل گرفته است. وی می گوید ، و احتمالاً چیزهای بیشتری برای کشف وجود دارد.

پس از کشف غار آلتامیرا در اسپانیا در اواخر دهه 1800 ، محققان به هنر غار اروپا پرداختند. در حدود یک قرن گذشته ، به طور خاص فرانسه مورد توجه زیادی قرار گرفته است. دیویدسون می گوید: "ما تمایل داریم بیش از حد بر غارهای فرانسه تأکید کنیم." "120 نفر وجود دارد - با توجه به مدتی که مردم به دنبال آنها بوده اند تعداد بسیار زیادی نیست."

غارهای اندونزی ، افشاگری نسبتاً جدیدی بودند. از آنجا که اوبرت و همکارانش فقط از کلسیت استفاده می کردند که در بالای هنر به جای خود اوچر شکل گرفته است ، ممکن است خود نقاشی ها بسیار قدیمی تر باشند. ما می دانیم که انسانهای مدرن حدود 65000 سال پیش وارد استرالیا شده اند و احتمالاً آنها از طریق اندونزی (پس از گسترش از آفریقا از طریق خاورمیانه) آمده اند. این احتمال وجود دارد که هنر غار در طول مسیر پیشرفت کرده باشد ، یا نمونه های اولیه در آفریقا زنده نمانده باشند - یا هنوز یافت نشده اند.

تاکنون ، فقط چند حکاکی کشف نشده قدمت قابل توجهی در آفریقا دارد ، از جمله غار آپولو 11 در نامیبیا که حاوی برخی از اسلب ها با نقاشی های حیوانی است. از 30،000 سال پیش. اما می تواند افراد زیادی در آنجا وجود داشته باشد. دیویدسون می گوید غارهای آفریقا را باید جدی گرفت.

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : The Sky Phenomena That May Have Inspired Artist Georges Seurat


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

To artists inspired by what they see in nature, volcanic sunsets are the holy grail of light and color. They transform placid sunsets and post-twilight glows into vibrant bloodbaths of spectral radiance. Yet I’m not writing this to hang on the wall another volcanically inspired sunset painting for us to ponder. Rather, I want to introduce to observers a subtle and little-known daytime phenomenon linked to volcanic activity. It may have, in part, inspired 19th-century Post-Impressionist French artist Georges Seurat (1859–1891) in his attempt to reform Impressionism and illuminate the world with a new form of art: his own version of optical blending of color, called Pointillism.

The Sky As Art

A number of 19th-century artists re-created volcanic sunsets in their paintings. Most touted are the works of English landscape pioneer William Turner, who spent a year painting the vibrant sunsets induced by the weather-altering 1815 eruption of Indonesia’s Mount Tambora — the most powerful volcanic event in recorded history.

William Ascroft of Chelsea, London, captured what are arguably the most faithful representations of sunset skies infused with aerosols from the 1883 eruption of Krakatau (aka Krakatoa; also in Indonesia). He made more than 500 crayon sketches of the changing hues, several of which appear as the frontispiece of the 1888 Royal Society publication, “The eruption of Krakatoa, and subsequent phenomena.” And in 2004, Don Olson of Texas State University added Norwegian artist Edvard Munch’s The Scream (1893) to the tally of paintings inspired by the sunsets observed in the three years following Krakatau’s historic blast.

These artists may not have been alone. In a 2014 paper in the scientific journal Atmospheric Chemistry and Physics, Christos Zerefos of the Academy of Athens in Greece tells how he and his team analyzed red-green ratios in more than 500 paintings from 181 artists, dating from between 1500 and 1900. They recognized the effects of volcanic aerosols (namely, a preponderance of warm hues) in sunset paintings created within a period of three years that followed each of 54 major volcanic events during that time period. These include works by Turner, John Singleton Copley, Edgar Degas and Gustav Klimt. The findings are not surprising. But topping the list is Seurat.

Georges Seurat painted Bathers at Asnières in 1884 at the age of 24. This giant work (118 by 79 inches) shows a riverside spot at the Seine just 4 miles from the center of Paris. Note how he colored the sky to reflect the pollution spewing from the factory smokestack in the distance.
(Credit: Wikimedia Commons)

Science on Canvas

Born in Paris to a wealthy family, Seurat studied drawing at night school before he entered the École des Beaux-Arts in Paris in 1878. During his two-year stay, he became disillusioned with the academic style of painting — the pedantic use of “hidden” brushstrokes and “licked” finishes to smooth the surface of a painting. At the same time, he was growing enamored of the large, separate brushstrokes in French Romantic artist Eugène Delacroix’s murals, and the radical new styles of Impressionist painters Claude Monet, Camille Pissarro and others. Their use of visible brushstrokes and experimental application of color, tone and texture worked together to create a vibrant visual impression of a fleeting moment in life.

