سایت انفجار : نعوظ دارونما


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

هفته گذشته ، یک شرکت انگلیسی به نام Futura Medical اعلام کرد که درمان جدید اختلال نعوظ (ED) آنها ، MED3000 ، به عنوان یک دستگاه پزشکی در اتحادیه اروپا تأیید شده است. قیمت سهام Futura اندکی بعد شلیک کرد.

اما MED3000 یک درمان عادی نیست. در واقع ، این اولین بار در تاریخ است که یک شرکت آگاهانه یک دارونما را تجاری می کند.

ظهور یک دارونما

MED3000 یک ژل است که برای تقویت نعوظ به سر آلت تناسلی مالیده می شود. فوتورا بیان کنید که “یک درمان موضعی بسیار موثر و اثبات شده از نظر بالینی برای اختلال نعوظ است” با “60٪ از بیماران در طی 5-10 دقیقه پس از استفاده ، شروع نعوظ خود را مشاهده می کنند.”

اما این دقیقن چیه؟

MED3000 از تلاش های Futura برای درمان ED با گلیسیرین ترینیترات نشات گرفته است (نیتروگلیسیرین) شناخته شده است که نیتروگلیسیرین بر جریان خون تأثیر می گذارد. این شرکت یک ژل نیتروگلیسیرین ایجاد کرد و آن را MED2005 نامید و یک آزمایش کنترل شده تصادفی با مقایسه MED2005 با ژل دارونما انجام داد که یکسان بود با این تفاوت که حاوی هیچ نیتروگلیسیرین نبود.

نتایج اولین آزمایش نیتروگلیسیرین بود در سال 2018 منتشر شده است. عملکرد MED2005 کمی بهتر از ژل دارونما بود ، اما تفاوت آنها نسبتاً کم بود.

Futura دومین آزمایش ژل MED2005 در مقابل دارونما را انجام داد. این مطالعه تا آنجا که من می دانم منتشر نشده است ، اما Futura نشان داده است برخی از نتایج.

در آزمایش دوم ، نیتروگلیسیرین MED2005 “به تفاوتی نرسید” در مقایسه با دارونما در اقدامات نتیجه اولیه. اما هر دو گروه بهبود شدیدی در عملکرد نعوظ نشان دادند – حتی بیماران تحت دارونما. جسورانه ، Futura تصمیم گرفت ژل دارونما سابق را در نوع خود به محصولی تبدیل کند و آن را MED3000 نامید.

آیا این کار می کند؟

MED3000 اخیراً اعطا شد علامت CE به عنوان یک دستگاه پزشکی تایید شده در اتحادیه اروپا. آیا این به معنی کارایی آن است؟ خیر ، برخلاف داروها ، تجهیزات پزشکی برای فروش موثر نیستند. آنها فقط باید مطابقت با مقررات ایمنی را نشان دهند ، که علامت CE نشان می دهد.

بنابراین واقعاً MED3000 چقدر موثر است؟

اولین نکته ای که باید توجه داشته باشید این است که MED3000 هرگز موثرتر از هر روش درمانی کنترل شده ای نبوده است – زیرا بود درمان کنترل

هنگامی که Futura اثر MED3000 را توصیف می کند ، آنها در مورد بهبودی هستند که در طول دوره درمان دیده شده است (که در آزمایش اول 1 ماه بود ، در مرحله دوم 3 ماه) ، معروف به “تغییر در مقابل خط مبنا”.

بهبودهای بزرگ در مقایسه با پایه در گروههای دارونما در آزمایشات بالینی با طیف وسیعی از شرایط معمول است. این بهبود گاهی اوقات به “اثر دارونما‘، حاکی از این است که دارونما باعث بهبود شده است. (Futura از اصطلاحات “اثر دارونما” استفاده کرده است – به زیر مراجعه کنید). اما این خیلی ساده انگارانه است.

وجود دارد دلایل زیادی چرا علائم می توانند در طول یک دوره آزمایش بهبود یابند ، که اثر دارونما فقط یکی از آنهاست. برای اندازه گیری تأثیر واقعی دارونما ، باید دارونما را با یک گروه کنترل مقایسه کنیم که اصلاً هیچ درمانی دریافت نکرده اند. این برای MED3000 انجام نشده است ، اما در آزمایشات دارونما های دیگر برای اختلالات مختلف ، اثر دارونما بیش از هیچ درمانی است اغلب بسیار کوچک.

س vالات متداول ناپدید شده

حتی با نگاهی به تغییر در مقایسه با پایه ، بهبود در گروه دارونما (MED3000) در واقع بسیار متوسط ​​بود کارآزمایی اول. در پاسخ به س “ال “آیا درمانی که انجام داده اید عملکرد نعوظ شما را بهبود بخشیده است؟” ، فقط 26٪ بیماران برای دارونما (MED3000) “بله” پاسخ دادند.

در آزمایش دوم ، به نظر می رسد MED3000 عملکرد بسیار بهتری داشته است. چرا این هست؟ خوب ، خود Futura پاسخ های جالبی به این س offeredال ارائه داده است س theirالات متداول آنها.

Futura تأکید کرد که مطالعه دوم دوره درمانی طولانی تری داشت (“این مطالعه به مدت 12 هفته در مقابل 4 هفته انجام شد که در آن بین بهبود بین 4 تا 12 هفته مشاهده شد.”) آنها همچنین اشاره کردند “انطباق بسیار دقیق با معیارهای ورود و خروج” و “تأکید بیشتر بر آموزش بیمار و بنابراین انطباق با رژیم درمانی” در دادگاه دوم

مسئله این است که ، اگر MED3000 آن را به بازار عرضه کند ، دنیای واقعی ممکن است مانند دادگاه دوم نباشد. در دنیای واقعی ، هیچ معیار خروج وجود ندارد ، زیرا هر کسی می تواند این محصول را بدون نسخه پزشک خریداری کند. هیچ آموزشی برای بیمار وجود نخواهد داشت ، غیر از جزوه ای. در دنیای واقعی ، من شک دارم کسی بیش از 1 ماه به استفاده از محصول ادامه دهد ، اگر تا آن زمان کار نکرد ، 3 ماه مزایای آن را تجربه کند.

عجیب ، در حال حاضر پاسخهای فوق را در صفحه سQالات متداول نمی یابید. به نظر می رسد که آنها در برخی از روزهای گذشته حذف شده اند ، اما خوشبختانه من یک نسخه را از 19 مارس ذخیره کردم.

دارونما یا نه؟

چیز دیگری از نسخه قدیمی تغییر کرده است سوالات متداول Futura. در نسخه قبلی ، به نظر می رسید Futura قبول کرده است که MED3000 به عنوان دارونما عمل می کند. آنها در توصیف نتایج دادگاه دوم گفتند “اثر دارونما به مراتب بیشتر از اولین مورد بود و در نوع خود فرصتی مهیج است.”

اما در س FAالات متداول کنونی و در سراسر سایت فعلی ، به نظر می رسد Futura تمایلی به توصیف MED3000 به عنوان دارونما ندارد. آنها اکنون می گویند که MED3000 از طریق آن کار می کند “یک روش منحصر به فرد تبخیری که به گفته شرکت تحریک کننده انتهای عصب در آلت تناسلی مرد است تا باعث نعوظ شود.”

از کارآزمایی های بالینی هیچ مدرکی برای نحوه عملکرد تبخیری وجود ندارد. برای اینکه نشان دهید تبخیر باعث کارایی MED3000 می شود ، باید آن را با ژل غیر تبخیر مقایسه کنید.

به طور کلی ، فکر می کنم هیچ کس نمی داند MED3000 اگر به بازار عرضه شود چقدر خوب کار می کند. اگر کارساز باشد ، فکر نمی کنم کسی بتواند نحوه کارکرد آن را بگوید – خواه اثر دارونما باشد ، هم تبخیر باشد ، یا فقط تحریک مکانیکی باشد.

اما من یک حقیقت را می دانم – هر کسی که در Futura بود و به فکر بازاریابی دارونما افتاده است شایسته دریافت یک جایزه برای chutzpah محض است.

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : Deep-Space Ears, Interstellar Eyes, and Off-World Wings


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

Every child grows up looking at the stars. After that, we follow a billion different paths through life. Some people push their sense of wonder into the background, focusing on pragmatic concerns. Some hold onto it as their constant life companion. And a dedicated few find a way to combine the two, weaving a sense of wonder into their income-earning, office-working career path.

The Jet Propulsion Laboratory in Pasadena, California — generally known as a NASA center, though it is managed by Caltech — is probably the world’s premier outpost of otherworldly engineering. It is a place where space dreamers go to translate those dreams into software and circuits and mechanical systems. MiMi Aung, the project manager for the Ingenuity helicopter that is about to take flight on Mars, is a quintessential example of that marvelous synthesis.

Aung grew up in Burma (Myanmar), equally fascinated by the mystery of the night sky and the beauty of numbers. (Bob Balaram, who originated the idea of the Mars Helicopter, is originally from India; Håvard Grip, the helicopter’s Chief Pilot, is from Norway. The dream knows no national boundaries.) She found her way to JPL and worked on the technical side of some of the most lyrical projects at the lab, including the Deep Space Network, which talks to interplanetary spacecraft, and the Terrestrial Planet Finder project, which pioneered the optics needed to study Earths around other stars.

Now the Ingenuity helicopter is prepared to add an entirely new dimension to planetary exploration by taking the first, tentative flights on Mars. For every headline-grabbing moment like that, there were years of agonizing and thrilling engineering work that came before. I spoke with Aung about the secret life of the space engineer. (For more about the Mars helicopter in particular, see my previous column.)

A lightly edited version of our conversation follows.


How does somebody grow up to become the systems engineer overseeing a helicopter on another planet?

I have to start with my parents really. They both came to the US [from Burma] and got their PhDs — my mother’s in math and my father’s in food science, which is a special branch of chemistry. I was actually born on the University of Illinois campus.

When they finished their PhDs, they went back to Burma and I grew up there from when I was 2 to 11. Then when I was 11 and a half, we moved to Malaysia. They’re professors in a university there. But when I was 16, my parents really wanted me to continue on the educational track in the US, so they sent me over.

You came to the United States all by yourself at age 16?