More than an artist, Seurat had a keen aptitude for science. He spent hours scouring libraries for books on optics, scientific theories of color and principles of design. Specifically, he was keen on the visual effects of complementary colors and the science behind color perception. He probably learned about those subjects in Principles of Harmony and Contrast of Colours, and Their Applications to the Arts, a book written in 1835 by French chemist Michel-Eugène Chevreul.

Seurat left the academy in 1879 to spend a year of military service in Brest, where, according to biographer Daniel Catton Rich, “he opened his eyes to the luminous effects of sky and quiet water.” He then returned to Paris, where he began to apply his evolving principles of composition and color.

In his quest to discover a new approach to painting, Seurat turned to science, including Chevreul’s law of simultaneous contrast — how one color can change our perception of another color right next to it. Turning away from mixing paint on his palette, he ultimately began applying thousands of small dots of pure color in broken strokes — or small touches set side by side — directly to the canvas in a precise manner, so that the eye mixed the colors instead. His ever-evolving works achieved such an intensity of light that he believed he had discovered the science of painting.

Seurat had not perfected his Pointillist technique when he painted his first large-scale composition, Bathers at Asnières. Finished in 1884, it only flirted with his still-evolving Pointillist style. Still, one can see in the sky the smoggy effects of air pollution from the industrial chimneys in the distance, giving testament to his pursuit of capturing realistic atmospheric optical effects.

A turning point came in the summer of 1884, when Seurat showed the work at the first exhibition of the Group of Independent Artists, of which he was a founding member. That summer he met with younger Neo-Impressionist artist Paul Signac, who pointed out to Seurat that Bathers lacked the luminosity of other Impressionist paintings — the result of his use of muddy earth tones rather than colors of prismatic purity. As Catton Rich notes in his 1958 book, Seurat: Paintings and Drawings, Seurat’s next monumental work — A Sunday Afternoon on the Island of La Grande Jatte (1884) — “explore[s] to the fullest the new laws and principles which he and Signac were developing.”

Seurat preferred to call his new technique “color-luminism” (chromoluminarism), because it gives a painting not only a greater sense of vibrancy but also a shimmering effect, like one experiences on a hot summer’s day as heat rises from a roadway or sidewalk.

Volcanic Influences?

Seurat’s use of the technique of chromoluminarism coincided with the optical effects trailing the August 1883 eruption of Krakatau. It seems almost impossible that Seurat and his fellow optical science-oriented artists of the Neo-Impressionist movement would have ignored the profound post-Krakatau skies — especially because the resulting atmospheric optical effects created the most chromatically vibrant skies recorded for a century. And the vibrancy of light was key to the new artistic movement.

But the Krakatau aerosols also performed light magic in the daytime sky, generating diffuse aureoles of complementary light that radiated most effectively at high noon. Such a sight would have had the capacity to inspire Seurat, especially considering that the artist was keen on the science of diffraction and Rayleigh scattering. It would also be appropriate to suggest that the daytime sky, as painted by the Krakatau eruption, stood before the Neo-Impressionists like a visual muse, inspiring new insights into color and tone that perhaps only science-inspired artists could fully appreciate.

X-ray imaging of Bathers at Asnières reveals that Seurat modified parts of it in the mid-1880s, adding prismatic colors in a Pointillist manner that creates a more vibrant feel. Bathers had not quite been completed by the time Krakatau erupted in August 1883, and the volcano’s associated atmospheric effects only became vividly pronounced over Europe by November of that year. But its optical effects remained intense at least until 1887, and skywatchers continued to record volcanic atmospheric effects to a lesser degree into the early 1900s. Volcanic skies, then, were present throughout the brief heyday of the French Neo-Impressionist movement, which flourished principally from 1886 to 1906. To understand how these optically vibrant skies may have affected Neo-Impressionist thinking, let’s fast-forward 100 years to 1982, the year El Chichón erupted in Mexico.

American artist Frederic Edwin Church captured the 1862 eruption of Cotopaxi, which is about 30 miles south of Quito, Ecuador. Topping out at 19,393 feet, it’s one of the highest volcanoes on Earth.
(Credit: Detroit Institute of the Arts/Wikimedia Commons)

A Flecked Hawaiian Sky

On March 28, 1982, El Chichón, a dormant volcano in Chiapas, Mexico, awoke from 600 years of slumber, erupting violently three times in a week. One of the most important volcanic events of the 20th century, the unexpected blast released 7.5 million metric tons of sulfur dioxide into the stratosphere, warming it by 7.2 degrees Fahrenheit, and cooling the Northern Hemisphere by 0.72 F. The resultant cloud encircled the globe in 20 days and altered Earth’s climate for years afterward.

The stratospheric aerosol cloud initially moved from southern Mexico toward Hawaii, where I was living at the time. In a 1983 Applied Optics paper, Kinsell L. Coulson notes that “a considerable enhancement of intensity” occurred throughout the main part of the day, causing a “diffuse type of aureole” over a large portion of the sky. Mauna Loa Observatory lidar measurements over Hawaii in 1982 revealed a sixfold increase in scattering due to aerosols, and a 25 percent decrease in direct incident radiation.

In my studies of the El Chichón-influenced daytime sky, I noticed it had a “nervous” quality, caused by the interplay of minute flecks of complementary colors. This is why I refer to it in my Hawaiian diaries as an Impressionist’s sky. To a casual viewer, the El Chichón aerosols had buffed away the normally crystal-blue sky and replaced it with a frost-glass glare of Pointillist light — light predominantly infused with flecks of blue and orange, with dabs of yellow and white, that scintillated with subtle prismatic effects like tossed confetti. This description is reminiscent of one recorded one month after the Krakatau paroxysm by Captain Parson of the Earnock, who noticed the eastern sky before sunrise appeared “silver grey, changing to light blue, flecked with numerous small cirrus trimming, pink and rosy.”

Some of the color associated with the aerosol umbrella I witnessed was linked to the Bishop’s ring atmospheric phenomenon. This enormous diffraction corona (in this case created by the scattering effects of volcanic aerosols) covered half of the visible sky and displayed the color-contrast aureoles described by Chevreul, though in opposite order — namely, an enormous blue sphere of light surrounded by a vast orange aureole. The volcanic skies seemed to announce the general rule of Neo-Impressionism: “more opposition, more brilliance.”

One painting by Seurat moves me because it recalls the flecked complexity of the El Chichón sky: The Eiffel Tower, a montage of predominantly blue, red and yellow points of color painted from a vantage point that looked to the southeast across the Seine, where such atmospheric optical effects would be expected.

Seurat unveiled this painting in 1889. He began working on it around February 1887, before finalizing the painting in his studio just months ahead of the tower’s completion in 1889. During this period, the Bishop’s ring and other aerosol effects were still present in the atmosphere. As T.W. Backhouse reports in a March 1889 issue of Nature: “I am informed by Miss E. Brown, of Cirencester, that she saw Bishop’s ring in full day-time as recently as last month, not far from 12 o’clock one day.”

Adding to the lingering effects of the Krakatau aerosols were aerosols injected into the atmosphere by the 1886 eruption of Mount Tarawera in New Zealand and the 1888 eruption of Mount Bandai in Japan. So it’s possible that volcanic aerosols from three different eruptions contributed to the atmospheric effects we see in The Eiffel Tower, whose Pointillist style is more boldly laid down than in any previous work by Seurat.

The Point of the Matter?

In the nearly 40 years since the El Chichón eruption, I have witnessed similar large-scale Pointillist effects only rarely: after the 1991 eruption of Mount Pinatubo in the Philippines, and once during totality at the August 2017 total solar eclipse in Oregon, where the sky was affected by rippling waves of smoke from forest fires.

I have observed a similar effect multiple times on a microscale with another diffraction phenomenon: the pollen corona (about 3° in angular extent, compared with nearly 90° in the Bishop’s ring). In one case, I was able to photograph the Pointillist effect in the pollen corona, whereby a blue aureole and outer yellow and orange rings were splintered into a blend of juxtaposed prismatic colors, owing to scattering effects of the airborne particles.

This Pointillist image shows colors of complementary light scattered by pollen grains in a diminutive atmospheric corona. The bright glow is an edge effect from a roof used to block the sun, around which the colorful corona appeared. (Credit: Stephen James O’Meara)

Is it not reasonable, then, to at least consider the possibility that the flecked complementary colors in a volcanically infused daytime sky — which persisted in undulations throughout Seurat’s brief span as an artist — influenced his Pointillist technique?

Unfortunately, we know little about Seurat’s methods. He died tragically of an infection in 1891, at age 31. The artist left behind little in the way of personal letters and diaries; he also didn’t speak much about his technique.

His interest in color theory, however, is well documented. As Jo Kirby and colleagues explain in an article published in a 2003 National Gallery Technical Bulletin titled “Seurat’s Painting Practice: Theory, Development and Technology,” “It is important to realise that nothing in Seurat’s art seems to have been unconsidered.”