I was taken in by my parents’ American friends from graduate school. I got on a plane and flew to the other side of the world. I didn’t even have a picture of these people, because this is back in ’83. I asked, “How will I know you?” and they said, “Don’t worry, we’ll see you,” because I was flying into Decatur, Illinois, which is a tiny airport. There they were. They said, “Hi, MiMi, we’re Anne and Walt.”

It was about people helping people. Walt and Anne really took it seriously, so they talked me through my senior year in high school and helped me find my path.

MiMi Aung: “It’s all about finding your path and following the subject you love.” (Credit: NASA/JPL-Caltech)

Were you fascinated by space travel when you were young? Did you ever imagine that your path would take you into space engineering?

When I was 16, all I knew was I loved math. I remember writing to somebody I was dating — you know how back then you used to write letters? I wrote a letter saying, “I have found true love.” What I meant was, “I love math.” It was head over heels.

But my parents said, “No, we want you to have an application.” Then in my junior year at the University of Illinois, I was taking a class on signal processing communications and the probability and statistics. My interests all coincided in that. It was just the happiest year. I knew what I wanted to do.

You had quite a journey from Burma to the University of Illinois. How did you end up at the Jet Propulsion Lab, JPL?

When I finished my master’s degree, one of my professors made a fortuitous comment: “You know, The Deep Space Network in NASA, JPL, they process signals.” [Note: The DSN is a global network of radio antennas that communicates with distant spacecraft.] I was young, I’d always thought I wanted to work in space. That comment triggered a reaction in me: “Wow, space signals!” I managed to get a job there modeling the signals.

I soon learned that there are equations, and then there’s a reality, right? There’s noise, or the filter didn’t work as well as you did in your beautiful simulation. The thing I love about fundamental engineering is that, at the end, there are no excuses. It has to work, so you find a way to make it work. The Mars Helicopter is the ultimate example of that idea.

Along the way, you also studied how to fly spacecraft in formation so that NASA could
build the Terrestrial Planet Finder – a hugely ambitious mission to find Earth-like planets around other stars.

You’re making me walk down memory lane. Oh my gosh. I get emotional.

My supervisor back then, Ernie Stone, was a fantastic mentor. He connected me with a project called StarLight [PDF link]. The concept was that you’d have two spacecraft that are a kilometer apart, and you’d combine the light from the two and cancel the light from a star so that you could find an Earth-like planet around it. [Note: This technique, known as long-baseline optical interferometry, is highly challenging on Earth and has never been attempted in space.]

StarLight needed a sensor to keep the two platforms in place, a kilometer apart but at centimeter-level accuracy that far apart. It’s done by transmitting and receiving and transmitting and receiving with multiple antennas. They needed an engineer who could manage the algorithms and really apply them, so they put me onto that spacecraft project. That’s how I got into the planet finding.

The Terrestrial Planet Finder concept would have sent mutliple telescope into space to link together and study Earth-like planets around other stars. (Credit: NASA/JPL-Caltech)

Terrestrial Planet Finder got postponed in 2006, then formally canceled in 2011. That was disappointing to me, but it must have been deeply upsetting for you.

You know how life works, right? I loved the project because I was thrown into a totally different world. When you work on a space mission, you have to be so safe, because once you launch, you can’t fix things. You can’t just try stuff like you can on the ground.

And emotionally, one of the things that have always driven me is wondering, are we alone? Is there life out there? Well, here’s the ultimate thing. You’re studying the planets around
other stars, trying to see if they are inhabited. It was magic, right? Well, first StarLight was canceled. Then I got promoted to lead for all formation flying for Terrestrial Planet Finder, and it got canceled.

Larry Simmons, the director for astrophysics at the time, told me, “You’ll be okay over time. It will be okay.” I didn’t know what he meant at first. Then after six months or a year, I realized how heartbroken I was. I was broken-hearted for a long time.

It’s hard for most people to understand what it’s like to work on a project you love for
years, and then it just goes away. That’s not the way most of us operate.

StarLight gave me that fear of losing something that you’re really into. I have to tell you, though, something good that came out of it. It played a big part in the development of the Mars helicopter.

What do you mean by that? How did the failure of Terrestrial Planet Finder help inspire the success of the Ingenuity helicopter?

For the rest of my career, I never took anything for granted. I was careful every single second. I was the project manager with the helicopter, which started as a very uncertain project. Is it even possible? We had to prove our way to go forward.

In the team meetings, I’d say things like, “We can’t take it for granted. This looks good, but what’s the next thing? What’s the next thing after that?” And I knew we must communicate clearly. We can’t be like mumbo-jumbo. We have to talk to the Mars 2020 [Persevrance rover] folks who are going to accommodate the helicopter. [NASA] Headquarters has to know what we’re doing. Our management has to know. Our team has to know.

I did make lemonade out of lemons. It is something that drove me and I continue to be very careful. I really don’t take anything for granted, for any moment.

And the technology from StarLight and Terrestrial Planet Finder is still there if we find an Earth-like planet and want to get a better look, right?

Yeah! The knowledge of what we accomplished with StarLight and TPF stays in the organizations. Things like the autonomous formation flying sensor that I was in charge of. That technology doesn’t go away, so if the planet-finding starts to blossom, they would go back to the same line organization. The sensor we did, the knowledge is not lost.

When did you begin the work that would lead to the Ingenuity helicopter?

It was around 2012 or so. By then, I had moved on to the spacecraft side of the house [at JPL]. I was the head of the guidance and control section. Then I was promoted to be the deputy manager for the autonomous systems division, which does the spacecraft onboard avionics for flight computers and flight software and guidance and control, power, and robotics.

Charles Elachi was the director of JPL at the time. Regularly, he goes on these division tours. Since I was a deputy division manager for autonomous systems division, I was the host to him that one day. We showed him a lab where we were testing autonomous onboard navigation algorithms by using drones in a facility. And I remember that we came out of that lab and he asked, “Hey, why aren’t we flying at Mars?”

I’m a guidance and control geek. I was used to algorithms for jet power, engine power, landing. Those are the kinds of things I’m used to thinking about. I remember looking at him funny, going, “Fly, like a rotorcraft?”

That’s funny. You’re the project manager for Ingenuity, but originally you didn’t think flight on another planet was possible?

If I was going to apply my expertise, I wanted to fly propusively. I’m being brutally honest. But the conversation went on, and now I was getting pulled in. Charles’s question sent us to Bob Balaram, who had done research in rotocraft for Mars in the 1990s. JPL funded Bob to start dusting off the results from the 1990s.

At this point, Bob takes an initial look and says, “Hmm…with the advancement of technology, it could be possible now, because things have become lighter. If we’re smart, maybe we can do it.”

The world expert in Mars flight told you “maybe” it’s possible? I can see why you were skeptical at first.

Right. There was funding for some months, we did a review, and we saw it had become more feasible. Then he decision came to go onto the next level, where we build a one-third scale vehicle and see if we can actually fly it. We had lift experiments on rails: The blade’s spinning, but it’s going up on guided rails, to convince people.

There was still a significant population that thought [flying on Mars] was just was impossible. Crazy. Even the really hardcore, great engineering folks. There are a few who later admitted, “Hey, you guys were right. I was wrong.”

People thought the engineering challenge of flying on Mars was just too tough to solve?

Yes, yes, yes. And also the whole idea was counterintuitive. I think in that case, it went beyond the equations. People were going by intuition so much, and the intuition really dominated. It was really hard to overcome. So when [the JPL managers] went to the lift test, they said, “All right, we need a dedicated team to do tech demonstrations. Let’s start with the one-third scale vehicle.” To convince everyone.

I was assigned to start taking the lead on from that point. So I did my regular deputy division manager job as well as additional duty of doing this helicopter. That’s when I started to get wrapped up in the project – after I got into the leadership role, looking at the analysis that showed how we need to model the lift and the drag. It’s not just some cartoon anymore. You have to model in pieces and integrate them and think about sensors and the mass, like how do you build it light enough?

Was there a moment when you realized: This is not a crazy idea, this Mars helicopter is possible?

I remember the moment of clarity. I was in a conference room. We were preparing for the next major briefing to headquarters [about the Mars helicopter], and somebody in the room asked, “What do you think probability of this working and us being allowed to go forward to try it?” Somebody else said, “50 percent.”

Something snapped in my head and I remember going, “Nope, it’s not 50 percent anymore. It’s like 80 percent. It’s something high.” I knew at that moment, the project is ours to lose. It was one of those moments when you see the whole problem, and then you just start making sure that everyone works together to make it happen.

The Deep Space Network (highlighted in red) is part of a vast communication web needed to connect people with their space technology. (Credit: NASA)

That little helicopter required you to collaborate with the people who build wings and rotors. Was that difficult?

I’m very respectful because I come from the algorithmic side. I was able to get everybody to talk to me and then to make sure everybody talked to each other. That was the secret sauce to make the Mars helicopter work.

One time, there was a problem with something with the helicopter blade. There was a modeling issue that we couldn’t solve. We had all the conversation, and by the end of it, there was a software solution that took care of the problem. Everybody had to contribute. Every single subsystem [in Ingenuity] required an innovation to happen.

Was there another lightbulb moment when it became clear to you that, yes, this helicopter is ready to send to Mars?

It happened when we built the prototype system. After that little one third scale, we did a full-scale model. And there was a moment when it came in, even before we flew it. This is when we worked with AeroVironment, a company in Simi Valley who built the rotor system and the landing gear and the substrate for the solar panel. They showed up with a rotor system that was exactly the way we specified it.

That was one moment. The second moment was when we spun full speed for the first time. I think that’s when I really knew.

And at that point you really became the Mars-helicopter engineer?

I still had two jobs at the time, but you can’t ride two horses. I must’ve felt confident to leave my very nice job in spacecraft systems. Autonomous systems is something I love. It’s a vision of things I want to do for future. This is psychologically the moment when I said,
“This is it. And if it doesn’t work, I’ll have no regrets.”


For more space news and ideas, follow me on Twitter: @coreyspowell


بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : یک رایانه کوانتومی رومیزی فقط با 5000 دلار


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

یک شرکت نوپای چینی از برنامه های فروش رایانه کوانتومی رومیزی با هزینه کمتر از 5000 دلار رونمایی کرده است. دستگاه قابل حمل جدید یکی از محدوده هایی به نام SpinQ است که برای مدارس و کالج ها استفاده می شود. این توسط Shenzhen SpinQ Technology ، مستقر در شنژن ، چین ساخته شده است.