Stephen James O’Meara is a contributing editor of Astronomy magazine.

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : چگونه یک سیستم بینایی رایانه برای چین و چروک می تواند انقلابی در توسعه دارو ایجاد کند


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

در ارگانیسم های زنده ، نیروهایی که سلول ها را منقبض و کشش می دهند به طرز شگفت آوری نقش مهمی در رشد سلول ها دارند. اکنون فرم جدیدی از میکروسکوپ تنظیم شده است تا با مطالعه چین و چروک هایی که نیروهای سلولی ایجاد می کنند ، بینایی بیشتری فراهم می کند.
بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : زندگی ، جهان و ‘Oumuamua


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

در جستجوی تمدن های بیگانه ، اولین قدم برای اطمینان از اینکه می فهمیم به دنبال چه چیزی هستیم.
بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : چرا این سیگنال اخیر که به نظر می رسد از پروکسیما قنطورس می آید تقریباً چنین نبود


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

در تاریخ 29 آوریل 2019 ، تلسکوپ رادیویی پارکز در استرالیا شروع به لیست کردن سیگنال های رادیویی از نزدیکترین همسایه خورشید ، پروکسیما قنطورس ، با فاصله بیش از 4 سال نور کرد. این تلسکوپ به دنبال شواهدی از شراره های خورشیدی بود و بنابراین 30 دقیقه قبل از آموزش مجدد روی یک کوازار دور برای کالیبراسیون مجدد و پس از آن به عقب گوش داد.

در کل ، این تلسکوپ 26 ساعت داده جمع آوری کرده است. اما هنگامی که ستاره شناسان آن را با جزئیات بیشتری تجزیه و تحلیل کردند ، متوجه چیزی عجیب و غریب شدند – یک لحن خالص با فرکانس 982.02 مگاهرتز که پنج بار در داده ها ظاهر شد.

این سیگنال اولین بار سال گذشته در سال گزارش شد روزنامه گاردین، یک روزنامه انگلیسی این مقاله این احتمال را مطرح كرد كه این سیگنال شواهدی از یك تمدن پیشرفته در پروكسیما قنطورس ، یك ستاره كوتوله قرمز است كه شناخته شده است دارای یك سیاره به اندازه زمین است كه در منطقه قابل سكونت خود در حال چرخش است.

اما محققان به طور مداوم این احتمال را نادیده می گیرند و می گویند حداقل ، قبل از نتیجه گیری ، حداقل باید سیگنال را دوباره مشاهده كرد. در واقع ، علیرغم جستجوهای مختلف ، سیگنال دوباره دیده نشده است.

اکنون امیر سراج و آبراهام لوب از دانشگاه هاروارد در کمبریج ، ماساچوست ، احتمال اینکه این سیگنال از یک تمدن مستقر در پروکسیما قنطورس آمده ، حتی بدون مشاهده دیگری را محاسبه کرده اند. آنها می گویند شانس آنقدر کم است که به طور موثر احتمال را رد می کند – به شرط معتبر بودن فرضیاتی که در محاسبات خود ارائه می دهند.

هوش فرازمینی

سیگنال جدید توسط محققان در پروژه Breakthrough Listen ، همکاری بین المللی ستاره شناسان که در جستجوی شواهدی از اطلاعات فرازمینی بودند و توسط میلیاردر یوری میلنر تأمین می شود ، پیدا شد. آنها سیگنال Breakthrough Listen Candidate 1 یا BLC1 را صدا کردند.

این سیگنال جالب است زیرا تن های باریک بطور کلی در طبیعت وجود ندارد ، که بجای آن تمایل به تولید نویز باند پهن دارد. اما BLC1 تمام خصوصیات یک علامت فنی را دارد – یکی از این تمدن ها از تمدنی با توانایی تکنولوژیکی نشات می گیرد.

تا حد زیادی محتمل ترین منبع زمین است. بیشتر سیگنال های این نوع به سرعت به تداخل رادیویی تلفن های همراه نزدیک ، اجاق های مایکروویو ، اتومبیل های عبوری ، هواپیماها و ماهواره ها و موارد دیگر نسبت داده می شوند.

اما تیم تجزیه و تحلیل این سیگنال هنوز منبع واضحی پیدا نکرده اند. و آنها می گویند که فرکانس سیگنال با گذشت زمان اندکی تغییر می کند ، پدیده ای که مطابق با سیگنال یک بدن چرخان یا مدار است. این باعث افزایش فریب ها شده است.

بنابراین کار سراج و لوب به موقع است. رویکرد آنها مبتنی بر اصل کوپرنیک است ، این ایده که زمین هیچ جای ممتازی در جهان ندارد و در هیچ زمان خاصی نیست ، بنابراین مشاهدات انجام شده از اینجا غیر معمول از مشاهدات انجام شده در هر جای دیگر جهان نیست.

این اصل گذشته ای داستانی دارد. این نام از نام ستاره شناس قرن 14 میلادی ، نیکولاوس کوپرنیکوس گرفته شده است که اظهار داشت زمین در مرکز جهان نمی نشیند و در عوض به دور خورشید می چرخد. تقریباً 30 سال پیش ، ستاره شناس ریچارد گوت از همین اصل استفاده کرد تا با اطمینان 95 درصدی نشان دهد که گونه های ما حداقل 200000 سال اما بیش از 8 میلیون سال زنده نمی مانند.

ایده اصلی این است که بشریت آغاز داشته و سرانجام به پایان خواهد رسید. ما در حال حاضر جایی در جدول زمانی در این بین می نشینیم اما در مکان یا زمان خاصی نیستیم ، خصوصاً در نزدیکی آغاز یا انتها. از نظر ریاضی بعید به نظر می رسد در 2.5 درصد اولیه وجود بشریت و نه در 2.5 درصد نهایی باشیم. بنابراین با اطمینان 95 درصدی ، باید در وسط قرار بگیریم.

سپس فقط مسئله شکاف اعداد است. ما می دانیم که گونه ما حدود 200000 سال قدمت دارد که باید حداقل 2.5 درصد از کل گونه باشد. این با 95 درصد اطمینان حاکی از آن است که بشریت باید حداقل 200000 سال دیگر وجود داشته باشد اما بیش از 8 میلیون سال بیشتر نباشد.

در واقع ، گوت از همان استدلال استفاده كرد تا نشان دهد كه شانس یافتن شواهدی از زندگی هوشمند در جاهای دیگر كهكشان ما بسیار ناچیز است ، حتی اگر تصور كنیم كه این تمدن ها باید وجود داشته باشند. با توجه به اینکه فقط بیش از صد سال است که ما قادر به رادیو هستیم ، احتمال همپوشانی این دوره با قابلیت مشابه تمدن دیگر بسیار ناچیز است. گوت می گوید: “جستجوی هدفمند رادیویی از 1000 ستاره اطراف به احتمال زیاد موفقیت آمیز نخواهد بود.”

سراج و لوب همین استدلال را برای احتمال همپوشانی قابلیت رادیویی تمدن ما با قابلیت تمدن دیگری در پروکسیما قنطورس اعمال می کنند. و اعداد امیدوار کننده نیستند. آنها نتیجه می گیرند که اگر نامزد دستیابی به موفقیت پیشرفت 1 توسط یک تمدن پیشرفته از نظر فناوری تولید می شد ، این امر با هشت مرتبه اندازه اصل کوپرنیک را نقض می کرد. سراج و لوب می گوید: “این امر ، پیشینی گوش دادن به نامزد 1 (BLC1) را به عنوان یک سیگنال رادیویی فناوری از سیستم آلفا قنطورس رد می کند.”

نظریه Panspermia

در واقع ، با توجه به تعداد زیاد سیارات بالقوه قابل سکونت در کهکشان ، این ایده که دو ستاره همسایه باید همزمان از تمدن های پیشرفته میزبانی کنند بسیار غیر ممکن است.

مگر اینکه عوامل دیگری در کار باشد. یکی از این عوامل پان اسپرمیا است – این ایده که زندگی از فضا گرفته شده است. این باعث می شود ستاره های همسایه همزمان زندگی پیشرفته داشته باشند. با این حال ، این استدلال با واقعیت پیچیده است که حیات در زمین حدود 4.5 میلیارد سال پیش قبل از همسایگی خورشید و پروکسیما قنطورس روی زمین ظاهر شده است.

البته ، اصل کوپرنیک نمی تواند این احتمال را که سیگنالی که در پارکز از تمدن دیگری شنیده می شود ، کاملاً نفی کند. فقط احتمال اینکه این یک سیگنال سرگردان از منشا زمینی باشد ، به احتمال زیاد سفارشات زیادی است. در این میان ، تمام اخترشناسان می توانند تلسکوپ های رادیویی خود را به سمت Proxima Centauri برگردانند و منتظر بمانند.