این اولین کامپیوتر کوانتومی این شرکت نیست. سال گذشته فروش رایانه کوانتومی رومیزی را به قیمت حدود 50،000 دلار آغاز کرد. میز مورد نظر باید محکم باشد زیرا وزن این دستگاه 55 کیلوگرم (121 پوند) سنگین است – درمورد وزن یک بزرگسال کوچک.

اما دستگاه جدید ساده تر ، قابل حمل تر و ارزان تر خواهد بود. تیم سازنده این دستگاه می گوید: “انتظار می رود این نسخه ساده در سه ماهه چهارم سال 2021 منتشر شود ، به طوری که برای اکثر مدارس K-12 در سراسر جهان مقرون به صرفه تر خواهد بود.”

کامپیوتر کوانتومی رومیزی SpinQ (منبع: arxiv.org/abs/2101.10017)

قیمت دستگاه کاملاً در تضاد با سایر رایانه های کوانتومی عرضه شده توسط شرکت هایی مانند D-Wave است که هزینه آنها در منطقه 10 میلیون دلار است و می تواند بیش از 50 کیوبیت را پردازش کند.

در مقابل ، دستگاه SpinQ بسیار کم قدرت تر است ، قادر به پردازش فقط 2 کیوبیت است و به یک فناوری کاملاً متفاوت به نام تشدید مغناطیسی هسته ای متکی است. این کار با به دام انداختن مولکولهای خاص انتخاب شده در یک میدان مغناطیسی قدرتمند و سپس فشردن آنها با پالسهای فرکانس رادیویی برای دستکاری چرخشهای اتمهای موجود در آنها انجام می شود.

بعد از هر مجموعه پالس رادیویی ، اتم ها شل می شوند و سیگنال های فرکانس رادیویی خاص خود را منتشر می کنند که حالت جدید آنها را نشان می دهد. به این ترتیب می توان چرخش اتم ها را معادل تغییر دادن 0 به 1 – و چرخش اتم های همسایه را متقابل دانست ، که می تواند عملیات ریاضی را شبیه سازی کند و در نهایت نتیجه را ثبت می کند.

ترکیبی که در قلب دستگاه SpinQ قرار دارد ، دی متیل فسفیت است ، یک مولکول چهار وجهی متشکل از یک اتم فسفر ، یک اتم هیدروژن ، یک اکسیژن و دو گروه CH3O. این به شکل مایع بی رنگ در دمای اتاق است.

دی متیل فسفیت ایده آل است زیرا اتم های فسفر و هیدروژن به یکدیگر پیوند خورده و به اندازه کافی نزدیک هستند تا بتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند در حالی که توانایی دستکاری مستقل را نیز دارند.

برای اطمینان از قوی بودن سیگنالهای رادیویی از اتمهای هیدروژن و فسفر ، باید از تعداد زیادی مولکول استفاده کرد ، حدود 10 ^ 15 از آنها. برای این کار به چند قطره مایع احتیاج دارید ، که در یک ویال کوچک در وسط میدان مغناطیسی قدرتمند قرار می گیرد.

این روش به خوبی درک شده است و مدتهاست که برای ساخت تصاویر پزشکی از بدن استفاده می شود. در واقع ، اولین رایانه های کوانتومی ساخته شده در دهه 1990 دقیقاً از همین رویکرد استفاده کردند.

آهنربا ابررسانا

در آن زمان ، این روش گران بود زیرا میدان های مغناطیسی به اندازه کافی قوی برای انجام کار فقط توسط آهنرباهای ابررسانا قدرتمند ایجاد می شوند. اینها باید تا دمای هلیوم مایع سرد شوند ، کار سختی که نیاز به تجهیزات گران قیمت و بزرگ دارد.

اما تیم SpinQ به جای آن از آهن ربا های دائمی استفاده می کند. اینها اکنون می توانند میدانهایی با قدرت تسلا ، دهها هزار برابر قوی تر از میدان زمین ، تولید کنند.

برای محاسبات کوانتومی ، این رشته نیز باید بسیار منظم باشد. بنابراین تیم از تکنیکی به نام shimming استفاده می کند که یک میدان مغناطیسی دیگر ایجاد می کند که قادر به از بین بردن هرگونه بی نظمی در میدان قوی تر است. نتیجه یک میدان مغناطیسی بسیار قدرتمند و منظم است.

و همین دستگاه فقط باید به یک رایانه معمولی و با یک بسته نرم افزاری که توانایی کنترل آن را دارد متصل شود.

اگرچه این دستگاه فقط 2 کیوبیت پردازش می کند ، اما دستگاه SpinQ قادر به محاسبه کوانتومی بسیار مهم است. به عنوان مثال ، می تواند نسخه ای از الگوریتم Grover را پیاده سازی کند ، که می تواند از طریق یک پایگاه داده سریعتر از الگوریتم کلاسیک جستجو کند.

تنها با 2 کیوبیت ، هیچ یک از این الگوریتم ها قدرتمندتر از آنچه در کامپیوتر رایج امکان پذیر است ، نخواهند بود. در واقع ، آنها نزدیک نمی شوند. اما نکته این است که محاسبات کوانتومی را نشان دهند و به دانشجویان اجازه دهند خودشان آن را امتحان کنند.

تیم SpinQ می گوید که آنها طرح اولیه خود را – به نام SpinQ Gemini – به موسسات کانادا ، تایوان و چین ارسال کرده اند. اما با قیمت هر قطعه 50 هزار دلار ، این مکان ها باید از منابع خوبی برخوردار شوند.

به همین دلیل است که این شرکت نسخه ارزان تری را در اواخر امسال بر اساس همین پلتفرم عرضه می کند. این دستگاه همچنین روی دستگاه قدرتمندتری کار می کند که می تواند 3 یا 4 کیوبیت را پردازش کند.

با این حال ، این دستگاه ها هرگز با قدرت رایانه های کوانتومی که گوگل ، IBM ، مایکروسافت و دیگران با آنها بازی می کنند مطابقت ندارند. یکی از اشکالات محاسبات کوانتومی مبتنی بر تشدید مغناطیسی هسته ای این است که ماشین آلات نمی توانند بیش از دوازده کیوبیت را اداره کنند. در واقع ، در مورد اینکه آیا این نوع محاسبات واقعاً کوانتومی هستند ، بحث هایی وجود دارد.

اما بعید به نظر می رسد که سازندگان دستگاه های SpinQ از این مرحله رد شوند. هدف آنها آموزش است. آنها می گویند: “ما معتقدیم كه محصولات رایانه كوانتومی قابل حمل ارزان قیمت تجربه عملی آموزش رایانه كوانتومی را در همه سطوح تسهیل می كنند.”

مرجع: arxiv.org/abs/2101.10017 : SpinQ Gemini: رایانه کوانتومی رومیزی برای آموزش و تحقیقات

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : انقراض Devonian: عذابی آهسته که سیاره ما را درنوردید


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

ما فکر می کنیم که انقراض دسته جمعی لحظات کوتاهی از ویرانی است – عمیقا ویرانگر اما بیش از یک لحظه زمین شناسی. Devonian ، دومین به اصطلاح “پنج بزرگ” ، این مفهوم را نادیده می گیرد. اگر دیگر مرگ های بزرگ داستان های کوتاه مرگ و ویرانی هستند ، این یک حماسه شبیه به جنگ و صلح. حتی این عنوان متناقض هم مناسب به نظر می رسد: انقراض Devonian زمین را به مدت 25 میلیون سال نابود کرد و خاموش کرد ، و اگرچه در نهایت سه چهارم از همه گونه ها را از بین برد ، اما همچنین راه را برای تعادل جدیدی از حیوانات که تا امروز پابرجاست ، روشن کرد.

انقراض تقریباً 380 میلیون سال پیش ، در میانه راه این بخش آغاز شد زمان زمین شناسی معروف به دوره Devonian، یا سن ماهی. (مهره داران هنوز جهشی به خشکی نگذاشته بودند.) آبهای ماقبل تاریخ نه از قبیل ماهی تن ، ساردین و ماهی آزاد ، بلکه از اسلاف عجیب و غریب و دیرپای آنها. در بالای زنجیره مواد غذایی نشسته بود پلاکودرم، مسابقه ای از ماهی های بسیار زره پوش و گاه عظیم. معروف ترین این جانوران متوسط Dunkleosteus، ممکن است تا 30 فوت رشد کرده باشد ، احتمالاً تمایز بزرگترین حیوان – تا دایناسورها – را به دست آورد.

Dunkleosteus - Shutterstock

تصویری از شناور شدن ماهی های ماقبل تاریخ عظیم Dunkleosteus که در جستجوی غذا در دریای Devonian است. (اعتبار: AuntSpray / Shutterstock)

اما با تمام توان آنها ، Dunkleosteus و خویشاوندان آن از سنی که نام آنها را حفظ می کند زنده نمی مانند. مایکل کوتس ، زیست شناس از دانشگاه شیکاگو می گوید: “مجموعه ای از بحران ها برای تأثیر بر زندگی روی زمین جمع شده است.” نابودی در آن رخنه کرد و گونه غالب دونین را به آرامی از بین برد. این طاقچه های زیست محیطی را باز کرد برای یک گروه جدید از ارگانیسم ها – کمتر از آنچه که “به گفته Coates ،” امضای زندگی مهره داران مدرن در این سیاره است. “

نفس نفس زدن

توماس آلژئو ، زمین شناس دانشگاه سین سیناتی می گوید: “از نظر مقیاس زمانی ،” انقراض Devonian با بقیه کاملاً متفاوت است. ” در طول میلیون ها سال ، تا 10 واقعه متمایز از بین رفتن تنوع زیستی را از حد نرمال بالاتر برد میزان پس زمینه، یا پایه دو مورد برجسته هستند: رویدادهای Kellwasser و Hangenberg که به ترتیب در اواسط و اواخر دوره Devonian اتفاق افتادند.

پاسخ های واضح و روشن در قلمرو انقراض نادر است ، اما محققان به طور كلی موافقند كه هر دو واقعه با هم همراه بوده اند کمبود اکسیژن اقیانوس، یا سطح اکسیژن کم است. برخی از بهترین شواهد در لایه های موجود است شیل سیاه – که در شرایط اکسیژن تشکیل می شوند – که مربوط به زمان است. بنابراین ، احتمالاً یکی از مهمترین مکانیسمهای کشتار در طول دوره Devonian ، خفگی باشد. در کنار ماهی های زره ​​پوش ، سازندگان صخره ها مانند مرجان ها و اسفنج ها به طور دسته جمعی مردند ، همچنین تریلوبیت ها ، گونیاتیت های شبیه ناوتیلوس و موجودات دیگر.