مرجع: اصل کوپرنیک BLC1 را به عنوان یک سیگنال رادیویی فن آوری از سیستم آلفا قنطورس رد می کند: arxiv.org/abs/2101.04118

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : Why Haven’t We Found Alien Life Yet? Blame Our Closed Minds


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

This story originally appeared in the December issue of Discover magazine as “Looking for Signs.” Support our science journalism by becoming a subscriber.


Limits don’t sit well with Avi Loeb.

Loeb quickly reels some off to me over the phone (hands-free) during a drive home from work: About 25 billion stars, roughly one-quarter of those that reside in the Milky Way, lie in a habitable zone. He rounds that down to an even 10 billion to keep the calculations simple. “And then there are about a trillion galaxies like the Milky Way,” he says, “which means there are about 1022 [10 billion trillion] planets in the observable universe that could potentially host life as we know it.” In other words, searches for extraterrestrial life have barely scratched the surface. “As in other areas of exploratory science,” Loeb says, “we should investigate thoroughly before making sweeping pronouncements.”

Most of the searching so far, he adds, has been in the radio range, where scientists have examined a tiny fraction of the possible frequencies in an equally tiny fraction of the possible search space. Surveys in optical wavelengths have been much less extensive. For any new technology we develop, Loeb says, we should consider whether, somewhere, an alien civilization might have developed it, too, possibly leaving behind some detectable traces. “As our technology improves, that can help us imagine things we haven’t imagined before and explore things we haven’t searched for before.”

verarubin observatory

The Vera C. Rubin Observatory is expected to start searching the skies in 2022. (Credit: Rubin Obs/NSF/AURA)

When it comes to imagination, Loeb — cited in The New York Times “for his creative and prolific attempts to understand the … universe” — appears to have no shortage. Nor, would it seem, is he lacking in productivity. For over two decades, he has turned out an average of two academic papers each month, in addition to regular essays. He’s director of Harvard’s Institute of Theory and Computation, a member of the President’s Council of Advisors on Science and Technology, founding director of Harvard’s Black Hole Initiative and chair of the Breakthrough Starshot Advisory Committee — an endeavor aimed, among other things, at sending miniature spacecraft to other stars.

Florida Tech physicist Manasvi Lingam described his collaboration with Loeb during a postdoctoral fellowship as “exhilarating.” From 2017 to 2019, Lingam and Loeb wrote 25 research papers and a forthcoming book, Extraterrestrial Life: From Biosignatures to Technosignatures, that provides a wide-ranging discussion of SETI techniques. “With Avi, there’s always a fast turnaround time,” Lingam says. “We always try to look for left-field ideas that are nonetheless testable.”

Loeb is fearless because some of his out-there ideas have been publicly rebuked by other astronomers, says Penn State astronomer Jason Wright.

But Loeb is rarely deterred by disapproving remarks, saying skepticism “can be a self-fulfilling prophecy.” It’s far better to look, he says, than to assume there’s nothing to be seen. That attitude is apparently shared by NASA. It recently gave Loeb and others the first SETI-related grant in over 30 years that specifically supports innovative search strategies. Here are some of the unconventional notions he and his colleagues have advanced for enlarging the scope of SETI, and perhaps catching a glimpse of E.T. in the process.

Far From the City Lights

Loeb and Princeton University astronomer Edwin Turner are kindred spirits who enjoy batting around speculative ideas. “The conservative impulse that serves science well in some ways doesn’t serve us well when it comes to generating hypotheses,” says Turner. While touring Abu Dhabi a decade ago, and learning that Dubai is so bright it can be seen from outer space, Loeb and Turner started to wonder whether our telescopes could pick up light from an alien city. After some quick calculations, they determined that the Hubble Space Telescope (HST) would be able to detect light pollution from a city on the outer edges of the solar system, well beyond Pluto, and new, more advanced telescopes could extend that range considerably farther.

trappist - nasa

An artist’s concept shows the TRAPPIST-1 planetary system, with its seven Earth-sized, temperate exoplanets orbiting an ultra-cool dwarf star. It’s unusual to have so many planets in the habitable zone. (Credit: NASA/JPL/Caltech)

Although there aren’t any known planets lying in the solar system’s periphery, Loeb and Turner have come up with a method for determining whether a newly discovered light source is natural or artificial. Their technique is based on the principle that light drops off in intensity according to the square of the distance traveled.

Suppose we measure the brightness of a radiant object and repeat that measurement after the object has moved twice as far away from us, heading away from the sun. If the object was natural, such as a previously unknown planet or asteroid, and merely reflecting light from the sun, its brightness would decrease by a factor of 16: Its brightness (as measured from Earth) would have dropped off fourfold during the light’s journey from the sun to the object (since two squared equals four) and another fourfold during its journey back to us. If, on the other hand, the object was a luminous spacecraft, its brightness would drop off only by a factor of four since it produces its own light rather than reflecting it from the sun.

If our measurements of a distant light source indicate a fourfold drop in intensity, we should not immediately start worrying about an alien invasion, says Turner. “But we will want to point other telescopes there and … try to figure out what’s going on.”

Pollution As the Solution to Dilution

In 1990, as the Galileo spacecraft flew past a planet in our solar system, its instruments found evidence of an atmosphere rich in oxygen and methane — signs that the scientific team, led by Carl Sagan, deemed “strongly suggestive of life.” The planet in this case was Earth, and the exercise was mainly a proof of concept. But the HST has already started examining the atmospheres of planets around other stars, called exoplanets. And its successor, the James Webb Space Telescope, which is scheduled for launch in 2021, will soon probe atmospheres of even more distant planets, looking for biological signatures of life.

James webb telescope

(Credit: NASA/Chris Gunn)

In 2014, Loeb and two collaborators, Henry Lin and Gonzalo Gonzalez Abad, decided to flip the switch: Instead of looking for signs of life, they suggested looking for signs of death, or at least serious contamination. “Anthropogenic pollution could be used as a novel biosignature for intelligent life,” wrote the Harvard team, which proposed looking for two chlorofluorocarbon (CFC) gases, tetrafluoromethane and trichlorofluoromethane, that can survive tens of thousands of years and cannot be synthesized by known natural processes.

The James Webb telescope could spot the presence of these molecules in an exoplanet’s atmosphere, the researchers concluded, if concentrations were 10 times current terrestrial levels. Observing high levels of these long-lived pollutants and no signs of life-sustaining molecules like oxygen, Loeb and his coauthors said, “might serve as an additional warning to the ‘intelligent’ life here on Earth about the risks of industrial pollution.”

The Edge Effect

A 2005 paper in the journal Astrobiology by MIT astronomer Sara Seager and three other researchers identified a distinct feature of an Earthlike planet covered with large stretches of vegetation. Plants appear green because they reflect light in the green part of the spectrum, but at higher wavelengths, between the red and infrared range, reflectance shoots up dramatically. A graph of reflectance versus wavelength shows a steep rise at a wavelength of 700 nanometers that creates a pronounced “red edge” — a feature, though not evident to the human eye, that’s readily observable by telescopes with spectral sensitivity.

In 2017, Lingam and Loeb got to wondering: What if an exoplanet was covered by vast tracts of photovoltaic arrays instead of boundless greenery? Massive structures like this, Lingam and Loeb reasoned, would produce an artificial spectral edge analogous to the red edge caused by vegetation, though occurring at different wavelengths (depending, of course, on the materials making up the arrays). They calculated where the spectral edge would lie for silicon-based solar cells — a reasonable choice given silicon’s abundance in the universe — and those composed of other widely used photovoltaic ingredients, including gallium arsenide and perovskite. Future telescopes, such as WFIRST, set to launch in the mid-2020s, would be capable of detecting a “silicon edge,” should it exist.

Lingam and Loeb believe that such an analysis would be particularly powerful when applied to exoplanets that are “tidally locked,” meaning they keep the same orientation with respect to the parent star and therefore have permanently light and dark sides. An inhabited planet equipped with large-scale solar-electric generation could illuminate the dark side, and other installations might release significant amounts of waste heat on the cooler, darker side — developments that could be visible from afar and might remain visible after an alien civilization has gone extinct or migrated to another home.

Although these photovoltaic arrays would undergo wear and tear, Lingam and Loeb wrote in the Monthly Notices of the Royal Astronomical Society, “they can remain functional for a duration of time that is not insignificant by astrophysical standards and would thus represent genuine extraterrestrial artifacts.” If artifacts are someday spotted, they write, it could be an early, if not the first, example of a new field: “interstellar archaeology.”

The Mystery of FRBs

The first fast radio burst (FRB), an intense blast of radio waves emanating from outside our galaxy and lasting just a few milliseconds, was spotted in 2007. Astronomers have since seen more than 100 others. “The popular view is that these bursts come from young neutron stars with very strong magnetic fields,” says Loeb. But that supposition has not been confirmed. And there may not be a single source, he adds, because there are at least two types of bursts — a small minority that repeat and most that do not.