دشوارتر است که بگوییم چرا اقیانوس ها به طور ناگهانی برای آنها غیر قابل تنفس شدند. فعالیت های آتشفشانی مظنون دائمی در تحقیقات در حال انقراض است ، و دانشمندان به دلیل ردپای آن در انقراض Devonian رکورد سنگ را به درستی جستجو کرده اند. Algeo می گوید: “در جستجوی یک کاندیدای قابل قبول زیاد بوده است.” هنوز چیزی پیدا نشده است که بتواند با فوران هیولای منقرض شدن پرمین بعدی مقایسه شود ، اما برخی شواهد نشان می دهد که آتشفشان در یک استان آذرین بزرگ به نام تله های ویلوی ممکن است نقشی داشته باشد، از جمله ، شاید از طریق مسمومیت با جیوه. در این دوره یک سیارک نیز به زمین برخورد کرد و عرض 40 مایل را پشت سر گذاشت دهانه سیلجان.

یک مطالعه اخیر نتیجه گرفت که ماشه رویداد هانگنبرگ اشعه ماورا بنفش بوده و از طریق شکستن لایه ازن به جو نفوذ می کند. محققان نمونه های سنگ Devonian را از کوههای گرینلند و آند جمع آوری کردند و پس از حل آنها ، اسپورهای گیاهان ناقص را مطابق با آسیب DNA در اثر اشعه ماورا UV بنفش یافتند.

زندگی خودش روشن می شود

Algeo خودش را دارد ، نظریه حیرت انگیز: مرگ نه از روندهای زمین شناسی یا آب و هوایی ، بلکه به عنوان “نتیجه طبیعی تکامل کل بیوسفر” به وجود آمده است. به عبارت دیگر دشمن زندگی Devonian خود زندگی بود. وی معتقد است که به عنوان گیاهان عروقی – اساساً همه چیز به جز خزه و گلسنگ – ابتدا زمین خشک استعمار می شود ، ریشه های عمیق آنها سنگهای سطح زمین را شکسته و مواد مغذی و مواد معدنی آزاد می کند که باعث شکوفایی جلبک ها می شوند. اقیانوس ها مملو از مناطق مرده و فاقد اکسیژن شدند. در حالی که گیاهان رشد می کردند ، بقیه مردند.

گیاهان همچنین دی اکسید کربن یا CO2 ، گاز گلخانه ای گرم کننده جو را جذب می کنند. با گسترش آنها ، آنها می توانستند این سیاره را سرد کنند و عصر یخبندان را به وجود آورند که باعث پایداری بیشتر زندگی شود. (در واقع ، برخی از تحقیقات نشان می دهد که خنک کننده جهانی در انقراض Devonian نقش داشته است ، و گونه های گرمسیری را به طور نامتناسبی تحت تأثیر قرار می دهد.) اگرچه در دراز مدت ، بزرگترین میراث این پوشش گیاهی جدید ، می تواند در بازگشت انقراض باشد.

گیاهان عروقی مقصر در انقراض باشند یا نه ، بدون شک در پایان آن همه گیر بودند ، درختان و سرخس ها اولین جنگل های مدرن را تشکیل می دهند. دنیای بالای آب سرانجام برای حمایت از حیوانات حیوانات به اندازه کافی پیچیده شده بود و گونه های پرورش دریا توجه کردند. کوتس می گوید: “همه به آن نگاه می کنند و چیزهایی برای بهره برداری وجود دارد.” “آنها ناگهان از این فرصت طلایی برخوردار شده اند.”

نظم نوین جهانی

tetrapods ، قدیمی ترین اجداد زمینی ما ، اقیانوس را برای این محیط جدید رها کردند. کواتس آنها را نیمه شوخی می نامد: تک مهره دارانی که از آن زمان روی زمین رفته اند ، از نسل این چارچوب های زمینی چهار پا هستند: “دوزیستان گروتسک” که در باتلاق ها می لولند ،

Elginerpeton BW - wikimedia commons cc 3.0

نقاشی از Elginerpeton pancheni ، تتراپاد اولیه از دوره Devonian اواخر. (اعتبار: Nobu Tamura / CC توسط 3.0 / Wikimedia Commons)

پس از پایان انقراض Devonian ، حدود 360 میلیون سال پیش ، فاصله رومر آغاز شد این خلا v موجود در پرونده های فسیلی ، که برای استاد هاروارد آلفرد شروود رومر نامگذاری شده بود ، دانشمندان را برای دهه ها متحیر می کرد. مهمتر از همه ، این تلاشها برای جمع آوری تاریخ غیرمحتمل اولین حیوانات خشکی که نسب آنها سرانجام به ما منجر می شود ، خنثی می شود. در بیشتر موارد ، tetrapod ها قبل از انقراض بازیگران کمی بودند: چند هیبرید عجیب و غریب ، ماهی ریه مانند آکانتوستگا، اندامهای نیمه قلب جوانه زده در جایی که باید باله داشته باشند. آنها مطمئناً به نظر نمی رسیدند که فقط یک هاپ تکاملی باشند ، از سلطه جهانی پرش کنند و پرش کنند.

کوتس می گوید ، اما بعد از فاصله رومر ، “وقتی دوباره آنها را برمی دارید” ، آنها متنوع هستند و انواع کارهای هیجان انگیز را انجام می دهند. ” دوزیستان چوبی ناگهان در حال قدم زدن در خشکی هستند و به طور مداوم در آن پیشرفت می کنند. یکی از مشهورترین نمونه ها ichthyostega، موجودی به طول یک متر که کمی یادآور سمندر غول پیکر چینی است. طی چند میلیون سال دیگر ، دوزیستان از خزندگان تخمگذار پوسته پوسته شده جدا می شوند ، که بعدا خود دایناسورها و پستانداران را به وجود می آورند.

با انقراض Devonian نه تنها تتراپودهای زمینی بلکه حیواناتی که تا امروز به جهان مهره داران دریایی فرمان می دهند آغاز شد: ماهی های پره ای (یا استخوانی) و ماهی های غضروفی مانند کوسه ها ، پرتوها و کیمراها. گرچه ما خود را در tetrapods می بینیم ، فرزندان ماهیان پس از Devonian ، به روش خود ، حتی چشمگیرتر است – مهره داران دریایی امروز (از جمله بریستلموث، به احتمال زیاد فراوانترین مهره دار روی زمین) خیلی بیشتر از پسر عموهای خشک آنها است. کوتس می گوید اگر یک زیست شناس مریخی یک مهره دار را به طور تصادفی از سیاره ما انتخاب کند ، “احتمال دارد چیزی شبیه شاه ماهی باشد.”

مشخص نیست که انقراض Devonian تا چه اندازه جریان تکامل را تغییر داده است. شاید تتراپودها ، کوسه ها و ماهیان استخوانی به هر حال از رقبای خود پیشی گرفته باشند. به گفته Algeo ، این انقراض “احتمالاً بیشتر برای پایان دادن به این گروه ها بود که قبلاً وضعیت خوبی نداشتند.” با این وجود ، این انقراض بود که آنها را به پایان رساند ، و کف زیست محیطی را با قاطعیت به اشکال زندگی که امروزه می بینیم ، ارائه می دهد. همانطور که Coates گفت ، “زیست مدرن مهره داران محصول این رویداد بزرگ ویرایش است.” به معنای کمی ، ممکن است منقرض شدن Devonian را داشته باشیم تا از وجود خود تشکر کنیم.


بیشتر بخوانید: انقراض Ordovician: اولین برس سیاره ما با مرگ

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : کوچکترین دایناسور جهان ممکن است در واقع یک مارمولک باستان باشد


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

این مقاله در کشف کنید مسئله سالانه علم به عنوان “قصه ای از دو مارمولک”. با تبدیل شدن به یک روزنامه نگاری علمی ما را پشتیبانی کنید مشترک.


این فسیل به عنوان کوچکترین دایناسوری که تاکنون پیدا شده است ، اعلام می شود. این حیوان زنده که Oculudentavis نامیده می شود و از جمجمه ای که در کهربای 99 میلیون ساله محصور شده شناخته می شود ، تقریباً به اندازه کوچکترین مرغ مگس خوار مدرن بوده است. بنابراین عجیب است که چنین فسیلی کوچک بزرگترین بحث و جدال دیرینه شناسی سال را برانگیخته است.

از زمان انتشار فسیل در مارس در طبیعت، متخصصان خارج از هویت حیوان تردید داشتند. تجزیه و تحلیل اولیه توسط دیرین شناس ، لیدا زینگ و همکارانش ، نمی توانست محل را مشخص کند Oculudentavis مناسب در رابطه با سایر دایناسورها. در صورت وجود ، این فسیل دارای خصوصیاتی بود که برای یک دایناسور در عصر خود ابتدایی و پیشرفته بود. شایعات شروع به پخش شدن نمونه دومی از همین حیوان شد که هویت موجود به عنوان مارمولک را تأیید کرد.

سپس ، در 22 ژوئیه ، طبیعت کاغذ جمع شد دیرینه شناسان و علاقه مندان به دایناسورها به طور یکسان متحیر می شوند که اگر این مقاله برای توصیف Oculudentavis از نظر فنی دیگر وجود نداشت ، و آنچه ممکن است همه هیاهوها با نمونه دوم شایعه شده ارتباط داشته باشد. کارشناسان از بخشی از نشریات پیش از چاپ که در ماه آگوست به صورت آنلاین توسط یک تیم تحقیقاتی جداگانه ارسال شده است ، پاسخ های جزئی دریافت کردند. دیگری را توصیف کرد Oculudentavis نمونه ای از همان معادن کهربا.

زمین 3

نام Oculudentavis شامل کلمات لاتین “چشم” و “دندان” است و سی تی اسکن جمجمه این ویژگی ها را نشان می دهد. (اعتبار: لی گانگ)

فسیل ها ناخواسته مانند کشتی ها در شب از کنار یکدیگر عبور کرده بودند. آرناو بولت ، دیرین شناس دانشگاه بریستول می گوید: “ما در ماه ژوئیه سال 2019 روی مواد مارمولک کار کردیم و نمونه خود را به عنوان مارمولکی غیرمعمول برجسته کرده بودیم که باید اولویت بندی کنیم.” بولت به همراه همکارانش در دسامبر بعد از همان سال از کارگاه دوم مطلع شد. وقتی آنها چند ماه بعد تجزیه و تحلیل خود را به پایان رساندند و تعیین کردند که در کجا Oculudentavis روی درخت تکاملی افتاد ، آنها به نویسندگان گزارش دادند طبیعت کاغذ ، که در ابتدا فسیل را به عنوان یک پرنده توصیف کرده بود. هر دو نمونه بودند Oculudentavis، و به نظر می رسید هر دو مارمولک هستند.

همکار بولت ، سوزان ایوانز ، از دانشگاه کالج لندن ، می گوید: “اگرچه کثیف است ،” این دقیقاً نحوه کار علم است. گونه های جدید فسیلی با سرعت سریع نامگذاری می شوند و هر توصیف فرضیه ای را ارائه می دهد که در برابر یافته ها و تجزیه و تحلیل های بیشتر آزمایش خواهد شد. Oculudentavis از اولین حیوان ماقبل تاریخ دور است که پس از کشفیات و تحقیقات اضافی تجدید نظر می شود. دایناسور معروف برونتوساروس، به عنوان مثال ، به عنوان آپاتوسوروس در سال 1903 به دلیل شباهت بین فسیل های هر دو نمونه. سپس ، در سال 2015 ، گروه دیگری از محققان این پیشنهاد را ارائه دادند برونتوساروس واقعاً حیوان متمایزی بود و باید این نام احیا شود. تغییر ماهیت Oculudentavis فقط نمونه دیگری از چگونگی اصلاح خود دیرینه شناسی است.

با این حال ، داستان از آنجا عمیق تر می شود. هر دو نمونه از Oculudentavis از همان معدن در میانمار آمده است. این معدن ، و همچنین سایر معادن موجود در این منطقه ، فسیلهای زیادی به همراه داشته است – از نوزادان پرندگان گرفته تا گونه های جدید حشرات و حتی به نوعی گونه های دریایی مانند آمونیت های پوسته دار. فسیل های کهربای محصور شده از این معادن سنگین بسیار باارزش هستند به طوری که یک نمونه فردی می تواند به اندازه یک عنبر لوکس هزینه داشته باشد ، همانطور که مشخص است ، در سالهای اخیر موضوع بحث در جامعه دیرین شناسی بوده است.

بیشتر معادن کهربا میانمار در ایالت کاچین این کشور است که درگیری ها بین گروه های اقلیت محلی و دولت در جریان است. در سال 2017 ، ارتش میانمار کارزاری را برای تصرف منطقه حاوی مین های عنبر ، شکنجه و قتل غیرنظامیان در این روند آغاز کرد. درگیری در ژانویه 2018 هنگامی رخ داد که سربازان سه نفر را کشتند و هزاران نفر را در منطقه درگیری گرفتار کردند. در همان سال ، سازمان ملل متحد اقدامات خشونت آمیز ارتش را نسل کشی و یک جنایت علیه بشریت اعلام کرد.

عنبر استخراج شده از معادن مورد مناقشه در خود میانمار فروخته نمی شود. تکه به تکه ، فسیل ها به صورت قاچاق به چین منتقل می شوند و در آنجا به فروش می رسند ، و اغلب اطلاعاتی راجع به محل حفر آنها یا سود بردن از فروش ندارند. آنچه از نظر یک دانشمند ممکن است به عنوان یک پرنده یا حشره کاملاً حفظ شده به نظر برسد ، عنبر است که فقط چرخه خشونت را ادامه می دهد ، بخشی از بازار که با یک تخمین ، می تواند سالانه بیش از 725 میلیون دلار درآمد داشته باشد.

برخی از محققان اعتراض می کنند که دیدن ناپدید شدن فسیل های محفظه کهربا در مجموعه های خصوصی ضرر بزرگی برای علم است. برخی دیگر استدلال می کنند که به هر حال بسیاری از قطعات کهربا در موزه های معتبر یا شناخته شده نگهداری نمی شوند و احتمال فروش فسیلی که باعث درگیری مرگبار شود ، مذموم است.

دومین Oculudentavis فسیل ، نمونه ای که مارمولک شناخته شده است ، در سال 2017 پیدا شد ، گزارش می شود قبل از درگیری در منطقه ، و مورد توجه آدولف پرتی ، نویسنده مقاله ، قرار گرفت. این فسیل برای آزمایش به محققان وام داده شد و سپس به طور قانونی خریداری و به موزه ای در سوئیس صادر شد. اما بازار کهربا هنوز باز است و دیرین شناسی هنوز به طور کامل با اخلاق یک بازار تجاری که فسیل های خرید ، فروش و حتی سرقت فسیل ها را از مکان های مختلف جهان حساب می کند ، حساب نمی کند. همکار بولت ، خوان D. Daza می گوید: “مانند هر ماده فسیلی ، محققان باید مراقب و شفاف باشند.”

بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : یک چیز کمتر برای نگرانی (بیشتر)


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

مدام از همه گیر عبور می کرد. این یک فصل طاقت فرسای انتخابات را پشت سر می گذاشت. این امر در برابر اخبار بد در مورد آتش سوزی و اخبار خوب در مورد اکتشاف ماه ادامه داشت. از طریق همه اینها ، روزنامه های تابلویی و وب سایت های clickbait داستان های “سیارک های قاتل” را سرلوحه ما قرار می دادند – و مردم به خواندن ، کلیک و نگرانی ادامه می دادند.

بدون شک ، بسیاری از مردم از این نوع داستان ها لذت می برند ، زیرا در اعماق وجود آنها ، آنها لذت می برند نکن باور کنید که فاجعه در حال وقوع است. تصور این که دقیقاً تصورآمیز است ، مانند دیدن خارق العاده ای از نیویورک و لس آنجلس در یک فیلم فاجعه هالیوود ، جالب است. واضح است که ، تأثیرات سیارک امری واقعی است ، همانطور که به طرز ترسناکی توسط سنگ پهنای 20 متر که در سال 2013 بر فراز چلیابینسک روسیه منفجر شد ، بیش از 1500 نفر زخمی شدند. دلیل خوبی برای مطالعه سیارکها ، درک خطرات و ایجاد روشهایی برای منحرف کردن شی object تهدیدکننده در صورت لزوم وجود دارد ، همانطور که در پست قبلی ام بحث کردم.

اما با توجه به س questionsالاتی که در توییتر می بینم و در Quora منتشر شده است ، افراد زیادی هستند که صمیمانه خطر سقوط یک سیارک بزرگ به زمین را بیش از حد ارزیابی می کنند و در نتیجه دچار اضطراب بی جا زیادی می شوند. اکنون در جهان به اندازه کافی خطرات اصلی و واقعی وجود دارد که باید نگران آنها باشید ، از جمله خطراتی که شخصاً می توانید بر آنها تأثیر بگذارید. (ماسک بزنید ، فاصله مناسبی داشته باشید و از اجتماعات بزرگ خودداری کنید!) اگر می خواهید به دفاع از کره زمین کمک کنید ، می توانید به یک گروه نجوم آماتور بپیوندید یا به نمایندگان خود بگویید که از تحقیقات سیارک ها و دفاع از سیارات پشتیبانی کنند. همچنین می توانید از کشفیات چشمگیر دنیای علم سیارک ها لذت ببرید و آنها را با افرادی که ترس بیش از حد و لذت کافی در این زمینه را دارند ، به اشتراک بگذارید.

سعی می کنم سهم خودم را برای رفع نگرانی ها انجام دهم. بنابراین در اینجا من پاسخ چند نوع سوال متداول را که در مورد خطرات سیارک ها دریافت کرده ام ، جمع آوری کرده ام.

این ممکن است یک شوک آور باشد ، اما سیارک با عرض 1000 کیلومتر در فیلم Armageddon دقیقاً واقع بینانه نبود. (اعتبار: Touchstone Pictures)

این ممکن است یک شوک آور باشد ، اما سیارک به عرض 1000 کیلومتر در فیلم Armageddon کاملاً واقع بینانه نبود. (اعتبار: Touchstone Pictures)

نوع 1: آیا ممکن است یک سیارک غول پیکر و ناشناخته وجود داشته باشد که بر روی زمین فرود آمده باشد؟ من اغلب سوالات مربوط به Quora را در طول این خطوط مشاهده می کنم ، که معمولاً شامل سیارکی به اندازه تگزاس (یا اندازه اروپا یا اندازه ماه) است که کمتر از یک سال از کشف آن می گذرد. این شبیه سناریوی برخی از موارد بیش از حد بالا است آخرالزمانتلنگرهای سبک

اینجا جای نگرانی نیست. اصلاً هیچی سیارکی به اندازه تگزاس که در عرض یک سال به زمین برخورد می کند؟ غیرممکن است یک سیارک به اندازه اروپا؟ به طور کامل غیرممکن

هیچ جسمی به این بزرگی در کمربند سیارک وجود ندارد. بزرگترین سیارک ، سرس ، تقریباً به اندازه اسپانیا و فرانسه است که در کنار هم قرار گرفته اند. این کمی بزرگتر از تگزاس است و شاید آنقدر بزرگ باشد که بتواند آن را “اندازه اروپا” بنامد ، اما سرس در مدار پایدار و بسیار دور از ما قرار دارد. این به عنوان یک تهدید کاملا منتفی است.

اگر می خواهید سراغ یک سناریوی همه جانبه برای فاجعه بروید ، بهتر است به کمربند کویپر فراتر از نپتون نگاه کنید. بزرگترین اشیا in در کمربند کوئیپر – پلوتو و اریس – واقعاً در اندازه اروپا هستند اما مانند سرس در مکانهای پایداری قرار دارند و حتی با مقیاس زمانی زمین شناسی مسیر ما را طی نمی کنند. تعداد اجسام بزرگ کمربند کویپر بسیار اندک است و به قدری توزیع شده اند که تغییر هر یک از آنها که به مدار متقاطع زمین آشفته می شوند اساساً صفر است.

بسیاری از اشیاiper کوچکتر و راحت تر در کمربند کویپر وجود دارد. این منطقه منبع برخی از دنباله دارهایی است که در منظومه شمسی داخلی می بینیم. این اجسام بسیار کوچکتر هستند ، اما به طور معمول بیش از چند کیلومتر عرض ندارند ، و حتی بنابراین به راحتی قابل مشاهده هستند. آنهایی که به سمت داخل مهاجرت می کنند نیز به اندازه کافی نادر هستند که تأثیرات اصلی دنباله دارها روی زمین به طور متوسط ​​ده ها میلیون سال اتفاق می افتد.

طبیعت از جهتی مهم با ما مهربان است: هرچه تأثیرگذاری بالقوه بزرگتر باشد ، تشخیص آن راحت تر و ایجاد مزاحمت است. در نتیجه ، اگر حتی یک احتمال کوچک وجود یک جسم بزرگ در مسیر برخورد وجود داشته باشد ، ما هشدار زیادی خواهیم داد.

اگر ما در مورد یک جسم کمربند کوئیپر به اندازه یک قاره صحبت می کنیم ، ستاره شناسان آن را لکه دار می کردند مگر اینکه حداقل 50 تا 100 AU (فاصله خورشید و زمین) از خورشید باشد. از آن فاصله ، یک جسم طول می کشد 200 سال برای رسیدن به منظومه شمسی داخلی. ما باید چند قرن پیش اخطار داشته باشیم ، نه یک سال. و چنین جسمی از طریق منظومه شمسی داخلی با پیامد کمی عبور می کند مگر اینکه از نزدیک زمین فاصله داشته باشد – یک اتفاق بسیار بعید از واقعه بسیار غیرمحتمل دیگر.

اگر می خواهید هر سناریوی احتمالی فاجعه را بازی کنید ، می توانید یکی دیگر را در نظر بگیرید: یک جسم بین ستاره ای که با سرعت زیادی وارد سیستم خورشیدی ما می شود. دو دنباله دار بین ستاره ای شناخته شده – ‘Oumuamua و Borisov – با سرعت حدود 5 AU در سال وارد منظومه شمسی می شوند. اگر یک پلوتو بین ستاره ای را ببینیم که سر راه خود قرار دارد و آن را در فاصله 50AU مشاهده کنیم ، ممکن است فقط یک دهه اخطار داشته باشیم. برای ‘Oumuamua و Borisov ، ما هشدار بسیار کمتری داشتیم ، زیرا هر دو کوچک هستند. باز هم: هرچه شی بزرگتر باشد ، پیش آگهی بیشتری دریافت می کنید.

تأثیر ستاره دنباله دار بین ستاره ای سناریوی فاجعه است. این پیش فرض فیلم آینده است گرینلند، که به طرز غیر منتظره ای قابل قبول با خطر مقابله می کند. اما توجه داشته باشید که ما در مورد اشیای بسیار کوچکتر از آنچه در س questionال اصلی صحبت شده است صحبت می کنیم. ‘Oumuamua فقط حدود 300 متر طول داشت! حتی این چیزهای کوچک به اندازه کافی نادر است که منجمان مجبور بودند سالها قبل از پیدا کردن یکی از آنها جستجو کنند. ما هیچ تصوری نداریم که پلوتوس های بین ستاره ای اندازه قاره حتی وجود داشته باشند یا خیر. به هر حال آنها هیچ نشانه ای از وجود خود بر جای نگذاشته اند. به عنوان مثال اگر چیزی در منظومه شمسی در 4 میلیارد سال گذشته توسط چنین جسمی مورد اصابت قرار گرفته باشد ، شاهد این شواهد هستیم.

خط پایین: آخرین باری که جسمی به اندازه قاره به زمین برخورد کرد 4.5 میلیارد سال پیش بود که منجر به شکل گیری ماه شد. احتمال وقوع آن در زندگی شما بسیار نزدیک به صفر است. احتمال اینکه فقط با یک سال هشدار قبلی رخ دهد دقیقاً صفر است. به سادگی نمی تواند اتفاق بیفتد.

انفجار سال 2013 بر فراز چلیابینسک روسیه توسط سیارکی به عرض حدود 20 متر ایجاد شد. و حتی آن تأثیرگذارهای کوچک هم یکبار در یک قرن اتفاق می افتند. (اعتبار: الكساندر ایوانف)

انفجار سال 2013 بر فراز چلیابینسک روسیه توسط سیارکی به عرض حدود 20 متر ایجاد شد. و حتی آن تأثیرگذارهای کوچک هم یکبار در یک قرن اتفاق می افتند. (اعتبار: الكساندر ایوانف)

نوع 2: آیا ممکن است سیارک دیگری مانند آن که دایناسورها را کشته تقریباً بدون هیچ هشدار قبلی به ما برخورد کند؟ در این حالت ، اندازه سیارک قابل قبول تر است. از این گذشته ، زمین 66 میلیون سال پیش واقعاً توسط یک سیارک 10 کیلومتری مورد اصابت قرار گرفت. اما به همان دلایل اساسی که در بالا عرض کردم ، هیچ راهی وجود ندارد که چنین جسمی بزرگ در یک مسیر برخورد کوتاه مدت با زمین باشد ، بدون اینکه ما آن را متوجه شویم. ما قبلاً هر سیارک بزرگی را رصد کرده و مدار آن را طراحی کرده ایم. هیچ چیز آنجا وجود ندارد که به سمت ما بزرگ باشد.

این س questionال به دور از سوال است که “آیا یک ابر آتشفشان می تواند ناگهان در زیر شهر نیویورک منفجر شود؟” یا “آیا می توانید فردا از خواب بیدار شوید و بفهمید طوفانی به طول 1000 کیلومتر بر فراز دنور وجود دارد؟” این ممکن است برای چه سرگرم کننده ای ایجاد کند ، اما این امکان در دنیای واقعی نیست.

فقط دو نوع فاجعه وجود دارد که فکر می کنم فقط با چند روز اخطار قبلی می تواند باعث یک فاجعه جهانی شود:

  • یک جنگ هسته ای همه جانبه که به طور خاص برای خاموش کردن بشریت طراحی شده است و 10 هزار شهر بزرگ جهان را هدف قرار داده است.

  • مداخله الهی.

جدی ، همین است. برخی از احتمالات عجیب و غریب وجود دارد که می تواند در یک چشم به هم زدن بسیاری از سیاره را از بین ببرد (مورد علاقه من سقوط تراکم انرژی خلاuum است) ، اما هیچ هشداری درباره وقوع آن نداریم. فاجعه های سریع دیگری نیز وجود دارد که می توانیم مانند ابرشعله خورشیدی شاهد وقوع آن باشند ، اما این پایان جهانی نخواهد بود. اما هیچ فاجعه طبیعی شناخته شده ای وجود ندارد که بتواند جهان را به این سرعت و در عین حال قابل پیش بینی نابود کند.

خط پایین: اگر داستانی را مشاهده کردید که حاکی از یک فاجعه قریب الوقوع سیارک است ، ساختگی است. هر سیارک به اندازه کافی بزرگ که بتواند باعث خسارت جهانی شود ، چیزی است که از قبل می دانستیم. هر سیارک به اندازه کافی کوچک که ما در مورد آن اطلاعاتی نداشته باشیم ، نمی تواند آسیب جهانی ببیند. همانطور که توسط حادثه چلیابینسک نشان داده شده است ، خطرهای سیارکی صادقانه وجود دارد. به همین دلیل مهم است که بررسی ما در مورد سیارک های نزدیک به زمین را به پایان برسانیم و سیستم های هشدار دهنده بهتری را برای اشیا that ورودی به وجود آوریم که برای تشخیص خیلی دور از زمین بسیار کوچک باشند. اما اینها رده های کاملاً متفاوت ریسک هستند.

Apophis در سال 2029 از نزدیکی زمین عبور خواهد کرد ، اما مسیر آن کاملاً شناخته شده است. به ما ضربه نخواهد زد. (اعتبار: NASA-JPL)

Apophis در سال 2029 از نزدیکی زمین عبور خواهد کرد ، اما مسیر آن کاملاً شناخته شده است. به ما ضربه نخواهد زد. (اعتبار: NASA-JPL)

نوع 3: من شنیدم که سیارک Apophis قرار است در تاریخ 13 آوریل 2029 به زمین برخورد کند. آیا این صحت دارد؟ این پرسش متداول ترین س ofالی است که می شنوم و متداول ترین نوع روزنامه نگاری غیرمسئولانه است که به صورت آنلاین می بینم. (سیارک خاص در عنوان اغلب تغییر می کند ، اما ایده همیشه یکسان است.) این داستان ها حاوی یک گوشه از حقیقت هستند ، زیرا آنها در مورد سیارک های واقعی نزدیک به زمین هستند که به سیاره ما نزدیک می شوند. اما آنها آن قطعه حقیقت را به انبوهی از … تبدیل می کنند ، چیزی که چندان خوشبو نیست.

غالباً برخوردهای “نزدیک” که در داستانهای کلیک کلیک می کنند ، میلیونها کیلومتر از زمین فاصله خواهد داشت ، بسیار دورتر از ماه. غالباً شی in مورد نظر نیز بسیار کوچک است ، مانند اصطلاحاً “سیارک انتخابی” که اندکی قبل از روز انتخابات امسال از زمین عبور کرد. حتی اگر ضربه هم می زد کاملاً بی ضرر بود. هرچند گاهی اوقات داستان ها بیشتر با واقعیت بنا می شوند و این مواردی هستند که بیشترین رمزگشایی را می طلبند.

Apophis واقعاً در سال 2029 با عبور از حدود 32000 کیلومتر از زمین ، برخورد نزدیک خواهد کرد. آن فاصله کاملاً ثابت شده است. سیارک دلتنگ ما خواهد شد. احتمال برخورد صفر است. از طرف دیگر ، بعد از این برخورد ، مدار جدید آن می تواند آن را در مسیر برخورد در سال 2068 بفرستد. این احتمال کم است ، اما صفر نیست. به همین دلیل ستاره شناسان بر اهمیت مطالعه سیارک ها و یادگیری نحوه انحراف آنها در صورت لزوم تأکید می کنند.

Apophis حدود 300 متر عرض دارد ، به اندازه کافی بزرگ است که کاملاً خطرناک است. اما به خاطر داشته باشید که حتی در سال 2068 احتمال برخورد بسیار کم است. به خاطر داشته باشید که دهه ها فرصت خواهیم داشت تا مدار آن را مطالعه کنیم و بررسی کنیم که آیا خطر به اندازه کافی قابل توجه است یا خیر. و اگر چنین باشد ، می توانیم عمل کنیم! ایده های بی شماری در مورد نحوه انحراف یک سیارک وجود دارد. ماموریت DART که تابستان سال آینده آغاز می شود ، اثرات کنترل شده یک سیارک را آزمایش می کند ، یکی از تکنیک های انحراف ممکن.

این مورد در مورد سایر سیارک های نزدیک به زمین نیز صدق می کند. ستاره شناسان در مورد خطرات برخورد سیارک های شناخته شده از نزدیک صحبت می کنند. اگر می خواهید اعداد خام را بررسی کنید ، می توانید خودتان را در JPL Small-Body Database Browser ببینید و روی “close close data” کلیک کنید. نیازی نیست که کلمه برخی از rando را در رسانه های اجتماعی یا وب سایتی که همچنین داستان هایی درباره دشمنی افراد مشهور و مشاهده ارواح را تحت فشار قرار می دهد ، بیان کنید.

خط پایین: هر چه سیارک شنیده اید قرار است به زمین برخورد کند ، اینطور نیست. اگر یک سیارک یا دنباله دار در آنجا وجود داشته باشد – کلاً یک نفر – که احتمال تأثیرگذاری قابل توجهی داشته باشد ، همه افراد جامعه علمی درباره این موضوع صحبت می کنند. کنفرانس های علمی در مورد آن برگزار می شود. محققان برجسته می توانند در مورد آن در توییتر و فیس بوک پست ارسال کنند. در اخبار کابل می توان بدون وقفه به آن پرداخت. شما نمی توانید در مورد این موضوع از یک تابلوئید خس خس خس خس انگلیسی یاد بگیرید.

اگر نمی شنوید که دانشمندان در مورد تأثیر احتمالی آینده بدون وقفه صحبت می کنند ، فقط یک توضیح وجود دارد: این اتفاق نخواهد افتاد. داستان یک حقه است یا یک عمل ترسناک است ، که توسط کسی که ساده لوح است یا سعی در فریب شما دارد ، گسترش می یابد. آن را نادیده بگیرید و حرکت کنید. موارد مهم دیگری وجود دارد که باید نگران آنها باشید. موارد مهم دیگری نیز برای جشن گرفتن وجود دارد.


برای اطلاعات بیشتر در زمینه اخبار علمی و بررسی واقعیت ، من را در توییتر دنبال کنید: coreyspowell


بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

سایت انفجار : مراقب باشید: اجسام در جهان بزرگتر از آن هستند که به نظر می رسند


بازی بوم شرطی:بازی انفجار

در حدود 4 میلیارد سال دیگر ، کهکشان آندرومدا با کهکشان ما ، کهکشان راه شیری برخورد خواهد کرد و انفجار درخشان شکل گیری ستارگان را به وجود می آورد. این دقیقاً خبر فوری نیست (با فرض اینکه هر اتفاقی که میلیاردها سال در آینده رخ دهد را می توان از هر نوع “اخبار” دانست). ستاره شناسان از دهه ها پیش در مورد برخورد قریب الوقوع می دانند ، بسیاری از داستانهای مشهور در مورد آن بحث کرده اند و تیمی که با تلسکوپ فضایی هابل کار می کند حتی تصاویر زیبایی از این آتش سوزی قریب الوقوع را در کنار هم قرار داده است.

اما یک ماجرای غیرمنتظره در داستان وجود دارد.

در اوایل این هفته ، محققانی که روی یک پروژه نقشه برداری آسمان به نام AMIGA کار می کردند گزارش دادند که مراحل اولیه برخورد آندرومدا و راه شیری مدتها قبل از رویداد اصلی اتفاق می افتد. برای تماشای سر و صدا کهکشان لازم نیست 4 میلیارد سال صبر کنید. با کمی تقویت بینایی می توانید شاهد وقوع آن باشید همین الان… زیرا برخورد آندرومدا و راه شیری از قبل آغاز شده است.

دلیل اینکه این برخورد چند میلیارد سال زودتر از موعد مقرر رخ داده این است که کهکشان آندرومدا بسیار بزرگتر از آن است که به نظر می رسد. قطر دیسک درخشان و پرستاره کهکشان حدود 120000 سال نوری است و کمی بزرگتر از کهکشان راه شیری است. در سالهای اخیر ، مطالعات عمیق در مورد آندرومدا با استفاده از تلسکوپ های غول پیکر کاک در هاوایی ، جمعیت گسترده ای از ستاره ها را نشان داد که قطر کل کهکشان را به حدود 200000 سال نوری کشانده اند. با این وجود این در مقایسه با آخرین مطالعه هیچ چیز نیست.

نیکولاس لنر از دانشگاه نوتردام و همکارانش تشخیص دادند که هاله آندرومدا – پاکت بیرونی آن از گاز بسیار نازک و داغ ، مانند جو کهکشانی – تا 2 میلیون سال نوری از مرکز آن فاصله دارد. تیم AMIGA همچنین مشخص کرد که هاله به دو لایه تقسیم می شود ، یک لایه داخلی که با انفجارهای ابرنواختر هم زده می شود و یک لایه بیرونی که بسیار نرم و آرام است. در سال های آینده ، گاز حاصل از هاله به آهستگی به آندرومدا می بارد و به تشکیل نسل های بعدی ستاره کمک می کند.

کهکشان راه شیری از نظر اندازه و ساختار به آندرومدا شباهت دارد و هاله کهکشان ما نیز تقریباً مشابه است. قلب به قلب ، آندرومدا 2.5 میلیون سال نوری با راه شیری فاصله دارد. اگر هر کهکشان هاله ای داشته باشد که از هر جهت 1 تا 2 میلیون سال نوری گسترش یابد ، لمس این دو اجتناب ناپذیر است. ادغام بزرگ در حال انجام است.

اگر بتوانید گستره کامل کهکشان آندرومدا را مشاهده کنید ، به طرز حیرت انگیزی در آسمان بزرگ به نظر می رسد. دیسک کهکشان به صورت لکه ای فازی با عرض تقریباً یک چهارم درجه (تقریباً نیمی از عرض ماه کامل) با چشم غیر مسلح و کمی بیشتر از دوربینی به نظر می رسد. تصاویر با نوردهی طولانی که از طریق تلسکوپ گرفته می شود ، بازوهای مارپیچی ضعیف و بیرونی را نشان می دهد که اندازه آن را تا اندازه ای بیش از سه درجه در عرض افزایش می دهد.

با استفاده از نور 43 اختروش دور ، ستاره شناسان توانستند هاله عظیمی را که در اطراف کهکشان آندرومدا و دیگر کهکشان های دیگر در کیهان وجود دارد ، نقشه برداری کنند. (اعتبار: NASA / ESA / E. Wheatley)

با استفاده از نور 43 اختروش دور ، ستاره شناسان توانستند هاله عظیمی را که در اطراف کهکشان آندرومدا و دیگر کهکشان های دیگر در کیهان وجود دارد ، نقشه برداری کنند. (اعتبار: NASA / ESA / E. Wheatley)

هاله آندرومدا حتی از بزرگترین تلسکوپ ها به طور مستقیم قابل مشاهده نیست. لنر مجبور شد با تماشای نور 43 کوازار دور که از بخشهای مختلف هاله می درخشد ، آن را به صورت شبح مطالعه کند. اما اگر چشمان شما بتواند درخشش پراکنده را از بین تمام آن گازهای گرم و حباب در اطراف آندرومدا تشخیص دهد ، بیش از 60 درجه عرض به نظر می رسد: به طور کامل دیده می شود ، کهکشان آندرومدا بیش از یک سوم مسیر آسمان را کشیده است!

شهود انسانی به شما می گوید که اجرام نجومی دور باید در آسمان کوچکتر از اجسام مجاور ظاهر شوند. اما شهود هنگام برخورد با مقیاس ها و ساختارهای ناشناخته جهان دوردست ، معمولاً راهنمای شنیعی است. در منظومه شمسی ما فقط خورشید ، ماه و ستاره دنباله دار گاه به گاه با چشم غیر مسلح قابل مشاهده هستند. سیارات فقط نقطه هستند. چشم خود را به یک تلسکوپ بگذارید و می توانید سیارات را به دیسک های کوچک گسترش دهید ، اما قمرها و سیارک ها نقطه هستند. فراتر از منظومه شمسی ما حرکت کنید تا به ستاره های دیگر نگاه کنید ، و شما … نقاط بسیار بیشتری خواهید گرفت.

هرچند حتی دورتر بروید و همه چیز تغییر می کند. با افزایش مقیاس فاصله ، مقیاس اجسام موجود در آنجا حتی سریعتر افزایش می یابد ، بنابراین بسیار بزرگتر به نظر می رسند. کهکشان راه شیری یک مورد دراماتیک است که به آن اشاره دارد. به عنوان نواری از نور قابل مشاهده است که کل آسمان را دور می زند. حتی اگر آنها هزاران سال نوری با ما فاصله داشته باشند ، بازوهای کهکشان ما بسیار بزرگتر از هر ساختار قابل مشاهده ای در منظومه شمسی هستند.

با دور شدن از زمین ، این الگو ادامه می یابد. نزدیکترین خوشه اصلی کهکشان ، خوشه Virgo است که شامل حدود 1500 کهکشان است. آنقدر وسیع است که کل صورت فلکی را پر می کند و از آن پس نامگذاری شده است. خوشه Virgo بخشی از یک گردهمایی بزرگتر ، Supercluster Virgo است که شامل راه شیری ما است. Supercluster Virgo ، به نوبه خود ، زیرمجموعه ای از ابرخوشهرهای حتی بزرگتر به نام Laniakea ، یکی از بزرگترین ساختارهای جهان شناخته شده است.

لانیاکا چقدر بزرگ است؟ حتی اگر منطقه مرکزی آن حدود 250 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد ، تقریباً تا نیمه آسمان امتداد دارد. “Laniakea” در هاوایی به معنای “آسمان عظیم” است و آنها شوخی نمی کنند.

برای انصاف در گوشه گوشه کوچک جهان ، باید اشاره کنم که من کمی تقلب کرده ام. در منظومه شمسی ما فقط اجسام منفرد با ساختار گسسته (جامد ، مایع ، گاز یا پلاسما) را در نظر گرفته ام ، اما در جهان دوردست محیط های گسترده کهکشان ها و مجموعه کهکشان ها را شامل شده ام. اگر همین استاندارد را برای منظومه شمسی اعمال کنید ، در اینجا هم همه چیز بزرگتر می شود.

گرد و غبار و یونهای دنباله دار NEOWISE از روی زمین به راحتی قابل مشاهده بودند ، حتی اگر خود دنباله دار (حفره) آنقدر کوچک بود که حتی تلسکوپ فضایی هابل هم نتوانست آن را حل کند. (اعتبار: NASA / ESA / STScI ، Q. Zhang ، Z. Levay)

گرد و غبار و یونهای دنباله دار NEOWISE از روی زمین به راحتی قابل مشاهده بودند ، حتی اگر خود دنباله دار (حفره) آنقدر کوچک بود که حتی تلسکوپ فضایی هابل هم نتوانست آن را حل کند. (اعتبار: NASA / ESA / STScI ، Q. Zhang ، Z. Levay)

به عنوان مثال ، دنباله دار روشن اخیر NEOWISE را در نظر بگیرید. قسمت جامد دنباله دار بسیار کوچک است و بیش از 5 کیلومتر عرض ندارد ، اما گاز و گرد و غباری که از ستاره دنباله دار جوشیده است – ردپای محیطی آن – یک میلیون بار دورتر گسترش یافته است. به تعبیری ، زمین نیز مانند یک دنباله دار عمل می کند. میدان مغناطیسی سیاره ما با ایجاد یک دم مغناطیسی که می تواند تا 10 میلیون کیلومتر دورتر از خورشید باشد ، یک اختلال مخروطی شکل در باد خورشیدی ایجاد می کند.

جرم مشتری 318 برابر جرم زمین است و همچنین دارای یک میدان مغناطیسی بسیار بزرگتر و قدرتمندتر است. این میدان در کنار هم ، بیش از 2 میلیون کیلومتر از کره زمین امتداد دارد. اگر این میدان با چشم غیر مسلح قابل مشاهده باشد ، تقریباً چهار برابر ماه کامل پدیدار می شود! و این فقط عرض است. مانند میدان زمین ، توسط مشتری خورشید به سمت یک دم طولانی به طول صدها میلیون مایل به سمت مشتری حرکت می کند. مغناطیسی مشتری بسیار عظیم است که می تواند تا مدار زحل امتداد یابد. وقتی اواخر امسال این دو سیاره به صف می شوند ، ممکن است دم مشتری دقیقاً در صورت زحل بچرخد.

در همین حال ، خورشید خود حبابی عظیم از پلاسمای مغناطیسی در اطراف خود ایجاد می کند که هلیوسفر نامیده می شود. این حباب سرانجام در برابر ماده محیط بین ستاره ای قرار می گیرد. لبه بیرونی این حباب که هلیوپاوز نامیده می شود ، 10 تا 20 میلیارد کیلومتر (دادن یا گرفتن) از همه جهات امتداد دارد. زمین و سایر سیارات در اعماق هلیوسفر می چرخند ، بنابراین می توان گفت که خورشید ما را از هر جهت احاطه کرده است.

روز یا شب ، هر جهت به بخشی از خورشید اشاره دارد. راه فراری نیست چشمان شما نمی تواند آن را ببیند ، اما ماموریت IBEX ناسا می تواند از هر طرف پاکت خورشیدی را که ما را احاطه کرده است ، مشاهده کند.

زمینه مایکروویو کیهانی بزرگترین چیزی است که می توانیم در جهان مشاهده کنیم. یا کوچکترین است؟ (اعتبار: ESA / Planck)

زمینه مایکروویو کیهانی بزرگترین چیزی است که می توانیم در جهان مشاهده کنیم. یا کوچکترین است؟ (اعتبار: ESA / Planck)

اما صبر کن یک ساختار کیهانی گریزناپذیر دیگری وجود دارد که کاملاً ما را احاطه کرده است: پس زمینه مایکروویو کیهانی ، تابش برجای مانده از انفجار بزرگ. در پس زمینه مایکروویو ، بسیار کوچک و بسیار بزرگ یکی می شوند. تابش به همه جا وجود دارد زیرا هر بخشی از فضای اطراف شما (از جمله آن بخشی که اکنون اتفاق می افتد) زمانی بخشی از بیگ بنگ بود.

هنگامی که جهان تازه هچ شده بی نهایت کوچک بود ، تابش در همه جا وجود داشت. 370،000 سال پس از انفجار بزرگ ، 370،000 سال پس از انفجار بزرگ ، هنگامی که به اندازه کافی خنک شد ماده و تابش به صورت جداگانه پیش رفت. و امروز ، 13.7 میلیارد سال بعد ، تابش هنوز هم در همه جا وجود دارد. هنگامی که ستاره شناسان تابش را ترسیم می کنند ، آنها در حال بررسی لبه قابل مشاهده جهان و در عین حال شروع فشرده گرم و متراکم آن هستند.

حداقل در این یک نمونه ، ممکن است بگویید که جهان بسیار (بسیار ، بسیار ، بسیار) کوچکتر از آنچه که به نظر می رسد ، است.


برای دریافت اخبار علمی و تأملات ، در توییتر مرا دنبال کنید: coreyspowell


بازی انفجار شرطی
سایت انفجار
سایت شرط بندی انفجار
سایت بازی انفجار

بازی انفجار : این پروژه های علمی به محققان کمک می کند تا خطرات تغییرات آب و هوایی را ردیابی کنند


سایت بازی انفجار,بازی انفجار

Citizen Science Salon یک همکاری بین است کشف کردن و SciStarter.org.


تغییرات آب و هوا در حال حاضر مردم و املاک را در سراسر جهان تهدید می کند ، از آتش سوزی شدید گرفته تا شدت فزاینده طوفان ها. جامعه علمی برای ردیابی خطرات ناشی از تغییرات آب و هوایی ، از جمله افزایش سطح دریا ، درجه حرارت شدید ، خشکسالی و سیل ، به کمک شما نیاز دارد.

از طریق این پروژه های علمی و رویدادهای آنلاین ، هم بچه ها و هم بزرگسالان می توانند در حالی که به تحقیقات در دنیای واقعی کمک می کنند ، در مورد آب و هوا ، تغییرات آب و هوا و موارد دیگر اطلاعات کسب کنند.

ایمنی شما همیشه اول است. تنها در پروژه های علمی شهروندی شرکت کنید در صورت عدم اطمینان از انجام این کار.

سیل

سیلاب ها می توانند در دهه های آینده شهرهای ساحلی را وادار به مهاجرت های گسترده کنند. (اعتبار: Sabina Zak / Shutterstock)

آتش سوزی ، سیل و رانش زمین

پوشش زمین - ماده روی سطح زمین ، مانند چمن یا آسفالت - برای بسیاری از فرآیندهای مختلف روی زمین بسیار مهم است و به آسیب پذیری جامعه در برابر بلایای مانند آتش سوزی ، سیل یا لغزش زمین کمک می کند. GLOBE Observer ناسا از داوطلبان می خواهد که از منظره عکس بگیرند ، نوع پوشش زمین را مشخص کنند و سپس مشاهدات شما را با داده های ماهواره ای مطابقت دهند. دانشمندان از مشاهدات شما برای بهبود نقشه‌های پوشش جهانی زمین استفاده خواهند کرد.

در NASA GLOBE Observer: Land Cover شرکت کنید


باران - Shutterstock

(اعتبار: روسلان کوکاروف / Shutterstock)

باران ، تگرگ و برف را اندازه گیری کنید

درست مانند سرویس پستی ، نه برف ، باران ، گرما و تاریکی شب مانع داوطلبان CoCoRaHS از تکمیل سریع دورهای تعیین شده خود نمی شود. در واقع ، این نوع آب و هوای مورد علاقه آنها است. اگر این به نظر شما می رسد ، به برنامه نظارت بر هواشناسی CoCoRaHS بپیوندید. از یک سنج باران برای جمع آوری داده های مورد استفاده توسط سرویس ملی هواشناسی ، هواشناسی ، خدمات شهری ، معلمان ، دانش آموزان و بسیاری دیگر استفاده کنید تا هم درک شدید بارش و هم خشکسالی را درک کنید.

در شبکه باران ، تگرگ و برف CoCoRaHS شرکت کنید


طوفان میکاست

(اعتبار: MyCoast)

سند آسیب طوفان

وقتی دریاهای طوفانی با ساحل بی نظیر روبرو می شوند ، نتیجه همیشه زیبا نیست. از برنامه MyCoast برای ثبت جزر و مد ، آسیب در طوفان ، پاکسازی ساحل ، سیل و موارد دیگر استفاده کنید. تصمیم گیرندگان ساحلی ، مدیران اضطراری و دیگران از گزارشات شما برای تصمیم گیری در مورد برنامه های تاب آوری استفاده می کنند.

برای مستند کردن وضعیت آب و هوای شدید در MyCoast شرکت کنید


ISeeChange

بررسی کنید که آب و هوا و تغییرات آب و هوایی چه تاثیری بر جوامع و محیط ما می گذارد. (اعتبار: پیکسابای)

آتش سوزی و هوای شدید

با ثبت اسناد آتش سوزی ، سیل ، حوادث آب و هوایی و سایر پدیده ها با ISeeChange خبرنگار محیط زیست شوید. این پروژه پیشگامانه ترکیبی از علم شهروندی ، روزنامه نگاری شهروندی ، داده های ماهواره ای و آب و هوایی ناسا ، حسگرها و کنجکاوی جامعه برای نظارت بر تغییر شرایط محیطی است.

با گزارش iSeeChange در گزارش تغییرات آب و هوایی نزدیک خود شرکت کنید


پشه ها - Shutterstock

(اعتبار: mycteria / Shutterstock)

پشه ها و ظهور سطح دریا

موزه علوم بوستون میزبان رویدادهایی است که از دانش شهروندان برای بررسی مشکلات بزرگ استفاده می کند ، از جمله وبینار در مورد افزایش سطح دریا (29 سپتامبر). در 26 اوت ، آنها همچنین یک مجمع در مورد پشه ها (26 اوت) داشتند. برای ثبت نام در این رویدادها و اکتشاف پروژه های برجسته علوم شهروندی که خطرات اقلیمی را بررسی می کنید ، از صفحه موزه علوم در SciStarter دیدن کنید.


با مراجعه به SciStarter.org می توانید پروژه های علمی شهروندی بیشتری پیدا کنید.

بازی انفجار شرطی
بهترین سایت بازی انفجار
سایت
بازی انفجار