EMS-Dispersion

(Credit: Roen Kelly/Discover)

Lingam and Loeb offered a provocative solution to the puzzle: Maybe some of the FRBs are artificial. If that were the case, what would be the purpose of such incredibly powerful bursts? In a 2017 paper in Astrophysical Journal Letters, Lingam and Loeb raise two possibilities: It could be a beacon to broadcast the presence of an alien civilization, which they deem “rather implausible.” Or, it could power large spaceships tugged by even larger (in area, not in mass) light sails. “The optimal frequency for powering the light sail is shown to be similar to the detected FRB frequencies,” they write — a fact that, when combined with other technical arguments, could “lend some credence to the possibility that FRBs might be artificial in origin.”

Naysayers might dismiss this, insisting that “extraordinary claims require extraordinary evidence,” Loeb notes. “I say that they require evidence, but why should they be held to a higher plane? We should not automatically dismiss explanations just because they seem exotic to some people.”

Searching for Artifacts 

“When exploring habitable worlds around other stars, we might … find planets with burnt-up surfaces, abandoned mega-structures or planetary atmospheres rich with poisonous gases and no sign of life,” Loeb has written. One might also see an extensive network of unnatural platforms or satellites orbiting another star — perhaps part of a hypothetical energy-gathering enclosure called a Dyson sphere.

Something like this, if sufficiently large, could be spotted by NASA’s Transiting Exoplanet Survey Satellite (TESS), which looks for dips in the brightness of a star caused by a planet passing in front of it. TESS could also detect dips caused by the passage of giant artificial mega-structures. Officials announced in October 2019 that TESS would collaborate with Breakthrough Listen — a $100 million SETI initiative, the largest and most generously funded in the field’s history.

Listen’s ground-based telescopes would focus on potentially habitable planets identified by TESS. Loeb cites the example of Tabby’s Star: Discovered in 2016, two years before the TESS launch, it exhibited a peculiar dimming pattern, prompting some to speculate that it was surrounded by some kind of alien structure. It turns out that our view was blocked by an oddly shaped disk of dust, Loeb says, but that’s the kind of irregularity TESS scientists would be looking for.

Searching for Interstellar Visitors

On Oct. 19, 2017, an astronomer using Hawaii’s Pan-STARRS telescope discovered an object moving past the sun at 196,000 miles per hour, so fast that it almost surely originated from outside the solar system. The object, dubbed ‘Oumuamua — Hawaiian for “first scout from a distant place” — was initially classified as an asteroid and then a comet and more recently as a chunk of hydrogen ice. 

oumumaua

Interstellar visitor ‘Oumuamua has defied easy classification — Loeb has suggested it’s an artificial lightsail — but a team of astronomers concluded in 2019 that it’s a natural object. (Credit: Auntspray/Shutterstock)

But Loeb has analyzed all of these ideas and finds that they still leave some questions unanswered. He doesn’t see a plausible way that a “large hydrogen iceberg” could form. And even if it did, he says, an object like that could not survive its interstellar journey to the solar system because hydrogen evaporates so readily. Furthermore, ‘Oumuamua has unusual features that don’t match those of asteroids or comets: For one thing, it’s extremely elongated, about 10 times longer than it is wide. The object’s acceleration is also unexplained, as there’s no sign of outgassing, propulsion caused by the release of gas that’s normally seen in comets. Loeb and Shmuel Bialy of Harvard suggested that ‘Oumuamua was being pushed and sped up by solar radiation, in which case it must be shaped more like a thin pancake than a cigar as was commonly assumed. That raised the possibility that ‘Oumuamua “might be a lightsail of artificial origin” — a case they made in a November 2018 paper in Astrophysical Journal Letters.

In a July 2019 article in Nature Astronomy, an international team of 14 astronomers reached a different conclusion, contending that ‘Oumuamua is a natural object, despite its peculiar properties.

In the meantime, a second interstellar visitor, Comet Borisov, was discovered in 2019, whipping around the sun at 110,000 mph. This object is “clearly not artificial,” Loeb says, “because it looks like any other comet we’ve seen before.” But there soon should be many more interlopers to look at. The Pan-STARRS observatory has given us the capacity to survey the entire sky, and the Vera C. Rubin Observatory, expected to begin an even broader survey in 2022, “will be much more sensitive,” Loeb says, “a bigger and better telescope that could potentially detect an ‘Oumuamua-type object every month.”

When it comes to SETI, evidence ultimately carries the day, Loeb insists. “We should collect evidence without prejudice, without assuming we know the truth in advance, and see what we learn.” On the other hand, he says, we should be open-minded and allow for some risk-taking in our pursuit of that evidence. As the physicists Giuseppe Cocconi and Philip Morrison wrote in 1959, one year before SETI began: “The probability of success is difficult to estimate, but if we never search, the chance of success is zero.”


Steve Nadis is a contributing editor to Discover.

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار